یادداشت

قدرت را می‌دانیم کاپیتان

سیدجلال حسینی دیروز با انتشار متنی مختصر از بازی‌های ملی وداع کرد. این جدایی تلخ، البته در این فوتبال و فرهنگ نامناسبی که بر آن حاکم است، چندان عجیب به نظر نمی‌رسد. خداحافظی غریبانه از تیم ملی، پایان کار آدم‌هایی است که سال‌ها برای شادی ما عرق ریختند.
کد خبر: ۱۱۹۳۷۹۰

مردم آنها را دوست داشتند چون برای دفاع از پرچم کشورشان، منتی بر سر کسی نداشتند و حرف‌هایی سبک به زبان نراندند که «از تعطیلاتم می‌‌گذرم تا در تیم ملی بازی کنم». سیدجلال فوتبال همیشه همان آخرین سرباز دفاع از شهر بود که همه امید داشتند فشنگ‌هایش هیچ‌وقت تمام نشود. هدیه سیدجلال به دروازه‌بان‌های پشت سرش، یک دل قرص و محکم بود. او تیم ملی را به دو جام‌جهانی پیاپی رساند؛ اما نگذاشتند به روسیه برود. سیدجلال فوتبال ما اما عادت به پرخاش و بلوا نداشت. آقامنش و باحیا برای تیم ملی دعای خیر کرد تا بیشتر خودش را توی دل ما جا کند.
متن چند خطی سیدجلال درباره عشقش به لباس مقدس تیم ملی، طعم گس خداحافظی داشت؛ خداحافظی آن هم برای بازیکنی که 116 بار بی‌منت و با تمام وجود برای ما جنگید و مزدش را با بی‌رحمانه‌ترین رفتار ممکن دادیم. مهم نیست که فدراسیون ما چگونه با سرمایه‌های این فوتبال برخورد می‌کند (یا اجازه رفتاری این چنین را می‌دهد). سیدجلال را باید مردم ایران قدر بدانند که می‌دانند. برای او بهترین‌ها را آرزو می‌کنیم که ده سال مردانه برای ما مبارزه کرد و حتی در برخورد با بی‌مهری‌ها هم نجیب ماند. دوستت داریم کاپیتان.

علی جوادی

روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها