در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چگونه به جوینان برسیم؟
ساعت 12 ظهر به کاشان رسیدیم. از آخرین باری که به کاشان رفته بودم تغییرات محسوسی در شهر احساس کردم. ورودی شهر تخریب شده بود و گویا قرار بود بزرگراهی در این میان احداث شود.
شهرنشینی به من آموخته به خیابانها و میدانهای شهر دل نبندم و خاطراتم را به مکانهایی جز خیابانها گره بزنم، اما سرعت تغییرات در شهرهای کوچکتر و روستاها آنقدر آرام است که گاهی بعد از سالها هم میتوانی نشانههایی از خاطراتت را آنجا پیدا کنی.
به نقطه قرار ملاقات با میزبانمان رسیدیم، با او همراه شدیم، به سمت جوینان. مسیر دسترسی به جوینان از جاده قمصر است. باید خود را به دوراهی قمصر میرساندیم و بعد به سمت چپ خارج میشدیم. پس از طی 40 کیلومتر در جاده جدید، روستایی سبز در دل کوهها پدیدار شد.
تا رسیدن به آن نگین سبز اما راه سختی در پیش داشتیم، چراکه مسیر پر پیچ و خم بود و کوهستانی، جاده آنقدرها خوب نبود تا بتوان مسیر را بهسرعت طی کرد، اما آنقدر زیبا بود که زمان را احساس نکنی. هوا رفته رفته خنک میشد و کوهها آرام آرام بکرتر، مناسب برای کوهنوردی. البته اگر از سمت اصفهان میخواهید وارد شهر شوید، باید از میمه به سمت جوشقان قالی و کامو برانید و خود را به روستای قهرود برسانید. از روستای قهرود تا جوینان کمتر از پنج کیلومتر راه است.
این دردانه بهشتی!
از چند کیلومتری جوینان، آب و هوا رو به سردی رفت. نزدیک روستا که شدیم، باغهای میوه و مزارعی وسیع با چشماندازهای صورتی از گل محمدی، اولین چیزی بود که جلب توجه میکرد. درمیان آن گستره صورتی، تکههایی سیاه یا رنگی به چشم میآمد؛ اهالی روستا مشغول گل چینی بودند. نزدیک یکی از مزارع از ماشین پیاده شدیم. قدم زدن در آن بهشت صورتی آکنده از عطر گلمحمدی از خود بیخودمان کرد. نسیم خنکی میوزید و بهترین و بکرترین حسها روح و جانمان را مینواخت.
روستای جوینان محاصره شده در میان کوه هاست. درون روستا هم با درختان میوه فتح شده. کوههای اطراف در این فصل از سال پر از گلهای رنگارنگ است. رودخانهای فصلی در میان روستا جاری است و دوطرف رودخانه پر از مزارع گلمحمدی و باغهای میوه. بارندگیهای اخیر گلهای شقایق و بابونه زیادی را در دو سوی رودخانه رویانده و تصویری چشمنواز ترسیم کرده که هیچ عکسی توان نمایش زیباییاش را ندارد.
روستاییان کارشان تمام شده بود، با هم به سمت روستا حرکت کردیم و قرار شد صبح دوباره به مزرعه برگردیم. به گفته مردم محلی بهترین گلها برای گلاب، گلهای صبح هستند که آفتاب به آنها نتابیده و هنوز رنگ آنها به سفیدی گرایش ندارد.
در روستا علاوه بر گلابگیری مدرن، گلابگیری سنتی هم انجام میشود. وارد یکی از کارگاههای گلابگیری که شدم، بوی گلاب برای دقایقی نفسم را به شماره انداخت. علاوه بر گلاب، در این کارگاهها عرقیات گیاهانی دیگر از جمله نعنا، بابونه، بیدمشک، دارچین و هل نیز گرفته میشود که عطر بینظیرشان آدمی را مدهوش میکند.
معماری روستا هم دیدنی است
بعد از ورود به روستا و پیش از انجام هرکاری، وسایلم را در اقامتگاه گذاشتم و بیدرنگ راهی روستا شدم و مطمئن بودم دیدنیهای زیادی در انتظارم است. در میان روستا قناتی است و آبی گوارا که تمامی باغهای میوه و مزارع از این قنات سیراب میشوند. درخت گردویی بر آب قنات سایه افکنده که باعث خنکی مضاعف آب قنات میشود. پاهایم را در آب خنک قنات گذاشتم و برای دقایقی زیر سایه درخت نشستم. زندگی در روستا به همین سادگی است؛ دقایق تحت کنترل توست و در هر لحظه میتوانی آرام و بیصدا از گذر زندگیات لذت ببری.
نام قنات را پرسیدم، یک نفر گفت: به «لبدل یا لودل» مشهور است، اما قنات دیگری در محله دارمند به اسم «هامان» وجود دارد که آب شرب روستا از آنجا تامین میشود، با اینحال آب این قنات نیز قابل آشامیدن است. کمی بعد خودم را میان اهالی روستا یافتم، به زبان محلی صحبت میکردند، درواقع گویش محلی که تفاوت جزئی با گویش مردم کاشان دارد. کوچههای قدیمی روستا دقیقا منطبق با معماری روستاهای کوهستانی است. در روستاهای کوهستانی کوچهها باریک و پیچ در پیچ ساخته میشود تا سرما در میان کوچهها گم شود و وارد خانهها نگردد. خانههای قدیمی روستا که هنوز تعدادی از آنها در روستا وجود دارد نیز از معماری کوهستانی تبعیت میکنند، البته هم کوهستانی و هم کویری، با مصالحی از خشت خام، چوب و سنگ. برخی خانهها دو طبقه است و در طبقه دوم تراسی رو به باغ میوه دارند. لذت دیدن این خانهها برایم بیش از آنی بود که تصور میکردم.
کتلت و گوشت لوبیای جوینانیها
همصحبتی با مردم محلی از مهمترین اتفاقات هر سفر است. به همراه میزبانمان به مسجد جامع روستا رفتیم که تازه بازسازی شده، اما ستونها و گچکاریهای آن نشان از قدمت مسجد میداد.
بعد از نماز برای شام به خانه برگشتیم. شام کتلت بود. در ظاهر تفاوتی با کتلتهای ما نداشت، اما طعم کتلت با تمامی کتلتهای که تا به امروز خورده بودم، متفاوت بود و در صدر جدول بهترینها. آنطور که میزبانمان گفت کتلتها در اینجا بدون تخممرغ سرخ میشوند. برایم عجیب بود که تنها ورز دادن گوشت باعث چسبندگی مواد میشود. غذای محبوب دیگر مردم روستا گوشت لوبیاست که تقریبا شبیه آبگوشت است و با برنج سرو میشود. خوردن برنج آن هم با خورشتی متفاوت تجربه جالب و در عین حال عجیبی برایمان بود.
چرا جوینان؟
در باب اسم روستا روایتهای متعدد وجود دارد اینکه کدام روایت را باید بپذیریم نمیدانم، اما اولین روایت اینکه گفته میشود این روستا توسط تعدادی از جوانان بنا شده و با گذر زمان نام جوانان به جوینان تغییر کرده. روایت دوم اما جالبتر است اینکه «پایین» در زبان محلی «جِر» است و از آنجا که جوینان پایین روستای قهرود است، به اهالی این روستا «جِرینون» گفته میشده که به معنی «پایینیها» بوده و کمکم جرینون به جوینان تبدیل شده است.
روایت شیرینتری هم هست که البته هیچ مدرکی برای تایید یا رد آن نیست. گفته میشود در گذشتههای دور قوت غالب مردم نان جو بوده و این امر باعث شده نان جو در زبان محلی به جوی نان تبدیل شود و روستا با این نام شناخته شود. گذر زمان جوی نان را به جوینان تبدیل کرده است.
آداب و رسوم جوینانیها
مردم روستای جوینان مسلمانند و مهمترین اعیادشان، عید نیمه شعبان و فطر است که در هر دو روز جشنهای بزرگی در روستا گرفته و میوه و شیرینی میان اهالی پخش میشود. برگزاری مراسم عاشورا نیز مانند تمامی روستاها و شهرهای ایران بسیار باشکوه برگزار میشود. به گفته مردم محلی در این روز مراسم نخلبرداری که نمادی از تشییع پیکر مقدس سیدالشهدا (ع) است، انجام میشود. حرکت نخل با خیل عظیم جمعیت همراه است و در میان راه، مردم محلی از جمعیت پذیرایی کرده و نخل را با ذبح قربانی و دود اسفند بدرقه میکنند.
از آلوهای جوینان غافل نشوید
جوینانیها را در بهار میتوانی در مزارع صورتی گل سرخ بیابی و در تابستان در باغات میوه و در لابه لای درختان آلو و گردو ببینید؛ میوههایی که هم اقتصاد روستاییان را میچرخاند و هم میتواند سوغات خوبی برای گردشگران باشد.
جاذبههایی که تمام نمیشود
در کنار همه جاذبههایی که از جوینان گفتیم و شنیدید، میتوان به محله دارمند هم اشاره کرد که در میان مردم محلی به بهشت جوینان مشهور است.
در این محله علاوه بر چند مسجد قدیمی، یک آسیاب آبی وجود دارد که البته به علت بیتوجهی در حال تخریب است.
همچنین سد شیخ بهایی که گفته میشود مربوط به دوره صفویان است. این سد در هفت کیلومتری روستا در میان درهای عمیق واقع شده. سد با سنگ و ساروج و ظاهرا به دستور شاه عباس صفوی ساخته شده است. مخزن آبگیری اصلی سد در حدود 460هزار متر مکعب برآورد شده. جالب اینکه در سفرنامه لرد کرزن انگلیسی نیز به این سد اشاره شده که نشان از اهمیت سد در آن زمان دارد.
در کنار این موارد میتوانید سری هم به امامزاده حسین (ع) از نوادگان امام موسی کاظم (ع) بزنید که بقعه اش در میان باغات گردو و آلو واقع شده و در کنار فضای معنوی، طبیعتی بینظیر دارد.
آنچه باید جدی بگیریم
در روزهای بلند تابستان میتوانید به جای تکرار سفرهای قبلی، مقاصد جدید را انتخاب و به این مناطق سفر کنید. روستای جوینان در نزدیکی کاشان میتواند مقصد جذاب برای روزهای آفتابی و گرم تابستان باشد. اما قبل از سفر به روستا آگاه باشید که این روستا چه فرهنگی دارد. مردم روستا مسلمانند و روی دین و آیین خود تعصب دارند و با توجه به اینکه هنوز گردشگران زیادی به این منطقه وارد نشدهاند، قادر به پذیرش تغییرات سریع فرهنگی نخواهند بود. پس مراقب رفتار و سلوکتان باشید. در کنار این موارد در نظر داشته باشید، محیط روستا بهشدت بکر و خالی از زبالههای پلاستیکی است. پس زبالههای خود را در محیط روستا رها نکنید و اجازه دهید طبیعت روستا برای روستاییان و آیندگان به همان زیبایی باقی بماند.
با توجه به اینکه دورتا دور روستا را باغهای میوه احاطه کرده، روشن کردن آتش میتواند خطرناک باشد، آتشتان را با احتیاط روشن کنید و بعد از استفاده، از خاموش شدنش مطمئن شوید. مردم روستا میتوانند بهترین راهنمایان شما باشند. برای اقامت و غذا نیز میتوانید از مردم محلی کمک بگیرید.
فاطمه فراهانی
ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: