در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زحمت اصلی این کار البته به عهده زینب مرتضاییفرد بود که شناخت و حشر و نشر بیشتری با آن مرحوم داشت. حالا احتمالا مرتضاییفرد هم توی گزارشش به آن اشاره کرده باشد که در صبح چنین روزی قرار بود او با زرویی در یکی از فرهنگسراهای تهران به گفتوگو بنشیند که خب عمر آن مرحوم به دنیا نبود. بین خودمان بماند اولین حرفی هم که همان شب در گروه تلگرامی روزنامه زد حسرت همین مصاحبه دوشنبه با او بود که از دست رفت. بگذریم... مرتضاییفرد یک گفتوگوی منتشر نشده دیگر هم با آن مرحوم داشت.
کنار این گفتوگو گزارش جمع و جوری هم نوشته از وضعیت یکی دو سال اخیر زرویی که کنج عزلت گزیده و در خانه ییلاقیاش در احمدآباد مستوفی در حوالی شهریار ساکن بود. کنار همه اینها دو گزارش هم اضافه شده است. یکی را میثم اسماعیلی نوشته و به سالهای فعالیت آن مرحوم در نشریه «گلآقا» باز میگردد و یادی از آن دوران کرده و دیگری را هم محمدصادق علیزاده نوشته و نیمنگاهی داشته به یکی از آثار داستانی زرویی کتابی که برخلاف دیگر آثارش نه به طنز که کاملا جدی و فاخر محسوب میشود و روایتی داستانی از علمدار کربلا، حضرت ابوالفضل(ع) است.
سوای پرونده دو صفحهای که درباره زرویی رفتهایم، ساناز قنبری خبرنگار سینمایی گروه هم رفته سراغ دو نفر از حضرات سینماگر که اسامی عجیب و غریبی برای فیلمهایشان انتخاب کردهاند. اجازه بدهید همین اول بگوییم که دقیقا در همین روزها فیلمی روی پرده است که احتمالا تیزرهایش را در رسانهها هم دیده باشید: «وااااای آمپول!» همین برای قنبری کافی بود تا سوژهای که مدتها پیشنهادش را میداد تصویب شود. اینکه بعضی اسامی که روی این فیلمها گذاشته میشود از کجا آمده و چه هدفی دارند و پیشفرض خود سازندگان این فیلمها از این اسامی چیست. گزارش جذاب قنبری را در صفحه 11 بخوانید تا ببینید نظر خود فیلمسازان راجع به این اسمها چیست.
صفحه 12 امروز هم در نهایت به سینمای جهان و گزارش کیکاووس زیاری ختم میشود که از دوران بازنشستگی راکی حرف زده. به احتمال زیاد خوشتان خواهد آمد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: