ایمان ملاجعفری از نقاشیخط‌های تازه‌اش به جام‌جم می‌گوید

شاگردهای ممیز گرانفروشند؟

ایمان ملاجعفری، طراح گرافیکی که نفس به نفس زنده‌یاد مرتضی ممیز داده و شاگردی این استاد را کرده، این روزها با نمایشگاه ‌نقاشیخط «هزارباده» در گالری آریانا حضور یافته است. او حالا به جام‌جم می‌گوید: «من به‌دلیل این‌که افتخار شاگردی استاد مرتضی ممیز، استاد سید محمد احصائی و استاد صداقت جباری را داشته‌ام، آموختم که گرافیک ضمن این‌که اصولی دارد و پایبندی به آن اصول اساسی است، اما نمی‌تواند برای دل هنرمند باشد. تجهیز به زبان شخصی را که مکاتب هنری از آن متاثر می‌شوند در گرافیک کاربردی منکر نمی‌شوم اما اگر هم باشد-که هست-در کلیات است.»
کد خبر: ۱۱۸۹۸۶۳

او درباره تقسیم‌بندی‌های مرسوم در حوزه گرافیک می‌گوید: «تعریف من از گرافیک کاربردی متفاوت است، گرافیک امروز ایران دچار یک بیماری شده که دوسر طیف خیلی تعدادشان زیاد است اما وسط تعدادشان خیلی کم. طیف اول گروهی هستند که می‌گویند گرافیک را ما می‌فهمیم و ما می‌دانیم چیست و گرافیک هنر است و در خدمت هنر قرار می‌گیرد و هنر سفارشی نیست و با مخاطب و سفارش دهنده ارتباط برقرار نمی‌کند. طیف دوم گروهی هستند که من به آنها می‌گویم، گرافیک بازاری. من معتقد به میانه هستم، نیاز است که گرافیست گوش بدهد به حرف و خواسته سفارش‌دهنده، اما بگوید به من اجازه بده به زبان درست بصری و با زبان گرافیک این را برایت ترجمه کنم.»
ملاجعفری همچنین درباره این شائبه که می‌گویند نسل شاگردان استاد ممیز گرانقیمت هستند، می‌گوید: «اولا گرانی مثل خیلی از چیزهایی که با عدد و رقم کار دارد، نسبی است. قیمت اینجا با مقیاس زحمات و هزینه تولید کالای فرهنگی بسیار نسبی و ناچیز است. این، نیاز به فرهنگسازی دارد که من برای چه هزینه می‌کنم و این هزینه چه مقدار قرار است آورده داشته باشد.»
این طراح گرافیک همچنین درباره مضمون ‌نقاشیخط‌های تازه‌اش می‌گوید: «مضمون مشترک همه خط‌نقاشی‌های من دیگردوستی و مهرورزی است. چون ده سال از برگزاری آخرین نمایشگاه من می‌گذرد و نگاه من نسبت به محیط، نسبت به جهان، نسبت به ‌نقاشیخط تغییر کرده. می‌توانم بگویم این، نه پنجمین نمایشگاه من، بلکه اولین نمایشگاه است. در این نمایشگاه حرف اصلی‌ام این است که درست است که کار، نقاشیخط است ولی من نه خوشنویس هستم و نه نقاش. من آدمی هستم که تجربیاتی دارم در استفاده از رنگ، در استفاده از حروف و ساختن ترکیب‌بندی و اینها را با هم آمیختم و تابلوهایی کشیده‌ام که شاید برای چشم بعضی خوشایند باشد. به هیچ وجه داعیه خوشنویسی و نقاشی ندارم و این حاصل تجارب من در ترکیب‌بندی و رنگ است.»
او همچنین در پاسخ به این‌که چرا شاگردانش از خودش معروف‌تر شده‌اند، می‌گوید: «خب البته آنها بااستعدادتر از من بودند! ولی واقعیتش این است در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که فقط هنرمندبودن برای شناخته‌شدن کافی نیست؛ رسانه‌های نوظهور به شناخته‌ترشدن کار هنرمندان می‌آیند که من با آنها بیگانه‌ام. من افتخار می‌کنم به شاگردانم و البته آنها که حالا شاگردان من نیستند و برای خودشان استادند افتخار می‌کنم.
این هنرمند درباره رابطه دوسویه گرافیک کاربردی و دیگر رشته‌ها می‌گوید: «من 20 تا 30 پوستر تئاتر طراحی کرده‌ام. کارگردان‌هایی داریم که معتقدند ما کارمان را کرده‌ایم و نیاز نداریم مخاطب با پوستر جذب هنرمان شود. من برای چنین سلیقه‌ای هم پوستر طراحی کرده‌ و توانسته‌ام نظر آنها را با اصول هنر گرافیک به مخاطب منعکس کنم، ولی کارگردانی هم داریم که می‌گوید من می‌خواهم کارم بفروشد و می‌خواهم از طریق پوستر به مخاطبم بگویم بیا و این کار را ببین.
ملاجعفری که خود سوابق آکادمیک فراوانی دارد درباره رابطه هنرمندبودن با داشتن سواد آکادمیک هنری داشتن معتقد است: «همه نرم‌افزارها ابزار هستند. در این دوره و زمانه اگر کسی ابزار و نرم‌افزارها را بلد نباشد، نمی‌تواند گرافیک کار کند. معتقدم دانشگاه خیلی چیزها به آدم اضافه می‌کند.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها