پایان زندگی بعد از بخشیده شدن از اعدام

اعدامی بخشیده شده که بابت قتل همسرش همیشه عذاب وجدان داشت بعد از توهم ناشی از شیشه با روسری خود را به دار آویخت و به زندگی‌اش پایان داد.
کد خبر: ۱۱۸۷۲۵۸

به گزارش جام‌جم، ساعت 7 و 15 دقیقه روز دوشنبه بیست و ششم آذر امسال، یکی از ماموران کلانتری خزانه با بازپرس کشیک قتل دادسرای جنایی تهران تماس گرفت و از مرگ مشکوک مرد 44 ساله‌ای در خانه قدیمی حوالی خیابان تختی پایتخت خبر داد. با دستور بازپرس جنایی تحقیقات درباره علت مرگ این مرد آغاز شد. تیم بررسی صحنه جرم پلیس آگاهی با حضور در محل که خانه‌ای تک واحدی و قدیمی بود، مشاهده کردند مرد میانسالی با روسری خودرا از نرده‌های راه پله خانه‌اش آویزان کرده و به زندگی‌اش پایان داده است. بررسی‌‌های اولیه نشان می‌دادکه ساعاتی از مرگ وی می‌گذرد. با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات درباره مرگ او آغاز شد.
در جریان تحقیقات پلیسی معلوم شد که این مرد در سال 87 در پی اختلاف‌های خانوادگی با همسرش درگیر شده و او را به قتل رسانده است. بعد از دستگیری و محاکمه در دادگاه کیفری استان تهران به درخواست خانواده مقتول به قصاص محکوم شده بود تا این‌که با فروش خانه‌ای که داشته به خانواده مقتول دیه پرداخت کرده و با جلب رضایت آنها با گذشت پنج سال از زندان بیرون آمده و نزد خانواده‌اش بازگشته است.
در این مرحله معلوم شد که اعدامی بخشیده شده، بعد از آزادی در زمینه جمع‌آوری ضایعات چوب به فعالیت کاری‌اش ادامه داده و در محل کارش کارگرانی هم داشته است. اما به‌خاطر عذاب وجدانی که از قتل همسرش در وجود او بوده و نمی‌توانسته ماجرا را فراموش کند همین باعث شده که این مرد معتاد شده و شیشه مصرف کند. با گذشت چند سال از آزادی‌اش با خانمی آشنا شده و بعد از ازدواج با وی در خانه‌ای که همسرش فوت شده زندگی می‌کردند.
تحقیقات پلیسی نشان می‌داد که او بعد از ازدواج دوباره‌اش همچنان مصرف شیشه را ترک نکرده و بعد از توهم ناشی از مصرف آن با همسرش دعوا می‌کرده و مدام می‌گفته صداهایی را می‌شنود و افرادی در جست‌وجوی او هستند.
در جریان تحقیقات زن متوفی به افسر تحقیق گفت: شوهرم بعد از آن‌که شیشه مصرف می‌کرد و توهم می‌زد فرد دیگری می‌شد و مدام می‌گفت افرادی در تعقیبش‌هستند و می‌خواهند به او آسیب بزنند و صداهایی می‌شنود که مدام با اوست. سه هفته پیش برای انجام کاری بیرون از خانه رفتم و شوهرم در خانه تنها بود. زمانی که بازگشتم چندبار صدایش زدم که جوابی نداد. دل نگران شدم و به اتاقش رفتم که دیدم او ملحفه را به دور گردنش آویزان کرده و دست به خودشی زده است. ملحفه را باز کرده و شوهرم را نجات دادم. بعد از بهتر شدن حالش متوجه شدم که دوباره شیشه مصرف کرده و بعد از توهم ناشی از آن می‌خواسته خودش را بکشد. سعی کردم حال او بهتر شود. شب گذشته دوباره شیشه مصرف کردو خوابید. صبح زمانی که بیدار شدم خبری از شوهرم نبود، نگران شده و همه جای خانه را جست‌وجو کردم اما نبود. زمانی که سمت راه پله‌ها رفتم با صحنه عجیبی روبه‌رو شدم. او با روسری خودش را از نرده‌های راه پله‌ها آویزان کرده و به زندگی‌اش پایان داده بود و این‌بار نتوانستم او را نجات دهم. او همیشه عذاب جنایتی که مرتکب شده بود را می‌کشید. تحقیقات تکمیلی درباره این پرونده ادامه دارد .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها