خانوادههای زیادی هستند که به علت مشغلههای کاری و مشکلات زندگی حال حرف زدن با بچهها و برقراری ارتباط سالم با آنها را ندارند و بازی با آنها و قصهگویی که از رسومات قدیمی ماست را کنار گذاشتهاند و در عوض به دست بچهها گوشیهای تلفن همراهی را دادهاند که ممکن است در آن چشمشان هر چیزی را ببیند و گوششان هرچیزی را بشنود.
وضع که در خانوادهها اینچنین است، در فضاهای آموزشی از مدرسه تا دانشگاه نیز چنین است، درحالی که میتواند نباشد و از فضای مجازی و امکانات نرمافزارهای مفید در جهت افزایش دانش و آگاهی افراد استفاده شود. چند سالی است در برخی کشورهای پیشرفته دنیا از فضای مجازی و تلفنهای همراه هوشمند برای رشد فرهنگ کتابخوانی میان دانشآموزان استفاده میشود به این نحو که کتابهای مفید را در این فضا بارگذاری و کودکان و نوجوانان را ترغیب به خواندن میکنند.
پس اگر ما نیز از فضای مجازی در جهت تعلیم و تربیت استفاده کنیم راه را بهدرستی رفتهایم وگرنه دچار نوعی سرگردانی میشویم که حاصلش تولید افرادی است که دچار شخصیتهای ملون هستند. مشکل اصلی جامعه ما این است که در حوزه سواد رسانهای کمتر کار میکنیم برای همین تصور این است که سواد رسانهای منحصر است به سختافزارها در حالی که این نوع از سواد به ما آموزش میدهد که چگونه هدفمند جستوجو کنیم، از کدام منبع و کانال پیامهایمان را دریافت کنیم و آیا همه آنها را بپذیریم یا این که روی هر پیام تفکر کنیم و با نگاه نقادانه به موضوعات نگاه کنیم. اینها همه مستلزم آموزش هم در خانه و هم در سیستم آموزشی است، چرخهای که اگر مورد توجه قرار گیرد موجب دانایی و اگر نگیرد موجب ناآگاهی و سطحی شدن میشود.
عباس اسدی/ کارشناس فضای مجازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم