مقطع حساس‌کنونی

حکایت2 مدیر اجرایی و یک رئیس دفتر

در یک جلسه راهبردی که با حضور دو نفر از مدیران ارشد اجرایی دوره سامانی در دفتر یکی از مدیران ارشد اجرایی دوره غزنوی برگزار شده بود، یکی از مدیران ارشد اجرایی مهمان، به مدیر ارشد اجرایی میزبان گفت: آقای دکتر، دفتر شما خیلی فشل است و اصلا چابک نیست، در صورتی‌که دفتر ما بسیار چابک است و تمامی کارها را به‌طور بهینه انجام می‌دهد.
کد خبر: ۱۲۱۶۲۶۳

وی افزود: برای مثال، وقتی من به رئیس دفترم دستوری می‌دهم، می‌توانم به‌طور کامل محاسبه کنم چند دقیقه بعد نامه‌اش را می‌زند، چند دقیقه بعد تلفنش را می‌زند، چند دقیقه بعد اتوماسیون انجام و چند دقیقه بعد دستور من عملیاتی می‌شود. اما تو چی؟ مدیر ارشد اجرایی میزبان گفت: اتفاقا رئیس‌دفتر من هم همین‌طور است و من به‌طور کامل می‌توانم پیش‌بینی کنم که دستورم کی مراحل اداری را طی می‌کند و کی اجرایی می‌شود.
مدیر ارشد اجرایی مهمان گفت: کو ببینم؟ مدیر ارشد میزبان گوشی تلفن را برداشت و با لحن آرام و مدیریتی رئیس دفتر خود را صدا کرد. چند لحظه بعد رئیس دفتر وارد اتاق شد و به‌طور دست‌به‌سینه گفت: در خدمتم.
مدیر ارشد اجرایی میزبان گفت: آقای مقدم، دفتر معاونت مالی را بگیرید و بگویید دستور برداشت مبلغ سابق‌الذکر را همراه پاراف مدیریت بهره‌برداری برای دایره اجرایی صادر کنند.
رئیس دفتر گفت چشم و از اتاق بیرون رفت.مدیر ارشد اجرای میزبان گفت: الان دارد دفتر معاونت مالی را می‌گیرد.
چند لحظه بعد گفت: الان نامه برای پاراف در مدیریت بهره‌برداری است.
چند لحظه بعد گفت: الان پاراف مدیریت بهره‌برداری را گرفت. چند لحظه بعد گفت: الان نامه دوم برای دایره اجرایی در حال نگارش است. چند لحظه بعد گفت: الان نامه به دایره اجرایی رسید و پس از امضا به دبیرخانه رفت.
چند لحظه بعد گفت: هم‌اکنون نامه نهایی از دبیرخانه به دفتر ما رسید.
در این لحظه گوشی را برداشت و با لحن آرام و مدیریتی رئیس دفتر خود را صدا کرد.
چند لحظه بعد یکی از کارمندان دفتر وارد اتاق شد و به‌طور دست‌به‌سینه گفت: در خدمتم.
مدیر ارشد اجرایی میزبان گفت: چطور شد؟ کارمند دفتر گفت: آقای مقدم از اتاق شما که بیرون آمدند گوشی تلفن را برداشتند که ناگهان سیم تلفن پیچ خورد و شست پای آقای رئیس‌دفتر که کفش‌شان را در آورده بودند و دمپایی پوشیده بودند داخل چشم‌شان فرو رفت و ایشان را به بهداری منتقل کردیم و هم‌اکنون مشغول طی مراحل درمانی هستند.
در این لحظه وقت ناهار فرا رسید و همه خاموش شدند.

امید مهدی‌نژاد

روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها