در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش خبرنگار جامجم، عصر 21 مهر ۹۷ مردی هراسان با کلانتری قرچک ورامین تماس گرفت و از جنایتی که در خانه همسایهشان رخ داده بود، خبر داد. مأموران بلافاصله به آدرس مورد نظر رفتند و در آنجا با پسر 18سالهای به نام پویا که پیکر خونین دوستش را در آغوش گرفته بود و اشک میریخت روبهرو شدند. پویا میگفت ناخواسته با چاقو به قلب دوستش مجتبی زده است.
جسد خونین مجتبی 20 ساله با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و پویا تحت بازجویی قرار گرفت. این پسر که مشروب خورده و مست بود جنایت را گردن گرفت و به بازسازی صحنه جرم پرداخت.
وی دیروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی اصغر عبداللهی و با حضور یک قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد. در ابتدای این جلسه پدر و مادر مجتبی برای پویا حکم قصاص خواستند .
سپس پویا در جایگاه ویژه ایستاد و در تشریح جزئیات ماجرا گفت: از وقتی درسم را رها کردم، کار میکردم. من قفسهساز بودم و آن روز برای جوشکاری به خانه یکی از دوستانم رفته بودم. وقتی بعدازظهر به خانه برگشتم مادرم در خانه نبود، چون پدرم نگهبان بود مادرم برای پدرم غذا برده بود. میخواستم بخوابم که دوستم مجتبی با من تماس گرفت و من را به آرایشگاهش دعوت کرد. وقتی به آنجا رفتم متوجه شدم پیراهن، شلوار و کتانی نو خریده است. او به من گفت دیشب قمار کرده و پول لباسهایش را در قمار برده است. او به من گفت اگر دیشب با او به مهمانی رفته بودم ممکن بود پولی به دست بیاورم .
وی در ادامه مدعی شد: بعد از چند ساعت مجتبی آرایشگاهش را تعطیل کرد و مرا به خانهاش برد. او در بین راه مقداری خوراکی و مشروب خرید. وقتی به خانه رسیدیم برایم مشروب آورد. به او گفتم مشروب نمیخورم که به من اصرار کرد. چند دقیقه بعد از خوردن مشروب متوجه شدم حالم بد شده است، اما او به من گفت برای اینکه حالم بهتر شود لازم است مقدار دیگری مشروب بخورم .
این متهم گفت: من مست بودم که مجتبی شروع به بهانهگیری کرد. او از من گلایه کرد که چرا با دوست مشترکمان به نام علیرضا صمیمیتر از او هستم و همیشه پاسخ تلفنهای علیرضا را میدهم، اما گاهی اوقات پاسخ تلفنهای او را نمیدهم. او که عصبانی بود به یکباره به صورتم سیلی زد و گفت در حقم خوبیهای زیادی کرده و به همین خاطر باید به خواستهاش تن بدهم. از شنیدن حرفهای مجتبی شوکه شده بودم. او میخواست من را آزار دهد که عصبانی شدم و کنترل تلویزیون را به سمت لوستر پرتاب کردم و با لگد به تلویزیون زدم. میخواستم از خانه خارج شوم، اما او مانع خروجم شد. همان موقع به سمت پنجره رفتم و قصد داشتم خودم را از پنجره به بیرون پرت کنم که مجتبی به رویم چاقو کشید. من هم برای دفاع از خودم کارد میوهخوری را برداشتم و یک ضربه به سینه او زدم. وقتی مجتبی روی زمین افتاد شوکه شدم. من او را در آغوش گرفتم و مقابل در خانهشان بردم و همسایهها را خبر کردم، اما وقتی اورژانس به خانه آنها رسید کار از کار گذشته بود .
در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: