میثم که متاهل است، درباره انگیزهاش از جنایت به جامجم گفت: باجناقم به همه نظر داشت و باید او را میکشتم. البته شکایت هم کردم، اما به جایی نرسیدم. روز حادثه با خرید سلاحی از غرب کشور به خانه ویلاییاش رفتم و او را در خواب کشتم. البته خواهرزنم دستور قتل را داده بود.
بازگو کردن راز قتل، پیش دوستش باعث شد راز جنایت بعد از هفت سال فاش شود. دوستش بعد از این ماجرا خواستگار خواهرزنش شد و جزو مظنونان قرار گرفت. وقتی پلیس این مرد را دستگیر کرد برای اثبات بیگناهیاش راز قتل را فاش کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم