در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
توی ستون صفحه بعد هم که واکنش بعضی کاربران به این عکس را که در فرودگاه بدر اصفهان ثبت شده ،آوردهایم.
لابهلای این واکنشها، چند کاربر را هم ذکر کردهایم که این تصویر، آنها را یاد اثر ماندگار استاد فرشچیان انداخته است. راجع به مقایسه این دو اثر با یکدیگر هم توی گزارش همین صفحه اشارههایی به این اثر شده است. حالا شاید بد نباشد در چنین وضعیتی برویم سراغ اینکه ببینیم روایت خود استاد از خلق این اثر ماندگار چیست. استاد قلم به دستی که از قضا خودش هم اصفهانی است:
چهار ساله بودم. روی زمین مینشستم و نقشهای قالی را روی کاغذ میکشیدم. پدرم هم از این وضعیت راضی بود.
پدرم نماینده شرکت فرش در اصفهان بود. استادی بود که برای ایشان نقش فرش میکشید.
یک بار پدرم مرا پیش او برد. استاد، نقش یک آهو را به من داد و گفت از روی آن نقاشی کن. تا صبح فردا حدود 200 طرح در اندازهها و جهتهای مختلف کشیدم. برای استاد
باور کردنی نبود.
هنرجویان امروز بعد از اندک زمانی خدا را هم بنده نیستند. من آنقدر رنگ برای استادم سابیدم که کف دستهایم پینه بست.
سه سال پیش از انقلاب، روز عاشورا، مادرم گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی. گفتم: من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت. رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم.
حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلوی عصر عاشورا را شروع کردم. قلم را که برداشتم همین تابلو شد که الان هست، بدون هیچ تغییری.
الان که بعد از 30 سال به این تابلو نگاه میکنم، میبینم اگر میخواستم این کار را امروز بکشم، باز هم همین تابلو به وجود میآمد، بدون هیچ تغییری. یک چیزی دارد این تابلو که خود من هم گریهام میگیرد. در این تابلو مایه اصلی تصویرگرایی، مرکز تصویر دیده نمیشود. جایش خالی است. امام حسین(ع) که محور اصلی این تابلوست در اثر
دیده نمیشوند.
در مورد محتوای تابلوی عصر عاشورا باید بگویم، شاید جذابیت این تابلو به علت غیبت شخصیت اصلی یعنی امام حسین(ع) در آن است و باعث میشود که انسان با دیدن این تابلو به دنبال شخصیت اصلی که این واقعه را شکل داده است، بگردد. اشکی که بر چشم اسب حلقه زده و آن سرافکندگی او برای آوردن خبر ناگوار و کبوترانی که خود را به خون شهید آغشته کردهاند، به نوعی پیامآور فاجعه هستند.
در عین حال وجود حضرت زینب(س) و آن چند نفر در وسط تابلو میتوانند از عواملی باشند که باعث ایجاد جذابیت هرچه بیشتر در این تابلو میشوند.
به لحاظ تکنیکی اگر این تابلو بیشتر از این شلوغ بود، احتمالا این غربت در تابلو این چنین نمایان نمیشد.
تابلویی که حالا دیگر به بخشی لاینفکی از فرهنگ عاشورا محسوب میشود و ادای دینی که هنرمندان این حوزه به آن داشتهاند. این تابلو در روز عاشورای سال 1355 کشیده شده است. مشهورترین اثر تجسمی درباره واقعه عاشوراست. موضوع اثر، بازگشت اسب بیسوار به سوی خیمهها، پس از شهادت امام حسین(ع) در عصر عاشورا، و نمایش حزن و اندوه اهل بیت امام در مواجهه با این صحنه است. فرشچیان این تابلو را در سال ۱۳۶۹ به موزۀ آستان قدس رضوی اهدا کرد. این تابلو را میتوان به دلیل قوت هنری و غنای اثر، در کنار مضمون عاشورایی، یکی از آثار الهامبخش و محبوب برای شیعیان است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: