در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به عنوان کسی که سالهاست در زمینه طراحی صحنه و لباس کار کردید، فکر میکنید در دانشگاهها چقدر به این رشته توجه میشود و سر فصل دروس و نوع آموزش دانشگاهها در زمینه طراحی لباس چقدر حرفهای و کارآمد است؟
در دانشگاههای دولتی ما صرفا رشته طراحی صحنه تئاتر آنهم طبق متدهای قدیمی تدریس میشود. متاسفانه مسؤولان آموزشی اصلا به این توجه نمیکنند که همه چیز اعم از فناوری و... به روز شده و به بالندگی رسیده (البته این جریان در دانشگاههای غیردولتی و مدارس سینمایی شکل و شمایل بهتری دارد). باید تاکید کنم طراحی صحنه و لباس دو مقوله کاملا مجزا از هم هستند و در کنار اینکه آموزش آکادمیک نیاز یک فرد برای کار در هر دوی این حرفههاست، اما باز هم تجربه آموزی در کار نقش عمدهتری در یادگیری این دو حرفه دارد. این تجربه آموزی هم البته در تمام رشتهها صادق است و شما اگر هزاری هم درس بخوانی تا وارد بازار کار نشوی و عملی خودت شروع به کار نکنی، آن را تمام و کمال یاد نمیگیری.
در فیلم «چ»، شما کار طراحی صحنه و لباس را بهعهده داشتید. از نگاه خودتان راجع به این فیلم توضیح میدهید؟
من در فیلم «چ» یا شهید چمران در خدمت آقای حاتمیکیا بودم. در این فیلم قرار بود برشی کوتاه از زندگی شهید چمران را به تصویر بکشیم. برای این فیلم نیاز به تحقیقات میدانی بود که یادم هست طی صحبتهایی که با مردم آن منطقه انجام میدادیم خیلیها اصلا دکتر چمران را نمیشناختند و این کمی برای ما مشکلساز بود. به هر حال ساخت ساعتهایی از زندگی شهید چمران مشکل بود، چون شخصیت ایشان پیچیده و زندگیشان پر فراز و نشیب بود. ضمن اینکه پاوه دهه 90 با پاوه دهه 60 خیلی متفاوت است.
و قطعا به دلیل گذشت این همه سال، بازسازی پاوه و دکور و صحنه آرایی مشکل بود؟
بله، خیلی. جز بیمارستان قدیمی پاوه که از آن زمان تا به امروز تقریبا دست نخورده باقی مانده، ما تقریبا تمام دکور را ساختیم. پاوه شهری کوهستانی و طبقاتی است و باید جایی را پیدا میکردیم که این بافت را به ما میداد. البته نزدیک به 80-70 درصد این محلها را ما در همانجا پیدا کردیم که کار را انجام دهیم، اما در نهایت به دلایلی به ما گفتند که بهتر است جای دیگری این فضا را بازسازی کنید. به همین خاطر روانه تهران شدیم و در دهکده مقاومت دکور را ساختیم.
پس عمده دکور شهر پاوه را در دهکده مقاومت تهران بازسازی کردید؟
لوکیشنهای واقعی این فیلم یکی بیمارستان پاوه بود که سالهاست در حال بازسازی آن هستند و دیگری روستایی به نام خانقاه در اطراف پاوه که پلانهای ورود دکتر چمران به شهر پاوه را آنجا گرفتیم. باقی مکانها را در منطقه اسبدوانی سابق یا دهکده مقاومت فعلی تهران ساختیم. تمام خیابانها، خانهها، جایی که بالگرد سقوط میکند را در دهکده مقاومت بازسازی و اجرا کردیم.
برای خلق فضای بصری فیلم چقدر مطالعه و از خاطرات شاهدان محلی استفاده کردید؟
خیلی زیاد. هم آقای حاتمی کیا برای نگارش فیلمنامه و هم من برای طراحی صحنه و لباس آدمهای آن روزگار، تحقیقات میدانی گستردهای با ریش سفیدان پاوه انجام دادیم. در کنار آن کتابهای مختلفی را که در ارتباط با اتفاقات آن مقطع زمانی پاوه بود مطالعه کردیم تا حتی با نوع پوشش شهید چمران هم آشنا شویم. زمانی به ما میگفتند چرا در فیلم نشان دادید که شهید چمران با کت و شلوار وارد پاوه میشود و ما جواب میدادیم؛ چون در واقعیت هم همینطور بود و عکس هایشان هم موجود است. حتی مهندس مهدی چمران (برادر شهید چمران) هم بر تصاویر فیلم ما صحه گذاشتند که شهید چمران اصلا برای جنگ به پاوه نیامده بودند، با کت و شلوار برای ختم غائله آمده بودند که منجر به اتفاقات بعدی شد. تمام سعی ما این بود که واقعیت و حق مطلب را ادا کنیم تا دینی به گردنمان نباشد.
از لباسهای آرشیوی و فروشگاهی هم در این کار استفاده کردید یا تمام لباسها کار طراحان لباس بود؟
لباسهای خود شهید چمران تماما دوخته شده است. لباسهای کردی و هنروریمان هم طراحی و دوخته شد. ببینید، وقتی فیلمی متعلق به زمان حال و فضای شهری است امکان استفاده از لباسهای فروشگاهی هست، اما در مورد فیلمهایی که متعلق به تاریخ است عمدتا باید لباسها طراحی شود. ما حتی برای تهیه پارچه لباس نیروهای تکاوری که آن زمان مقابل «دستمال سرخها» (نیروهای پاسداری به فرماندهی «شهید علیاصغر وصالی» که پس از چند روز درگیری در حالی که روزهدار بودند منطقه را از وجود ضدانقلاب پاک کردند) ایستاده بودند هم خیلی گشتیم. چون اصلا آن نوع پارچه دیگر موجود نبود و واقعا بهسختی توانستیم آن را پیدا کنیم.
از مشکلات طراحی لباس متنهای تاریخی بگویید.
درست است که پوشش 40ـ30 سال پیش نسبت به امروز خیلی تفاوت نکرده، اما بههر حال تغییرهایی در نوع یقه، نوع برش لباس، نوع شلوار و... دیده میشود که قطعا باید لحاظ شود. این مساله البته مشکل است و جذاب. چون شما موظف به تحقیق و مطالعه میشوید که بارعلمی و درک شخص خودتان را هم بالا میبرد.
صحنههای انفجار و درگیری در این فیلم زیاد بود. اتفاق غیرمنتظرهای طی این انفجارها رخ نداد؟
نه خوشبختانه. انفجارها و تیراندازیهای شهر پاوه ویژوال افکتی بود و درواقع واقعی نبود. در آن بخش هم که به دهکده مقاومت تهران آمدیم، تیراندازیهای میدانی شد و خوشبختانه اتفاق غیرمنتظرهای نیفتاد.
خاطرهای از فیلم «چ» به یاد دارید؟
ماندگارترین خاطره ام از این فیلم صحنه سقوط بالگرد است که ما تا به حال در سینمای ایران این نوع فیلمبرداری را تجربه نکرده بودیم. این سکانس هماهنگی تنگاتنگی بین طراحی صحنه و فیلمبرداری و ویژوال افکت و حتی اسپشیالافکت میدانی میطلبید که نتیجهاش بسیار رضایتبخش شد. حتی خاطرم هست وقتی داشتیم اتودهای سقوط هواپیما را میزدیم به آقای حاتمیکیا گفتم؛ درآوردنش عین آب خوردن است. ایشان ناراحت شد و گفت؛ یعنی چه که عین آب خوردن است؟! گفتم عین آب خوردن است، اما یک بشکه 200 لیتری آب خوردن! این سکانس ماندگار و این فیلم به همت تمام بچههای کار و خود آقای حاتمیکیا بود و بچهها هر چه در توان داشتند گذاشتند که این کار به نحو احسن به پایان برسد.
بعد از اکران عمومی «چ»، نظر مردم کردستان راجع به این فیلم چه بود؟
نظرها متفاوت بود. یکسری خیلی آن را دوست داشتند و یکسری آن را خلاف واقعیت میپنداشتند. خب مسلم است که یک فیلم تاریخی و کلا هر فیلمی نمیتواند تمام نظرات را به خود جلب کند.
قبل از این فیلم چقدر با شخصیت دکتر چمران آشنا بودید؟ و آیا کار در این فیلم تاثیری در زندگی شخصیتان گذاشت؟
شخصیتهایی در تاریخ ما هستند که جنبه اسطوره برای ما دارند که یکی از آنها شهید چمران است. ایشان دکترای فیزیکشان را در آمریکا گرفتند و با اینکه میتوانستند در آنجا بهترین زندگی و امکانات را داشته باشند، در مقطع زمانی که در ایران جنگ بود به کشورشان برمیگردند. دکتر چمران مرد بود. مردانه دغدغه میهنش را داشت و حس وطنپرستیاش میتواند الگوی شایستهای برای جوانان ما باشد. ایشان تمام زندگیاش را برای این خاک گذاشت و منش و شخصیت و کردار ایشان قابل تقدیر است. من تا پیش از فیلم «چ» با زندگی شهید چمران بهدلیل علقه شخصیام آشنایی داشتم تا افتخار کار در فیلمی که به نام ایشان است نصیبم شد و ناخودآگاه شناختم هم از ایشان بیشتر. شخصیت ایشان به قدری والاست که انسان ناخودآگاه سر تعظیم مقابلشان فرود میآورد. کار در این پروژه دستاوردهایی هم در زندگی شخصی و هم در زندگی حرفهای برای من بهدنبال داشت که فراموشناشدنی است.
ساناز قنبری
سینما
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: