در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این ادامه همان راه است و مثل همیشه روند سینمای ایران در این روزها با دقت بیشتری زیر ذرهبین قرار میگیرد.
به همین دلیل نمیتوان گفت که امسال اتفاق ویژه و عجیب و غریبی افتاده است اما در مورد فضای کارهای این دوره میشود اظهار نظر کرد.
در این جشنواره فیلمهایی را دیدیم که نتیجه انتخاب هیات داوران بودند و در بین اغلب آثار نکته مهمی که وجود دارد حضور نسل جوان و تازه نفسی است که وارد سینما شدهاند، گروهی که با مشاهده همین آثار همه را متوجه نگاه جدید به سینما و شرایط اجتماعی معاصر کردند.
در این میان همان فیلمهایی مورد توجه بینندگان قرار گرفتند که سازندگان جوانی داشتند مثل «متری شش و نیم» که دومین فیلم سعید روستایی بود، «تختی» یا «حمال طلا» که اولین سینمایی آقای اصلانی است و کارهای دیگری که هر کدام ویژگیهای خود را داشتند و امیدهای آینده این سینما هستند.
نکته دیگری که امسال وجود داشت استفاده از فضاها و لوکیشنهای متنوع در فیلمها بود.
در این دوره اغلب آثار از خانهها و فضاهای بسته فاصله گرفته و در مناطق یا حتی شهرهای مختلف ضبط شده بودند، اتفاقی که البته به سختی کار هم اضافه میکند اما باعث شد تا در فضاهای متنوعتری انواع درامها و داستانها را منعکس کنند. یکی دیگر از مشخصههای فیلمهای امسال این بود که فقط مخاطب خاص را در نظر ندارند و اکثر آنها میتوانند برای تماشاگران عام سینما هم جذاب و تماشایی باشند، با این وجود در بین همان کارها هم آثاری بودند که بدون توجه به حوزه عام تولید شدند ولی بازهم فضای غالب به سمت مخاطبپسند بودن در سطح گسترده جامعه معطوف شده است و میتوانند در اکران عمومی هم برای تماشاگران دوستداشتنی و موفق عمل کنند.
در کل هرچند که اغلب فیلمها در هر سالی از نظر تم و محتوای کلی شبیه به هم هستند چون همه به بحرانها و مسائل مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با تمام اینها نباید فراموش کنیم که خوبی جشنواره فیلم فجر این است که ویژگی و خواص خودش را دارد و من از اینکه میخواهند آن را به رخدادی مثل همه جشنوارههای جهان تبدیل کنند چندان راضی نیستم. به نظرم این جشنواره با همین کمبودها و نواقصی که دارد میتواند راه خودش را ادامه دهد، مثل همین 40 سالی که همیشه بعد از برگزاریاش همه میگویند این بدترین جشنوارهای بود که دیدیم، ولی اگر واقعا این طور بود که تا الان باید فجر از بین میرفت، به همین خاطر این حرف خیلی منطقی نیست و جشنواره فجر با همان سبک و سیاق خودش سینما را همراهی کرده؛ چنانچه اگر درجا میزد دیگر چنین استقبالی از آن نمیشد.
در این میان، مشکل اساسی جشنواره در مدیریت آن است چون مدیران جشنواره چهرههای ثابتی نیستند و هر کسی که میآید میخواهد شکل آن را عوض کند. این اشکال اساسی ماست، چون اگر هر مدیری جشنواره را همانطور که هست بپذیرد، دیگر هر سال شاهد انواع حرف و حدیثها نیستیم.
در این حوزه باید در چارچوب خود جشنواره برای آن برنامهریزی کنیم نه آن که مدام به دنبال تغییرات گستردهاش باشیم، باید به امکاناتی که داریم توجه کنیم و با توجه به 40سالی که برای همه جا افتاده با آن کنار بیاییم، این جشنواره همین است که هست. تلاش برای افزایش مخاطبان سینما و رسیدگی درست به آنها در روزهای جشنواره با توجه به کمبودهایی که باعث میشود تا هنوز خیلیها پشت در بمانند یا روی زمین بنشینند و فیلم ببینند؛ از حداقل کارهایی است که میتواند ما را در این مسیر پیش ببرد. اینها مواردی است که میتواند به این جشنواره شکل گرفته، کمک کند تا جانی دوباره بگیرد.
طهماسب صلحجو
منتقد سینما و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: