همنشینی همیشگی با گاز خردل

: گاز خردل در فضا پراکنده می شود ، دوربین کمدی فلزی را نشان می دهد که روی آن نوشته شده است ، محل نگهداری ماسکهای ضدشیمیایی.
کد خبر: ۱۱۹۶۳۷

سپیده در کمد را باز می کند. هیچ ماسکی وجود ندارد. او در اثر تنفس گاز خردل مسموم می شود. فرزندی با نقص مادرزادی به دنیا می آورد و همسرش او را ترک می کند. سرانجام یک زندگی تباه می شود. این داستان فیلم «میم مثل مادر» ، آخرین ساخته تحسین برانگیز رسول ملاقلی پور ، کارگردان برجسته کشورمان است که داستانی تراژیک را تعریف می کند. اما داستان مصدومان شیمیایی در جهان واقعی بسی تراژیک تر و غم انگیزتر است. کشاورز سردشتی در سایه یکی از درخت های بلوط آرمیده است. مادری نوزاد خود را شیر می دهد. امروز هم زندگی مثل روزهای دیگر جریان دارد. نانوا نان می پزد. کودکی از ننوشتن مشق فردایش برخود می لرزد. ارباب رجوعی در پیچ و خم های بوروکراسی کارش از امروز به فردا می افتد و انگار فردایی دیگر ، درست مثل امروز و دیروز در راه است. روز از نیمه گذشته است. صدای هواپیماها شنیده می شود ، دیوار صوتی می شکند. اهالی سردشت مثل همیشه حدس می زنند بمبهایی در راهند. چند خانه ای ویران می شوند و چند نفری شهید. گوشه ای کز می کنند و پناه می گیرند. هواپیماها می آیند و بمبهایی ریخته می شود ، اما این بار خانه ای ویران نمی شود، کسی آسیب نمی بیند. فقط می بینند چیزی شبیه توپهای پلاستیکی می ترکد و کم کم بوی تند سیر همه جا را فرا می گیرد. این گاز خردل بود که در فضا پخش می شد.

آن روز 7 تیر سال 1366 بود. سردشت درست در ساعت 4 عصر با جمعیتی 12 هزار نفری مورد حمله شیمیایی وسیعی قرار گرفته بود.
این اولین بار پس از پایان جنگ جهانی اول بود که از سلاحهای شیمیایی به طور گسترده استفاده می شد. آن روز هم هیچ کس ماسک نداشت و کمد ماسکهای ضد سلاحهای شیمیایی خالی بود. صدام با حمایت قدرتهای بزرگ فاجعه ای انسانی رقم زده بود. در ساعات اولیه پس از حادثه بیش از 100 نفر جان خود را از دست دادند در نهایت شهید شدن بیش از 350 نفر و در حال حاضر نیز 7 هزار نفر از اهالی سردشت تحت درمان این حمله شیمیایی قرار دارند که از عوارض مصدومیت شیمیایی رنج می برند. فاجعه حملات شیمیایی با وجود گذشت 18 سال از آن تاریخ ، همچنان سالی 75 نفر شهید بر جا می گذارد تا به ما یادآوری کند که جنگ هنوز تمام نشده است.
سلاح های شیمیایی ، آتش زیر خاکستر
برخی سلاحهای شیمیایی به دلیل تغییراتی که در DNA به وجود می آورند ، باعث جهشهای ژنتیکی و بیماری های بعدی می شود. به همین دلیل ، سلاحهای شیمیایی ممکن است کسانی را به کام مرگ بفرستد که هیچ گونه دخالتی در برافروختن آتش جنگ نداشته اند. کودکانی که سالها پس از پایان جنگ به دنیا می آیند ولی از بیماری های گوناگون ناشی از کاربرد سلاحهای شیمیایی رنج می برند. این سلاحها دارای عوارضی دیررس و ناشناخته هستند که سالها پس از کاربرد آن ، عوارضش بروز پیدا می کند.
سلاحهای شیمیایی به انواع مختلفی تقسیم می شوند ، دسته ای از این سلاحها اثر ناتوان کننده دارند ، مانند گازهای اشک آور ، گروه دیگری از این سلاحها خفه کننده هستند ، مانند گاز کلر و بخش دیگری از سلاحهای شیمیایی روی خون و اعصاب اثر می گذارند. گاز خردل یکی از مهمترین و پرکاربردترین سلاحهای شیمیایی است.
این گاز سیستم تنفسی ، چشمها و پوست را مورد آسیب قرار می دهد. بسیاری از افرادی که با این گاز مصدوم می شوند ، در اثر نقص در سیستم تنفسی جان خود را از دست می دهند. دکتر شهریار خاطری ، دبیر انجمن حمایت از بیماران شیمیایی از «تاولهای پوستی ، آسیب مجاری تنفسی و دید و چشم» به عنوان مهمترین آسیبهای ناشی از مصدومیت با گاز خردل نام می برد. اما این تمام ماجرا نیست. وی در ادامه می افزاید: مصدومیت های شیمیایی دارای برخی عوارض دیررس نیز هستند که با توجه به شدت مصدومیت میزان آن متفاوت است.
این عوارض بیشتر در دستگاه تنفسی ، لایه های پوست ، دستگاه بینایی و خصوصا در قرنیه و دید بروز پیدا می کند که به انسداد راههای هوایی و عفونت و سرفه های مکرر منجر می شود. گاز خردل همچنین تاثیرات مخربی بر محیط زیست و زنجیره غذایی وارد می کند که اثرات پایدار آن تا دهها سال باقی می ماند.
از سوی دیگر ، استفاده از سلاحهای شیمیایی در زمان بسیار کوتاهی باعث مرگ افراد بیشمار و آلودگی مناطق وسیع و به گونه ای غیرقابل کنترل می شود. آگاهی های به وجود آمده در مورد اثرات مخرب سلاحهای شیمیایی باعث شد در سال 1993 کنوانسیون منع کاربرد سلاحهای شیمیایی به امضا برسد.
نگاهی به کنوانسیون منع کاربرد سلاح های شیمیایی
کنوانسیون منع کاربرد سلاحهای شیمیایی ، پیمان نامه ای بین المللی است که هدف اصلی آن جلوگیری از کاربرد و گسترش سلاحهای شیمیایی و از میان بردن این سلاحها در سراسر گیتی است. این کنوانسیون در 29 ژانویه سال 1993 در پاریس امضائ شد و در سال 1997 به مرحله اجرا درآمد. اگر چه پیش از این کنوانسیون ، پروتکل ژنو در سال 1925 به امضا رسیده بود ، اما هیچ گونه ضمانت اجرایی نداشت. بشریت تا اجرایی شدن کنوانسیون منع سلاحهای شیمیایی زخمها و آلام بسیاری را متحمل شده بود و پیش از آن 90 هزار نفر جان خود را به دلیل استفاده از سلاحهای شیمیایی از دست داده و یک میلیون نفر مجروح شده بودند.
کسانی که کنوانسیون منع کاربرد سلاحهای شیمیایی را امضائ می کنند ، متعهد می شوند که سلاحهای شیمیایی را به کار نبرند و از تولید ، گسترش و نگهداری این سلاحها اجتناب کنند. تاکنون 180 کشور جهان این کنوانسیون را امضاء کرده اند. گستره این کنوانسیون 90 درصد جمعیت ، 92 درصد سرزمین ها و 98 درصد صنایع شیمیایی جهان را در بر می گیرد.
ایران در سال 1997 به این کنوانسیون پیوست و همواره عضو اجرایی این سازمان بوده است. بر اساس برنامه پیش بینی شده این سازمان قرار بود که تا سال 2004 میلادی ، 45 درصد سلاحهای شیمیایی نابود شود ، اما در عمل تنها 14 درصد سلاحهای شیمیایی از میان برده شد. کشورهای روسیه و امریکا به عنوان انبار سلاحهای شیمیایی شناخته می شوند و کشورهای کره شمالی ، مصر، سوریه ، لبنان و رژیم صهیونیستی تاکنون به این کنوانسیون نپیوسته اند.
در این خصوص پفیرتر ، مدیر کل سازمان منع تولید تسلیحات شیمیایی می گوید: خارج بودن حتی یک کشور از این سازمان می تواند روزنه ای بزرگ برای ساخت تسلیحات بسیار مرگ آور باشد که هزینه آن قربانی کردن انسانیت است. با این حال ، هر ساله فقط در کشور امریکا به تنهایی بیش از 4 میلیون سلاح شیمیایی تولید می شود که سودی برابر 200 میلیارد دلار در پی دارد. قرار است تا سال 2010 تمام سلاحهای شیمیایی جهان نابود شود ؛ اما به نظر می رسد هنگامی که جان انسانها قابل معامله است و اقتصاد سرمایه داری بر همه چیز تسلط دارد ، رسیدن به چنین وضعیتی رویایی دور از دسترس خواهد بود.
ایران ، بزرگترین قربانی سلاحهای شیمیایی
در جنگ تحمیلی ، عراق در سال 1359 برای اولین بار در منطقه (هلاله) و (نی خزر) از گاز تهوع آور استفاده کرد. پس از آن در عملیات های والفجر ، کربلای 4 و 5 و بازپسگیری فاو و در مناطق عملیاتی خیبر و جزیره مجنون ارتش عراق بدفعات از گازهای خردل و عوامل اعصاب بر ضد ایران استفاده کرد.
در مجموع ایران در جریان دفاع مقدس ، بیش از 350 بار مورد حملات شیمیایی قرار گرفت که اثرات و دردهای آن هنوز مردم کشورمان را آزار می دهد.

تاریخچه استفاده از سلاح های شیمیایی


در 22 آوریل 1915 ، یک سال پس از آغاز جنگ جهانی اول ، ارتش آلمان با استفاده از بیش از 168 تن گاز کلر ، 5 هزار سرباز انگلیسی و فرانسوی را در مرز بلژیک به کام مرگ فرستاد و استفاده از سلاحهای بی رحم شیمیایی از این تاریخ آغاز شد.

پس از آن ارتش هر دو طرف بدفعات از سلاحهای شیمیایی علیه یکدیگر استفاده کردند. به کارگیری 130 هزار تن مواد شیمیایی در طول جنگ جهانی اول باعث کشته شدن بیش از یک میلیون نفر شد. بروز چنین فاجعه ای باعث شد در جنگ جهانی دوم با این که انبارهای تسلیحاتی متفقین و متحدین سرشار از سلاحهای شیمیایی بود ، هیچکدام از طرفین به دلیل ترس از حمله متقابل دشمن از سلاحهای شیمیایی استفاده نکنند از این رو حمله به سردشت وسیع ترین حمله شیمیایی پس از جنگ جهانی اول به شمار می آید

بر اساس گزارش یوان مک ، بازرس سازمان ملل متحد در دوران دفاع مقدس ، عراق از 1800 تن گاز خردل ، 600 تن گاز سارین و 400 تن گاز صامن و دیگر ترکیبات شیمیایی استفاده کرد. بنابر آمار رسمی ، هم اکنون از 450 هزار جانباز کشور، 50 هزار نفر جانباز شیمیایی هستند.
این در حالی است که بسیاری از مصدومان شیمیایی به دلیل این که در زمان وقوع حادثه در بیمارستان های رسمی معالجه نشده اند و فاقد مدارک مستدل پزشکی هستند تاکنون تحت پوشش های حمایتی قرار نگرفته اند. تعداد این افراد در حدود 20 هزار نفر تخمین زده می شود. چشمهای خود را ببندید و زندگی ای را تصور کنید که در آن نمی توانید رفت و آمد زیادی داشته باشید. وقتی همسرتان مواد غذایی سرخ می کند ، باید در جای دیگری باشید نباید در محیطهای آلوده و مکانهای دارای گرد و غبار قرار بگیرید ، باید در جایی باشید که هوا همیشه معتدل و مرطوب است. از استشمام بوی عطر ، ادکلن و گلهای خوشبو محروم هستید. نفس کشیدنتان به شماره می افتد و نمی توانید بدون وقفه های طولانی چند جمله را ادا کنید و بعد کم کم لثه ها فاسد می شوند، دید تحلیل می رود و سرفه های ممتد آغاز می شود. بله. تصورش هم مشکل است ؛ اما این موارد ساده ترین و پیش پا افتاده ترین مشکلات بیماران شیمیایی هستند.
ایران ، مظلوم ترین قربانی
«وقتی منطقه هیروشیما بمباران شد ، تمامی مردم به ارسال کمک به آنجا پرداختند. ولی ما ارزش کمکها را نمی دانستیم. هنگامی که به ایران آمدم و وضعیت بیماران شیمیایی سردشت و مریوان را از نزدیک مشاهده کردم ، ارزش کمکهای مردم جهان به هیروشیما را درک کردم. اگرچه در زمان جنگ 8 ساله خبرهایی از ایران می رسید، گفته می شد که تعدادی شهید و مجروح شده اند ؛ ولی هیچ خبری از بمباران های شیمیایی به ما نمی رسید و ما از فجایعی که در ایران اتفاق می افتاد بی خبر بودیم».
آنچه خواندید ، گفته های دکتر شیزوکو سویا رئیس انجمن صلح خواه «MOS» ژاپن است که بیانگر مظلومیت ایران در جنگ تحمیلی است. از آنجا که قدرتهای بزرگ در جنگ تحمیلی از رژیم عراق حمایت می کردند جامعه بین المللی تمایلی به پاسخگویی و رسیدگی به شکایات ایران نداشتند و با تاخیرهای خود باعث شدند که آثار سلاحهای شیمیایی از مناطقی که مورد حمله قرار گرفته بودند، زدوده شود.
خاویر پرز دکوئیار ، دبیرکل سابق سازمان ملل متحد که در زمان دفاع مقدس رهبری سازمان ملل را به عهده داشت ، در این خصوص می گوید: «زمانی که عراق علیه ایران از سلاح شیمیایی استفاده کرد ، شورای امنیت به درخواست های من برای انجام اقدامات عملی پاسخی نداد و من با استفاده از اختیارات خود ، شخصا اقدام به اعزام تیمهای کارشناسی برای بررسی ابعاد حادثه کردم. از سوی دیگر نباید فراموش کرد سهل انگاری مطبوعات و رسانه ها نیز باعث شده است که بسیاری از جمعیت کشورمان نیز از این فاجعه بی خبر باشند.
این در حالی است که به گفته رئیس مرکز مصدومان شیمیایی کشور ، سالانه بیش از 37 میلیون دلار در کشور صرف هزینه های بهداشتی و درمانی مصدومان سلاحهای شیمیایی می شود. بر اساس تحقیقات صورت گرفته بر 3 هزار مصدوم شیمیایی جنگ تحمیلی ، 10 درصد این افراد مبتلا به صدمات شدید تنفسی ، 25 درصد آسیبهای قابل توجه پوستی و 70 درصد صدمات چشمی هستند. اکثریت مصدومان شیمیایی کشور در اثر تنفس گاز خردل به مصدومیت شیمیایی مبتلا شده اند.
بر اساس تحقیقات صورت گرفته ، این گاز اثری بر نسلهای بعدی ندارد و این نکته ای است که دکتر شهریار خاطری نیز بر آن تاکید می کند؛ اما تحقیقات در این زمینه همچنان ادامه دارد. دردهای جسمی را می توان مرهم گذاشت. همان طور که بنیاد شهید و امور ایثارگران این کار را انجام می دهد ؛ اما آنچه جای نگرانی دارد ، بیماری های روحی است که انسان را از درون می تراشد.
دکتر شهریار خاطری دبیر انجمن حمایت از بیماران شیمیایی می گوید: شیوع بیماری های روحی و اختلالات روانی در بیماران و جانبازان شیمیایی بیشتر است و دلیل آن هم این است که این جانبازان از این بابت که ممکن است به بیماری های دیگری دچار شوند ، نگران هستند و نبود یک درمان قطعی این وضعیت را حادتر می کند ولی این بیماری ها قابل کنترل هستند و از سوی دیگر ، مصدومان شیمیایی به دلیل سرفه های پی در پی و مشکلاتی که دارند کمتر در جامعه حاضر می شوند اگرچه بیماری های این افراد قابل کنترل است.
ما و مصدومان شیمیایی
جانبازی بیش از 50 هزار نفر از مردم این مرز و بوم ، واقعیتی است که وجود دارد ، آنها دین خود را به کشور ادا کردند ، سوال اساسی این است که ما در این میان چه نقشی به عهده داریم؛ این سوالی بود که با رسول ملاقلی پور در میان گذاشتیم.
وی در پاسخ می گوید: در ارتباط با تمام انسان هایی که نیاز به کمک داشته اند ، خصوصا جانبازان ، هر جا احساس کرده ام حضور ملاقلی پور به عنوان شخصیتی که فیلم می سازد و مردم او را می شناسند، گره گشا بوده است ، حضور داشته ام. اما احساس می کنم که به تنهایی نمی توان بار این مسوولیت های سنگین را به دوش کشید و متاسفانه در بسیاری از موارد افراد مشهور جامعه مانند ورزشکاران و هنرمندان خود را از این ماجراها کنار کشیده اند.
در همه جای دنیا ، بسیاری از افراد مشهور مانند فوتبالیست ها و هنرمندان NGO هایی را تشکیل می دهند و از محرومان اجتماعی و اقشار در معرض خطر حمایت می کنند ؛ اما متاسفانه در کشور ما چنین فعالیت هایی بسیار کمرنگ است. ملاقلی پور در ادامه به نکته مهمی اشاره می کند: تشکیلات مشخصی برای فعالیت های اجتماعی هنرمندان وجود ندارد. اگر بسترهای لازم فراهم شود بسیاری از هنرمندان می توانند از نظر معنوی به کمک کسانی بشتابند که نیازمند هستند وحداقل کاری که ما می توانیم انجام دهیم این است که در آثارمان اشاراتی به مشکلات آسیب دیدگان داشته باشیم.
گلشیفته فراهانی ، بازیگر نقش سپیده در فیلم میم مثل مادر که در این فیلم بازی ای به یادماندنی ارائه می کند درخصوص وضعیت بیماران شیمیایی می گوید: آگاهی جامعه در این زمینه در سطح کمی قرار دارد و از سوی دیگر بسیاری از مردم فکر می کنند از این افراد به اندازه کافی حمایت می شود ، در صورتی که این افراد نیازمند کمکهای مختلف هستند. در این میان هنرمندان که از محبوبیت خاصی برخوردار هستند ، می توانند با حمایت از انجمن هایی که در زمینه بهبود وضعیت مصدومان شیمیایی فعالیت می کنند ، زندگی بهتری را برای آنان رقم زنند تا جامعه از این افراد حمایت های بیشتری انجام دهد و آنان را در خود بپذیرد.
دبیر انجمن حمایت از بیماران شیمیایی نیز می گوید ما از جامعه توقع داریم که در زمینه مصدومان شیمیایی به اطلاع رسانی بیشتری بپردازد تا افراد جامعه با این مصدومان رفتار بهتری داشته باشند. بیماری افراد شیمیایی مسری نیست و باید جامعه آنها را در خود بپذیرد تا افسردگی در این عزیزان کاهش یابد.
خاویر پرز دکوئیار، می گوید: تلخ ترین خاطره من در دوران ده ساله ای که دبیر کل سازمان ملل بودم دریافت گزارش ها و تصاویر هولناک کاربرد سلاحهای شیمیایی علیه ایران در طول جنگ ایران و عراق بود. امروز وظیفه ماست که نگذاریم جانبازان شیمیایی زندگی تلخی را تجربه کنند. و نباید از یاد برد که فردا ممکن است برای چنین کاری خیلی دیر باشد.
سلاحهای شیمیایی هر روز قربانی می گیرند. فیلم «میم ، مثل مادر» که شما حرفهای کارگردان و بازیگر نقش اول آن را درباره مصدومان حملات شیمیایی خواندید ، می تواند یک استارت تامل برانگیز و یک شروع دوباره و جدی باشد.از سینما که بیرون می آمدم به چهره تماشاچیان نگاه می کردم. هیچ کس با جفت همراهش سخن نمی گفت. هیچ لبخندی بر لبها نبود. همه رها بودند. رها در بهتی که ناباورانه چون پتکی بر آنان فرود آمده بود. حال کسی را داشتند که در کویری رها شده است و نومیدانه می کوشد جهتش را بیابد. به دیواری تکیه دادم. مردم آرام آرام از در خروجی سینما بیرون آمدند.
نسیم سردی که می وزید ، اندکی آنها را به خود می آورد. مردها یقه پالتویشان را بالا می کشیدند. عده ای سیگاری آتش می زدند تا منگی آنچه دیده بودند از سرشان بپرد. زنها شکاف نیم تنه هایشان را روی هم کیپ کردند و به گامهایشان سرعت بیشتری دادند تا در خودروی های رنگارنگی که کنار هم در حاشیه پیاده روها به خواب رفته بودند ، پناه گیرند. چند لحظه بعد ماشین های آخرین مدل با چراغهای روشن از برابرم گذشتند و از آنها تنها صدایی در گوشم ماند که از سی دی هایشان به گوش می رسید.
آنان باید مثل روزهای گذشته ، زندگی روزمره شان را از سر می گرفتند. باید زودتر به خانه می رسیدند تا بچه هایشان را برای مدرسه فردا مهیا کنند. با خود فکر کردم چه کسی باید به فکر علی و علی های دیگری باشد که در فیلم دیدیم. آیا ما به عنوان مردمی که دست تقدیر به کمکمان آمد تا در سالهای جنگ از بمباران های شیمیایی و غیرشیمیایی در امان باشیم ، در برابر مردمی که دست دیگر تقدیر آنان را در چنگال مصیبت های جنگ اسیر و گرفتار کرده است ، مسوولیتی نداریم؛ حتما برای این که به یاد این هم میهنان باشیم ، باید در انتظار باشیم تا باز برحسب اتفاق در شبی از شبهای این روزگار ناسازگار، فیلمی ببینیم؛
دکتر حسن عراقی زاده - معاون بهداشت و درمان بنیاد شهید و امور ایثارگران - از مصدومان شیمیایی می گوید: در بنیاد شهید 45 هزار جانباز شیمیایی تشکیل پرونده داده اند که این جانبازان دارای مصدومیت های گوناگونی هستند. در مطالعات علمی و طرحهای تحقیقاتی ای که تاکنون انجام شده ، این مطلب که بیماری های مصدومان شیمیایی به نسلهای بعد منتقل می شود، به اثبات نرسیده است. این بیماری ها مسری نیست و فقط ممکن است در چند روز اولیه بیماری از طریق انتقال فیزیکی منتقل شود و بیماری های شیمیایی ناشی از گاز خردل به نسلهای بعدی منتقل نمی شود.
در سال 79 با توافق میان بنیاد شهید و امور ایثارگران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، مقرر شد افرادی که گواهی پزشکی و صورت سانحه نیز ندارند ، در صورتی که یگان اعزام کننده آنها تایید کند که این افراد در مناطق آلوده به گازهای شیمیایی حضور داشته اند ، با تصویب کمیسیون بدوی در بنیاد شهید و امور ایثارگران تشکیل پرونده دهند و مردم سردشت و روستاهای مریوان نیز می توانند با تایید فرمانداری در بنیاد شهید و امور ایثارگران تشکیل پرونده دهند تا تحت پوشش های حمایتی قرار گیرند.
سال گذشته 10 هزار نفر با طی این مکانیسم به جمع جانبازان شیمیایی اضافه شده اند. به طور کلی 1300 جانباز شیمیایی در سردشت داریم که برای ساماندهی به وضعیت این مصدومان سال گذشته از سوی بنیاد شهید و امور ایثارگران نامه ای خطاب به رئیس جمهور محترم تهیه شد و وضعیت سردشت توضیح داده و درخواست شد کمیسیونی از تمام نهادهای درگیر مانند وزارت کشور ، وزارت رفاه ، نیروهای مسلح و وزارت بهداشت تشکیل شود که خوشبختانه این کمیسیون در 2 جلسه ای که برگزار کرده تصمیمات مناسبی اتخاذ کرده است و امیدواریم خدمات ارائه شده به سطح ایده آل برسد.
اما حقیقت این است که ما هیچگاه نمی توانیم دین خود را به شهیدان و جانبازان ادا کنیم ؛ اگرچه قدمهای مثبت بسیاری برداشته شده است. از مطبوعات نیز انتظار دارم در این زمینه اطلاع رسانی صحیح داشته باشند و از پرداختن به مسائل احساسی اجتناب و از دامن زدن به نگرانی این جانبازان جلوگیری کنند. این که ما بنویسیم جانباز شیمیایی به سرطان دچار می شود بیشتر از این که خدمت به این جانبازان باشد ، منجر به نگرانی این افراد می شود و نباید فراموش کرد که رسیدگی به وضعیت جانبازان یک وظیفه ملی است.

روزبه زعفرانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها