در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش خبرنگار جامجم، تحقیقات جنایی در این پرونده از شهریور سال 96 و به دنبال ناپدید شدن پسر جوانی به نام کامران در دستور کار پلیس تهران قرار گرفت.
براساس شکایت خانواده کامران، او آخرینبار برای ملاقات با دختری به نام الناز از خانه خارج شده و پس از آن فرد ناشناسی با خانواده کامران تماس گرفته و برای آزادیاش درخواست 500 میلیون تومان پول کردند.
با این شکایت احتمال گروگانگیری از سوی الناز مطرح و دختر 25 ساله دستگیر شد. دختر جوان در ابتدا منکر اطلاع از سرنوشت کامران شد اما در ادامه لب به اعتراف گشود و به قتل پسر جوان با همدستی مادرش اعتراف کرد. الناز در اعترافاتش گفت: در خیابان با پسر جوان آشنا شدم، او یک ماشین شاسیبلند داشت و پسر پولداری بود. به همین خاطر مادرم از من خواست تا طبق نقشه او را به خانهمان بکشانم و او را به گروگان بگیریم و در برابر آزادیاش از خانواده او پول بخواهیم.
من کامران را به خانهمان دعوت کردم و داخل قهوه او قرص خوابآور ریختم. وقتی کامران بیهوش شد دستوپایش را بستم. من و مادرم با خانواده او تماس گرفتیم و در برابر آزادیاش نیم میلیارد تومان پول خواستیم. اما خانوادهاش پولی پرداخت نکردند.
وی ادامه داد: ما کارت عابربانک کامران را نیز گرفتیم اما او رمز را اشتباه به ما داده بود. به همین خاطر مادرم او را کشت و جسدش را مثله و آن را در جاده هراز رها کرد .
به دنبال اعترافهای تکاندهنده این دختر، مادرش نیز بازداشت شد. وی قتل را گردن گرفت و گفت: من و دخترم مدتها قبل نیز یک مرد را گروگان گرفته و ۶۰ میلیون تومان اخاذی کرده بودیم به همین خاطر وقتی فهمیدم الناز با پسر ثروتمندی آشنا شده، نقشه گروگانگیری را کشیدم. دخترم پسر جوان را به خانه آورد. ما دست و پای او را بستیم و کارت عابربانکش را گرفتیم اما او رمز را اشتباه به ما داده بود. من چند بار بدن او را با اتو سوزاندم و او را شکنجه کردم. اما او رمز کارت را به ما نمیگفت. آخرین بار در حالی که عصبانی شده بودم پلاستیکی را روی سرش کشیدم که خفه شد. سپس با چاقو و ساطور، جسد را تکهتکه کردم. آن را داخل ساک گذاشتم و در جاده هراز رها کردم. من چاقو و ساطور را در حوالی خانهمان در قلعه حسنخان به یک سطل زباله انداختم.
برای زن میانسال به اتهام قتل و برای دخترش به اتهام معاونت در جنایت کیفرخواست صادر شد اما در این میان زن میانسال به خاطر بیماری جان سپرد و دخترش در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. این دختر به تشریح جزئیات ماجرا پرداخت و گفت: باور کنید من قصد کشتن کامران را نداشتم. وقتی مادرم او را شکنجه میکرد مانع او میشدم. حتی یک بار وقتی پلاستیکی را روی سرش کشیده بود، پلاستیک را پاره کردم و کامران را نجات دادم. ما سه شبانهروز کامران را در خانهمان گروگان گرفتیم. آخرین روز برای خرید بیرون رفته بودم اما وقتی برگشتم متوجه شدم مادرم در حال گریه کردن است. وقتی علتش را پرسیدم گفت کامران را خفه کرده است. مادرم به تنهایی جسد را تکهتکه کرد و از خانهمان بیرون برد .
در پایان جلسه، قضات وارد شور شدند و دختر جوان را به خاطر معاونت در قتل به ده سال زندان محکوم کردند. این حکم در دیوان عالی کشور تحت رسیدگی قرار گرفت اما تایید نشد. به این ترتیب قرار شد تا الناز بار دیگر در شعبه همعرض محاکمه شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: