دو سانحه طی دو ماه در فرودگاه فتح زنگ خطر را برای بررسی ایمنی آن به صدا در آورده است

خطر فرود اشتباهی

دو ماه قبل یک فروند بوئینگ ام‌دی88 مسیر مشهد - کرج که قرار بود در فرودگاه پیام فرود آید به اشتباه در باند فرودگاه فتح فرود آمد که براساس گزارش دفتر بررسی و سوانح سازمان هواپیمایی کشور در فاصله یک متری باند، خلبان و کمک خلبان متوجه اشتباه شده و با اوج‌گیری مجدد از برخورد هواپیما با دیوار انتهای باند و وقوع فاجعه جلوگیری کردند. رضا جعفرزاده، سخنگوی سازمان هواپیمایی کشور با تایید این اشتباه در فرودگاه فتح توسط کادر پروازی بوئینگ ام‌دی به جام‌جم گفت: این ماجرا مربوط به دو ماه قبل است. در خصوص این‌که چرا برج مراقبت اقدام به راهنمایی خلبان‌ها نکرده است، باید موضوع بررسی و کارشناسان اظهار نظر کنند. نمی‌توان بدون بررسی کارشناسی در این‌باره اظهارنظر کرد. با توجه به این حادثه گمانه زنی‌ها درباره خطای کادر پروازی بوئینگ707 در فرود اشتباهی در فرودگاه فتح به جای فرودگاه پیام قوت گرفته است. با توجه به آغاز پروازهای مسافربری در فرودگاه پیام و تکرار دو سانحه در کمتر از دو ماه، به نظر می‌رسد مسؤولان سازمان هواپیمایی کشور باید فکری جدی نسبت به ناوبری هواپیما در این فرودگاه انجام دهند تا در آینده شاهد حادثه‌ای هولناک به خاطر اشتباه در تشخیص فرودگاه فتح به جای پیام نباشیم.
کد خبر: ۱۱۸۴۷۷۸

برای جذب فالوئر اینکار را نکردم
پس از وقوع حادثه اعلام شد ، مهندس پرواز قبل برخورد هواپیما با دیوار و انفجار ، به بیرون پرت شده اما فیلمی منتشر شد که در آن مردی در حال انتقال او به محلی امن است . مرد 28ساله ای به نام مهرداد راضی که مسئول پروژه‌های ساختمانی یا مهندس پروژه است. او درباره فیلمی که از خود منتشر کرده ، می گوید: ساعت حدود 8 و 20 دقیقه بود که صدا را شنیدم، سریع به سمت محل بلند شدن دود دویدم و دیدم که هواپیما وارد شهرک مسکونی شده و دو ویلا را تخریب کرده است.هر چه داد زدم کسی جوابم را نداد، به همین خاطر از روی دیوار به داخل ویلا رفتم، دیدن هواپیمایی با آن عظمت آن هم در حالی که روی زمین افتاده و آتش گرفته خیلی عجیب و وحشتناک بود، هواپیمای بوئینگ 707 شوخی که نیست آن هم هواپیمایی که در حال سوختن است. از همان لحظه تصمیم گرفتم بر احساسم غلبه کنم و هر طور شده کاری انجام دهم، داد زدم تا اگر کسی زنده باشد صدایم را بشنود و به سراغش بروم، یک نفر صدایم را شنید و من را متوجه خودش کرد، به سمتش که رفتم دیدم در یک سوراخ تقریباً 50 سانتیمتری که در بدنه هواپیما ایجاد شده بود گیر کرده است، در آن لحظه هواپیما هیچ راه ورودی نداشت .به آن فرد گفتم دستت را به من بده که گفت نمی‌توانم به همین خاطر به زحمت و از کمر او بیرون کشیدم، دو نفر دیگر را در همان حین دیدم که داخل هواپیما افتاده بودند اما تکان نمی‌خوردند.
وی می‌گوید: وقتی این سرنشین هواپیما بیرون آمد مقداری هوشیاری داشت و با همان حال به من گفت که هنوز 15 نفر داخل هستند، او را به یک محل امن بردم تا اگر انفجاری رخ داد آسیب نبیند بعد از آن خواستم برای نجات بقیه به داخل هواپیما بروم اما راهی وجود نداشت، تنها فکری که در آن لحظه به ذهنم رسید این بود که برق و گاز ویلای محل حادثه را قطع کنم تا انفجاری رخ ندهد چون دماغه هواپیما به داخل خانه رفته بود.
ر اضی در خصوص فیلمی که از آن لحظات گرفته هم می‌گوید: برخی به من ایراد گرفتند که چرا در آن لحظه فیلم گرفتی، همین‌جا می‌خواهم بگویم که آن فیلم را با هدف اینکه هویت فرد نجات یافته زودتر مشخص شود گرفتم چون بالاخره تا مشخص شود چه کسی زنده مانده و کجاست طول می‌کشد.
وی اضافه می‌کند: برای جذب فالوئر و این چیزها آن فیلم را نگرفتم؛ چون نه اهل خودنمایی هستم و نه نیازی به فالوئر دارم و هدفم فقط همان بود که شخص نجات یافته زودتر شناسایی شود و صحنه آن لحظات هواپیما که در چه شرایطی فرود آمده باقی بماند.

روایت دوستان فرنوش شیخی از سقوط هواپیما
کاش خواب باشد
کاش پدرم زنده باشد

تماس‌های مکرر با فرنوش شیخی بی‌فایده است. او پدرش را از دست داده، آن هم در یک حادثه هولناک. هواپیمایی که پدر ملی‌پوش والیبال ایران هم یکی از جانباختگانش بود. در شرایطی که فرنوش داشت خودش را آماده می‌کرد تا برای دیدن کاوه رضایی (همسرش) به قطر برود، اما شرایط جور نشد و شیخی ترجیح داد تا در تهران و کنار خانواده‌اش باشد که این حادثه تلخ رقم خورد. رسانه‌ها و فضای مجازی پر شده بود از عکس فرنوش و فریدون پدرش. خبر شوکه‌آوری بود که باورش برای این بانوی ملی‌پوش سخت بود. طوری که فریبا سلیمانی مربی فرنوش می‌گوید: بنده خدا اصلا نمی‌توانست حرف بزند. دوستانش در کنارش هستند، اما فرنوش مدام فریاد می‌زند که کاش همه اینهایی که اتفاق افتاده خواب باشد. کاش هواپیمایی سقوط نکرده باشد و کاش پدرش زنده باشد.
فرنوش و پدرش فراتر از رابطه پدر و دختری، رفیق هم بودند. این را همه آنهایی که از نزدیک خانواده شیخی را می‌شناسند می‌دانند. پدر به‌شدت پرسپولیسی و داماد استقلالی. فرنوش تا زمانی که پرسپولیس تیم والیبال بانوان داشت به احترام پدرش در این تیم مانده بود. دیروز تلاش زیادی کردیم تا با خود فرنوش تماس بگیریم که حال نامساعد او اجازه برقراری تماس را نداد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها