این اولینبار نیست
رضا امیرخانی مثل هر نویسنده دیگری حقالتالیف میگیرد و بهعنوان یک نویسنده موفق احتمالا حقالتالیف قابل اعتنایی هم دریافت میکند. کتابهایش معمولا پرفروش میشوند، بخصوص همین کتاب «ره ش» که برایش جایزه جلال را دریافت کرده است. اما با همه اینها گذشتن از 30 سکه خیلی هم ساده نیست. اگر بدانید او قبلا هم جوایزش را در اختیار خیریهها قرار داده و معمولا جوایز نقدی را از جشنوارهها و برنامههای دولتی قبول نمیکند، مطمئن خواهید شد با یک نویسنده سمج سر و کار دارید که به این راحتیها دست از اصولش برنمیدارد و دستکم تا امروز 30 سکه هم نتوانسته دست و دلش را بلرزاند.
رضا امیرخانی نه اولین برندهای است که جایزهاش را بخشیده و نه تنها کسی که این کار را میکند؛ چه بسیار وزرشکاران و هنرمندانی از سراسر دنیا که چنین کردهاند، اما برای کسی که نانش را از کلمه و کتاب درمیآورد و سفرهاش کوچک است و خطرپذیر، بخشیدن خیلی هم ساده نیست؛ این ادعا را از روزنامهنگاری که تجربه نان درآوردن از کلمه دارد، بپذیرید.
سرنوشت 30 سکه امیرخانی
تعدادی از فارغالتحصیلان حوزههای مختلف، از مهندس گرفته تا نویسنده و ادیب که یک دغدغه مشترک داشتند به این نتیجه رسیدند در کنار همه کارهای خیریهای مانند مدرسه ساختن و رسیدگی به سلامت و بهداشت با توجه به محیطزیست و امثال آن، مقوله آموزش اهمیت بیشتری دارد و تصمیم گرفتند از دورترین نقطه به مرکز، کارشان را آغاز کنند. به استناد آمارهای وزارت آموزش و پرورش از وضعیت آموزش در نقاط مختلف کشور، منطقه سیب و سوران در سیستانوبلوچستان میتوانست نقطه شروع باشد؛ جایی که 180 روستا دارد، نزدیک به 900 آموزگار و 30 هزار دانشآموز اول ابتدایی تا سال آخر دبیرستان.
مهندس افشین دانشنژاد، مدیرکل موسسه دانایار به جامجم گفته است: محور فعالیت ما پژوهشی است و بر این اساس در آن شکست تعریف نشده است. یعنی اگر حتی دستاوردی نمیداشتیم باز هم اطلاعات، پژوهشها و نیازسنجیها میتوانست راهگشا باشد. به گفته دانشنژاد، از 80 طرح، سه طرح مرتبط با ارتقای مهارتهای سوادآموزی برای آموزگاران مد نظر قرار گرفت و موسسه کارش را سال 94 با هدف قرار دادن دانشآموزان منطقه سیب و سوران آغاز کرد.
این موسسه آموزگاران را حلقه واسط بین خودش و دانشآموزان تعریف کرده و از طریق ارتقای مهارت آنها به اهدافش رسیده است. به گفته دانشنژاد، ارزیابیها نشان داده که طبق آمار رسمی 8درصد و براساس آمار غیررسمی 18درصد از دانشآموزان پایه اول را تکرار میکردند یا به زبان سادهتر سال اول رفوزه میشدند اما بعد از شروع فعالیتهای این موسسه، چنین موردی مشاهده نشد.
مربیان موسسه دانایار در این منطقه فعال هستند و مدیران موسسه هم امیدوارند ظرف سه تا پنج سال از میان آموزگاران منطقه مربیانی تربیت شوند که همین مسیر را ادامه بدهند و دیگر نیازی به حضور دانایار در منطقه نباشد. مهندس دانشنژاد از تلاش موسسه برای توسعه این برنامه در سراسر کشور خبر داد و به جامجم توضیح داد: در طراحی دورهها تجربیاتی نزدیک به ده سال کار با نوآموزان و پایبندی به مبانی علمی به عنوان چارچوب اصلی، مد نظر قرار گرفته شد. کارگاههایی چون نقاشی، بداههپردازی، نمایش خلاق، کتابخوانی ساده، خلاق و تعاملی، ساخت ماکت با مواد دورریز و ... به اجرا درآمد. در کنار آن با بررسی کتابهای قصه اهدایی به شکل مجازی و تعاملی با آموزگاران و رصد حضوری اجرای آموختههای آموزگاران در کلاسهای درس انجام گرفت. در کنار این برنامهها پیشآزمون و پسآزمونهایی برای بررسی تغییرات در دانشآموزان به شکلی کاملا علمی با کمک استادان فن انجام شد و خوشبختانه تحلیل نتایج آزمون بینالمللی TOLD نشان از رشد دانشآموزانی که آموزگارانشان در طول سال همراه دانایار به اجرای آموختهها در کلاس پرداخته بودند در همه ابعاد 9گانه آن داشت بویژه رشد در دایره واژگان، هجاها، درک واژه و مواردی از این دست.
براساس اظهارات مدیرکل موسسه دانایار، در سال جدید حوزه بمپشت برای ادامه کار در بحث آموزش مهارتهای خواندن به برنامه دانایار اضافه شده و نیز با طراحی کارگاههای آموزش مهارتهای آموزش علوم و ریاضی از آبان سال جاری پس از انجام سه مرحله متوالی پیشآزمون در بخش علوم و ریاضیات، آغاز خواهد شد.
همه اینها را گفتیم که احتمالا یک ریال از جایزه امیرخانی برای خودش نمیماند؛ اجرای برنامههای دانایار با بودجهای کمتر از 600میلیون ریال در سال امکانپذیر نیست و تا امروز اعضای هیات امنا از جیب یا از اعتبارشان مایه گذاشتهاند.
گویا جایزه امیرخانی اولین پول قلنبهای است که به این موسسه رسیده، هر چند اعضای آن و حتی خود امیرخانی بارها در تامین هزینهها مشارکت کردهاند و حالا نویسنده «ر ه ش» با اهدای جایزهاش در واقع با یک تیر دو نشان زده و شاید در آینده برندههای بیشتری دوست داشته باشند به دانایار کمک کنند. ضمن اینکه دانشنژاد به جامجم گفته که تمام حسابهای موسسه شفاف است و قابل اعلام.
همچنین فعلا که موسسه است زیر نظر اداره دارایی فعالیت میکند و به محض اینکه مجوز لازم برای تبدیل شدن به یک سازمان مردم نهاد یا NGO را دریافــــــــــــــــت کنــــد، نظارتهای دیگری هم برعملکرد آن اعمال خواهد شد.
غبطه به بخشش
حمید شاهآبادی، نویسنده و پژوهشگر درباره موسسه دانایار یادداشتی در فضای مجازی منتشر کرده که شاید به ناگفتههای این موسسه اشاره دارد و البته میتواند راهگشای کسانی باشد که علاقهمندند در سازمانهای مردمنهاد فعالیت کنند اما نگران تامین هزینه برای چنین نهادهایی هستند، چرا که احتمالا از همدلی آدمهای اهل دل و دغدغه آنها بیخبرند. شاهآبادی در یادداشتش نوشته است: گروهی که در سیستان و بلوچستان مشغول کار آموزشی هستند و رضا امیرخانی عزیز جایزهاش را به آنها تقدیم کرده گروهی مثال زدنی است. تعدادی از تحصیلکردههای بسیار باهوش که دوران تحصیلشان را در دبیرستانهای تیزهوشان و بهترین دانشگاههای کشور گذراندهاند بیتوجه به هرموقعیتی که در تهران میتوانستند داشته باشند، راهی مناطق دورافتاده شدهاند و عمرشان را صرف آموزش بچههای محروم و آموزگاران ایشان میکنند. شاید هیچوقت جایزهای که امیرخانی دیشب برد برایم حسرت برانگیز نباشد، اما همیشه به آنچه او دیشب انجام داد غبطه خواهم خورد.
آذر مهاجر
هنر و ادبیات
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم