در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از بین کارهایم، خانه ما را دوست دارم چون تجربه خیلی خاص آن زمان بود.
با یک دوربین 26 قسمت در یک خانه ضبط شد که به نظر من جرات میخواست.
همان زمان به یاد دارم سریال خانه ما که اولین قسمتهایش را شروع کردم، میخواستند جلویش را بگیرند. گفتند این روابط توسعه بیتربیتی در خانوادههاست. بچهها جواب پدر و مادر را میدهند. در حالی که الان وقتی به آن نگاه کنید، بسیار سریال اخلاقی است.
آن زمان در تلویزیون ما برخلاف آنچه در جامعه وجود دارد، آنقدر ادب تصنعی حاکم بود که مثلا بچه هیچگاه به پدر خود نمیگفت بابا یک دقیقه بیا! این امکان نداشت. هم نزد پدر میرفت و هم میگفت پدر میتوانم خواهش کنم اینجا تشریف بیاورید. قدری اغراق میکنم؛ ولی واقعا اینطور بود. رابطه خشک و تصنعی و بیربط بود. آن سریال، این را شکست.
یک خانواده قابل قبول واقعی که مردم هم باور کردند و دوست داشتند. این اتفاق افتاد، البته شبکه سه، آقای صافی و آقای میرمیران بودند که کمک کردند این سریال ادامه داشته باشد و ساخته شود. بعد از آن، سریال کمین را ساختم که فضای تلویزیون و فشارهایی که وارد میشد، باعث شد قدری من سنگین شوم و در آن مقطع وارد کار تئاتر شدم. فضایی در تئاتر باز شد. اتفاقاتی افتاد. عده زیادی را دعوت کردم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: