در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زمانی که به ما گزارش قتل زن میانسالی اعلام شد بلافاصله همراه تیم بررسی صحنه جرم راهی محل حادثه شدیم. زن میانسال با دو گلوله کشته شده بود و سلاح شکاری هم در کنار او قرار داشت که به نظر میرسید قتل با آن صورت گرفته است. پسر جوان که موضوع را به پلیس گزارش کرده بود در صحنه مدعی شد قتل را سهوا مرتکب شده است.
نگاهی به جسد انداختم، از وضعیت جسد مشخص بود که زمان زیادی از مرگ او نگذشته است. سراغ پسر جوان رفتم، از او پرسیدم: «چه اتفاقی افتاد؟»
پسر جوان درحالی که به نظر مضطرب و نگران میآمد، پاسخ داد: «اصلا دلم نمیخواست این اتفاق بیفتد. همه چیز یک دفعهای رخ داد. داشتم لولههای سلاح دولول را تمیز میکردم که یک دفعه تیر شلیک شد. مادرم روبهرویم ایستاده بود، تیر به او اصابت کرد و نقش زمین شد.»
ادامه تحقیقات
از آنجا که پسر جوان مدعی بود به اشتباه تیر را شلیک کرده، برای انجام تحقیقات تکمیلی با قرار بازداشت موقت، روانه بازداشتگاه شد. دستور انتقال جسد برای مشخص شدن علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی را صادر کردم. سلاح را نیز برای بررسیهای کارشناسی در اختیار متخصصان اسلحهشناسی قرار دادم.
فردای آن روز نظریه کارشناس اسلحه شناسی اعلام شد که یکی از سوزنهای سلاح خراب است و کار نمیکند. با این حساب اسلحه تنها میتوانست یک تیر شلیک کند. اما دو تیر به سمت قربانی شلیک شده بود. این ماجرا به این مفهوم بود که از اسلحه دو تیر شلیک شده است. با مشخص شدن این موضوع، فرضیه جنایت توسط پسر جوان مطرح شد. چرا که اگر ایمان قصد قتل مادرش را نداشت و با وجود خراب بودن یکی از سوزنهای اسلحه، تنها باید یک تیر شلیک میشد، اما شلیک دو تیر این موضوع را نشان میداد که پسر جوان تیر اول را شلیک کرده و مجددا تیر دیگری شلیک کرده است. درصورتی که اگر سهوا این کار را انجام داده بود، یک تیر باید از اسلحه شلیک میشد.
شواهدی برای اثبات قتل
دوباره از ایمان تحقیق کردم و به او گفتم که شلیک تو اشتباهی نبوده است. ایمان که از این حرف من یکه خورده بود، رنگش پرید و درحالی که سعی میکرد واقعیت را پنهان کند گفت: «آقای قاضی، من در این ماجرا هیچ نقشی نداشتم. مرگ مادرم یک اتفاق بود.»
به او گفتم: «شلیک سهوی از اسلحه یکبار صورت میگیرد نه دوبار. اگر تو واقعا به اشتباه شلیک کرده بودی، تنها باید یک تیر به مادرت میخورد. اما او با شلیک دو گلوله کشته شده است.»
ایمان جواب داد: «اسلحه من دولول است.»
در پاسخ گفتم: «اما یکی از سوزنهای اسلحه ات خراب است. پس تنها میتوانستی یک تیر شلیک کنی. اما بلافاصله بعد از شلیک اول، دوباره ماشه را کشیدی و تیر بعدی را شلیک کردی. اگر کارت غیرعمد بود، فقط یکبار شلیک میکردی نه دوبار.»
اعتراف به قتل
ایمان که از این نکتهسنجی بهشدت تعجب کرده بود و در شوک فرورفته بود، شروع به صحبت کرد و در رابطه با جنایتی گفت که سعی داشت با اظهارات دروغین، واقعیت آن را مخفی نگه دارد. او گفت: «من به شما دروغ گفتهام، واقعیت چیز دیگری بود. درست است من مادرم را به قتل رساندم، اما هرگز تصورش را هم نمیکردم که راز این ماجرا برملا شود.»
پسر جوان ادامه داد: «چند وقتی بود که تصور میکردم مادرم قصد ازدواج با فردی را دارد، اما نمیدانستم چه کسی. راستش را بخواهید یکی از دوستانم این موضوع را مطرح کرد و مرا به شک انداخت و الان که فکر میکنم میبینم مادرم قربانی شایعات شده است. از خودش میپرسیدم، میگفت چنین تصمیمی را ندارد و اصلا کسی از او چنین درخواستی نکرده است، اما من باورم نمیشد و حس میکردم او میخواهد ازدواج کند و من دلم نمیخواست ناپدری وارد زندگی ام شود.
روز حادثه هم سر همین موضوع باهم دعوایمان شد. عصبی بودم، حضور مردی غریبه را در زندگی ام نمیتوانستم قبول کنم با اسلحه شکاری که داشتم به طرفش شلیک کردم. تیر اول به او اصابت کرد، بلافاصله تیر دوم را داخل اسلحه گذاشتم و شلیک دوم را انجام دادم.
مادرم روی زمین افتاد، او را چندباری صدا زدم، اما دیگر نفس نمیکشید. ترسیده بودم، تازه فهمیدم که به خاطر سوءظن چه کاری انجام دادهام. اگر راز این جنایت لو میرفت، زندگیام را از دست میدادم، به همین دلیل تصمیم گرفتم به دروغ بگویم هنگام تمیز کردن اسلحه این اتفاق افتاده است. چون شاهدی هم برای این جنایت وجود نداشت، فکر میکردم این راز هرگز برملا نمیشود، اما تصورم اشتباه بود و راز این ماجرا خیلی زود فاش شد.»
با اعتراف ایمان به جنایت او به بازسازی صحنه قتل پرداخت. پسر جوان که به خاطر شک نادرست دست به قتل زده بود، روانه زندان شد. راز پروندهای که متهم آن هیچ سرنخ و ردی از خود در صحنه
به جا نگذاشته بود، با تحقیقات علمی برملا شد و منجر به آن شد تا متهم جوان واقعیت را برملا کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: