jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۲۱۴۳۵۵   ۰۶ تير ۱۳۹۸  |  ۰۰:۰۱

مردم سردشت 32 سال بعد از حادثه بمباران شیمیایی هفتم تیر 1366 چه وضعیتی دارند؟

سردشت هنوز می‌سوزد

اگر صفحات تقویم هفتم تیرماه 1366 را نشان می‌دادند، اگر آبی آسمان سردشت یکدفعه پر از گرد سپید می‌شد، اگر زمینش جابه‌جا پر از جنازه بود و هنوز بوی تند خردل می‌آمد و می‌نشست توی گلوی آدم‌ها، شاید خیلی‌ها یادشان می‌آمد که سردشت شیمیایی است و یادشان می‌ماند که مردم سردشت 32 سال است چشم‌هایشان می‌سوزد و انگار این سوزش تمامی ندارد، 384 ماه است که سخت نفس می‌کشند و سرفه‌ها اما نشان را می‌برد، 11هزار و 520 روز است که پوست‌شان سرخ می‌شود، انگار که گر گرفته باشد و داغ شود و بسوزد و هیچ چیزی روی این زخم مرهم نگذارد!

از حادثه بمباران شیمیایی شهر سردشت حالا 32 سال می‌گذرد و هنوز مردم این شهر مرزی با عواقب شیمیایی ‌شدن روزگار می‌گذرانند؛ مردمی که مدت‌هاست با خاطره روزهای قبل از بمباران شیمیایی زندگی می‌کنند؛ روزگاری که زمین سردشت سبز بود، آسمانش آبی و بخت آدم‌هایش سفید اما خردل که روی تن شهر نشست، بخت خیلی‌ها سیاه شد.
برای سردشتی‌ها چه آنهایی که سن‌شان به هفتم تیر 1366 قد می‌دهد و چه آنهایی که بعد از این حادثه به دنیا آمده‌اند، هنوز بمباران شیمیایی یک حادثه تازه است؛ درد و رنجی که در زندگی خیلی از خانواده‌ها سایه انداخته؛ خانواده‌هایی که هنوز درگیر احراز هویت جانبازی‌شان هستند.
این را رسول خضری نماینده مردم پیرانشهر و سردشت در مجلس شورای اسلامی به ما می‌گوید و ادامه می‌دهد: سال 1366 خطیب وقت نماز جمعه تهران در زمان جنگ تحمیلی تعداد مصدومان شیمیایی سردشت را 8024 نفر اعلام کرد اما اکنون با گذشت 32 سال از این حادثه فقط جانبازی 1582 نفر از شهروندان محرز شده و تعداد زیادی از مردم سردشت درگیر احراز شیمیایی بودن‌شان هستند.
مشکلی که خضری آن را به کم‌کاری و تعلل بنیاد شهید نسبت می‌دهد و می‌گوید: این‌که با گذشت این همه سال هنوز احراز جانبازی خیلی‌ها در هاله‌ای از ابهام باشد، متاسفانه کم‌کاری و تعلل بنیاد شهید را نشان می‌دهد .
مصدومان حادثه شیمیایی سردشت، به‌جز بحث احراز جانبازی‌شان، مشکلات دیگری هم دارند، مشکلات کوچک و بزرگی که وقتی کنار هم قرار می‌گیرند زندگی را برایشان سخت تر می‌کنند. نماینده مردم سردشت و پیرانشهر در مجلس در این‌باره می‌گوید: بحث درمانی جانبازانی که احراز هویت شده‌اند، یکی دیگر از مشکلاتی است که هنوز در سردشت دیده می‌شود و هنوز خبری از آن شعبه بیمارستان ساسان تهران که وزارت بهداشت قول داده بود و بنیاد شهید تعهد کرده بود در سردشت بسازد، نیست. شهر هنوز همان درمانگاه قدیمی جانبازان شیمیایی را دارد و با بازدید‌هایی که شخصا از این درمانگاه داشتیم، همیشه با مشکل کمبود اقلام دارویی مواجه شده ام که همواره به صورت متناوب در این درمانگاه وجود داشته؛ این مشکل مخصوصا در شرایط امروز کشور و بحث تحریم‌هایی که وجود دارد، جانبازان شیمیایی این شهر را آزار می‌دهد .
مشکلی که در مرحله‌های بعدی به توزیع نامناسب و تامین واکسن آنفلوآنزا بین مصدومان شیمیایی سردشت می‌رسد؛ واکسنی که هرسال شهریور ماه باید به آنها تزریق شود تا از عوارض بیماری‌های فصلی دور باشند.
مشکل بعدی جانبازان شیمیایی این شهر مرزی در حوزه درمان، بحث بیمه تکمیلی آنهاست؛ خضری با اشاره به این موضوع هم از چالش‌های جانبازان با بیمه دی می‌گوید . به گفته خضری، این بیمه که از طرف بنیاد شهید جانبازان را تحت پوشش گرفته، در سردشت به شدت کم کار است و نسبت به تامین پرداخت صورتحساب‌ها تعلل می‌کند و وقتی برای رسیدگی به مشکلات‌شان به نماینده شهرشان مراجعه می‌کنند این یکی از گلایه‌های اصلی مردم سردشت است.
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در ادامه از حضور عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه و افتتاح سالن 500نفری همایش‌های شهدای بمباران شیمیایی سردشت در سالگرد این حادثه خبر می‌دهد و می‌گوید: هر سال برای بزرگداشت یاد و خاطره شهیدان و مصدومان شیمیایی این حادثه مراسمی برگزار می‌شود که امسال آقای عراقی و 50 نفر از خانواده‌های جانبازان و شهدای شیمیایی وزارت امور خارجه در سردشت به نشانه همبستگی و همدردی با خانواده شهدا و بازماندگان قربانیان شیمیایی سردشت حضور پیدا می‌کنند و ما انتظار داریم این حضور پیش زمینه اتفاق‌های مثبت در سردشت باشد.
سردشت حتی برای مردم عادی هم مناسب زندگی نیست
رحیم واحدی، رئیس انجمن دفاع از حقوق قربانیان شیمیایی سردشت اما معتقد است حضور مسؤولان مختلف در سالگرد شیمیایی سردشت در این شهر، اگر منبع خیر و برکت نباشد فایده‌ای به حال مردم این شهر ندارد. واحدی که خودش هم یکی از مصدومان شیمیایی حادثه بمباران سردشت است و 11 نفر از اعضای خانواده‌اش را در این حادثه از دست داده به ما می‌گوید: این‌که هرکدام از مسؤولان ما زحمت بکشند به سردشت بیایند و از هوایی که ما تنفس می‌کنیم استنشاق کنند و حال و روز ما را از نزدیک ببینند، ما را خوشحال می‌کند. اما انتظار داریم این حضورشان منبع خیر و برکت باشد. اگر به مناسب این حضور‌ها هر سال یک برنامه و طرح درسالگرد بمباران در سردشت افتتاح می‌شد، فردا ما باید سی و دومین طرح را افتتاح می‌کردیم، اما خبری از این آمارها در سردشت نیست و سردشت از نظر امکانات رفاهی حتی برای انسان‌های عادی هم شرایط مناسبی برای زندگی ندارد چه برسد به شهری که طبق آمارها 8025 نفراز مردمش مصدوم شیمیایی‌اند .
رئیس انجمن دفاع از حقوق قربانیان شیمیایی سردشت هم در ادامه از مشکلاتی می‌گوید که سردشتی‌ها را احاطه کرده است. از این‌که از آن جمعیت 8025 نفری فقط جانبازی کمتر از 1600 نفر تایید شده. معضلی که به شرایط احراز هویت جانبازی در کمیسیون پزشکی بنیاد شهید و ایثارگران برمی‌گردد.
واحدی در همین ارتباط می‌گوید: کمیسیون پزشکی طبق یک قاعده علمی کار می‌کند و استانداردهای خاص خودش را دارد که این قواعد درباره عوارض مصدومیت شیمیایی پر از ابهام است. یعنی از نظر پزشکی عوارضی که به دلایل مختلف در ریه ایجاد می‌شود مثل برونشیت یا آسم با عوارض گاز خردل شبیه هم هستند، در نتیجه شناسایی بسیاری از مصدومان شیمیایی سردشت با توجه به این شباهت‌ها دشوار شده است و همین موضوع مردم را خیلی اذیت می‌کند. مردمی که 32 سال مدام کمیسیون پزشکی می‌شوند و نسبت به این معاینه‌های بی سرانجام دیگر احساس خوبی ندارند.
اتفاقی که باعث می‌شود رئیس انجمن دفاع از حقوق قربانیان شیمیایی سردشت به ما بگوید: مشکلات مردم سردشت در کمیسیون پزشکی حل نمی‌شود. یک حکم حکومتی می‌خواهد تا این مشکلات حل شود و مسؤولان باید به این موضوع توجه کنند، آن هم در این منطقه مرزی که مردمش درآمد خاصی ندارند و خیلی‌ها مجبورند برای کسب درآمد به کولبری بروند و شاید در این سال‌ها خیلی‌ها که هنوز جانبازی‌شان محرز نشده از طریق کولبری زندگی‌شان را گذرانده‌اند.
سردشت، هنوز شیمیایی است
برای ابوطالب حداد، مرد 38 ساله امروز که زمان بمباران یک نوجوان 16 ساله بوده، حادثه آن روز سردشت هنوز پر از علامت سوال است، هنوز ابوطالب از خودش می‌پرسد چرا کسی درباره بمباران شیمیایی به آنها اطلاع رسانی نکرده بود و او نمی‌دانست بوی تندی که در هوا پیچیده بوی باروت بمب تخریبی نیست، بلکه بوی گاز خردل است. ابوطالب هنوز یادش نرفته که سردشت از روز حادثه تخلیه شد تا دوماه و چند روز بعد: «هرکسی به بنا به وسع مالی‌اش رفت جایی، بعضی‌ها رفتند مهاباد، بعضی‌ها هم رفتند بوکان و تبریز. آنهایی هم که وضع مالی‌شان خوب نبود رفتند روستاهای اطراف سردشت. خانواده ما هم تا نزدیک مهر که مدارس باز می‌شد در یکی از روستاهای سردشت ماندند.»
ابوطالب جانباز 55 درصد شیمیایی است، کارت جانبازی هم دارد، درست مثل پدر و برادرش خالد که جانباز 25 درصد هستند، اما از خانواده آنها مادرش و بقیه خواهرانش همگی ناراحتی پوستی دارند و هنوز کارت جانبازی نگرفته‌اند. او در توضیح بیشتر می‌گوید: عوارض شیمیایی شدن هنوز با مردم ماست، حتی بچه اول من که پسر است ناراحتی پوستی شدید دارد و دکتر‌ها می‌گویند می‌تواند از عوارض شیمیایی باشد. آثار بمب شیمیایی هم هنوز در شهرماست، این را شاید آدم‌های سالم که در معرض بمب نبوده‌اند حس نکنند اما من شیمیایی بدن حساس تری دارم و این آلودگی را بیشتر حس می‌کنم، مخصوصا وقت‌هایی که از نزدیکی محل‌های اصابت بمب رد می‌شوم حالم بدتر می‌شود و این تجربه بین و من همشهریایم مشترک است، خیلی از ما نزدیک محل اصابت که می‌شویم تنگی نفس مان بیشتر و پوست بدن‌مان سرخ می‌شود، این موضوع را بارها هم با مسؤولان مطرح کرده ایم اما کسی رسیدگی نمی‌کند.
مشکلات سردشت فقط بحث شیمیایی نیست
درد دل ابوطالب را از شیمیایی بودن خاک سردشت گوشه ذهن‌تان نگه دارید تا بنشینیم پای صحبت‌های جلال‌الدین حسن‌پور، یکی دیگر از جانبازان شیمیایی سردشت به ما می‌گوید: مردم سردشت مشکلات زیادی دارند، خیلی‌ها هنوز شناسایی نشده‌اند، آنهایی هم که شناسایی شده‌اند با مشکلات زیادی داروهایشان را تامین می‌کنند. بیمه تکمیلی ما هم از وقتی از بیمه ایران به بیمه دی تغییر پیدا کرده، پرداختی سروقتی ندارد. قبلا که بیمه ایران بودیم یک هفته‌ای هزینه به ما برگردانده می‌شد اما الان با تاخیر این کار انجام می‌شود.
مشکلات سردشت اما به گفته این جانباز شیمیایی،فقط بحث شیمیایی و درمانی مردمش نیست، حسن‌پور با اشاره به همین موضوع هم می‌گوید: الان مردم شهرها واقعا شرایط اقتصادی خوبی ندارد، وضعیت خود شهر هم که گفتن ندارند و ما تقریبا حرکت مثبت قابل توجهی را در شهر نمی‌بینیم؛ فقط در این سال‌ها ساختمان‌ها در شهر بالا رفته‌اند، اما جاده‌ها هنوز به همان شکل قدیم هستند، سردشت هنوز پارک درست و حسابی ندارد، سینما ندارد و از داشتن امکانات رفاهی مناسب محروم است. ما فقط دوتا درمانگاه داریم و یک بیمارستان آن هم در خارج از شهر سر سه راهی سردشت است که جوابگوی جمعیت شهر با این همه مصدوم شیمیایی نیست.

بسته شدن معابر کولبری و بیکاری سردشتی‌ها
بین مشکلاتی که به گلایه مشترک مردم سردشت تبدیل شده، از کمبود امکانات درمانی مناسب مثل بیمارستان‌های مجهز گرفته تا محرومیتی که در جای‌جای شهرستان ریشه دوانده به فراهم نبودن زیرساخت‌ها به‌خصوص در زمینه عمرانی و جاده‌های مواصلاتی و... می‌رسد، سردشتی‌ها مدتی است با مشکلات اقتصادی هم درگیرند؛ مشکلی که سررشته‌اش به بسته شدن معابر کولبری این شهر می‌رسد. خضری، نماینده مردم سردشت و پیرانشهر در مجلس شورای اسلامی به ما می‌گوید: بیشترین ظرفیت شهر سردشت بحث مرز و گردشگری آن است، اما ما در حوزه مرزی با توجه به این‌که رئیس‌جمهور معابر کولبری را بست، با مشکلات زیادی مواجه شده‌ایم؛ چراکه هیچ جایگزینی برای این بستن معابر کولبری به مرزنشینان ارائه نشد. تنها چیزی که به مردم این منطقه دادند و شامل حال همه هم نشد یک کارت الکترونیکی مرزنشینی بود که این کارت هم واقعا کاربردی برایشان نداشته است.
خضری می‌گوید: سردشت حدود 130 هزار نفر جمعیت دارد که از این جمعیت 60 درصد شهرنشین و 40 درصد روستانشین هستند و عمده اشتغال مردم این منطقه همان بحث معابر مرزی و کولبری بود که با بسته شدن این معابر، مشکلات زیادی برایشان به وجود آمده و ما انتظار داریم وزارت کشور درمورد تعیین تکلیف این بازارچه‌های مرزی و معابر کولبری تصمیم بهتری بگیرد تا این آب باریکه‌ای هم که منبع درآمد مردم این منطقه بود از دست نرود.

مینا مولایی

ایران

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر