در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
متهمان هفته گذشته در شعبه ۱۲ دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستادند. ابتدای جلسه، نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و گفت: مسعود و مجتبی20ساله متهم هستند با ترفندی خاص و با تهدید چاقو در محدوده دانشگاه تهران دست به ۲۰ فقره تلفنهمراهقاپی زدهاند. اکنون با توجه به فراری بودن همدست دیگرشان، برای آنها اشد مجازات میخواهم.
سپس چهار شاکی که در دادگاه حضور داشتند به تشریح شکایتشان پرداختند.
نخستین شاکی مرد جوانی بود که گفت: عصر از محل کارم به خانهمان در حوالی دانشگاه تهران برمیگشتم. میخواستم زنگ در خانه را بزنم که سه پسر موتورسوار جلو آمدند و از من نشانی پرسیدند. وقتی گفتم بلد نیستم به سمتم حمله کردند. چون فهمیده بودم دنبال گوشی تلفنهمراه هستند فرار کردم. اما آنها مرا دنبال کردند و با تهدید چاقو گوشی را ربودند و گریختند.
دومین شاکی زن جوانی بود. وی گفت: من آن زمان پس از سالها درمان، باردار شده بودم و تحت نظر پزشک بودم، اما این دو پسر به من حمله کردند و باعث شدند استرس زیادی به من وارد شود. من تمام دوران بارداریام را در استراحت مطلق به سر بردم و هنوز هم میترسم استرس این ماجرا، تأثیر بدی روی فرزندم گذاشته باشد .
سومین شاکی گفت: من وقتی مقابل در خانهام رسیدم و میخواستم با کلید در را باز کنم سه پسر موتورسوار نزدیکم آمدند و از من نشانی پرسیدند. آنها میگفتند خانه دوستشان را گم کردهاند و از من خواستند تا تلفنهمراهم را به آنها بدهم تا با دوستشان تماس بگیرند. به آنها گفتم گوشی شارژ ندارد.
همان موقع یکی از آنها موتورش را به عمد روی زمین انداخت و از من خواست برای بلند کردن موتور به او کمک کنم. وقتی خم شدم موتور را از روی زمین بردارم آنها گوشی را قاپیدند و و با موتور فرار کردند. آخرین شاکی حاضر در دادگاه که مرد قوی هیکلی بود با اشاره به
دو متهم گفت: من ورزشکار و قوی هیکل هستم، اما متهمان که همگی ریزنقش بودند با ترفندی خاص مرا فریب دادند و گوشی را دزدیدند. من برای آنها مجازات میخواهم.
وقتی دو متهم در جایگاه ویژه ایستادند، جرمشان را انکار کردند. آنها گفتند به اشتباه دستگیر شدهاند وگوشی قاپ نیستند و همدست فراری شان احتمالا دست به این سرقت ها زده است.
در پایان جلسه مادر یکی از متهمان که در دادگاه حضور داشت و بهشدت گریه میکرد به قاضی دادگاه گفت: ما شرایط مالی بدی داریم.
شوهرم سالهاست فوت کرده و پسرم نانآور خانواده است. ممکن است به پسرم به خاطر فقر مالی و برای تامین زندگی من و سایر فرزندانم دست به این کار زده باشد.
به همین خاطر تقاضا دارم در مجازات فرزندم تخفیف قائل شوید.
در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: