در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آقای اکبری، این چند روز مدام فیلم و عکسهای شما در فضای مجازی با عنوان آرایشگر مهربان شهر منتشر میشد، چه شد که این اتفاق افتاد؟
واقعیتش را بخواهید برای این کار چند دلیل داشتم، قیچی مهربانی برای خود من، شکرانهای است در قبال اتفاقهای خوبی که در حوزه کاری برایم افتاده، درحقیقت خواستم به این ترتیب شکرگزار پروردگار باشم به خاطر موفقیتهایی که نصیبم شده است. دلیل بعدی این بود که بتوانم فرهنگ مهربانی را بین مردم رواج بدهم، چراکه عمیقا معتقدم هرکسی در این جامعه وظیفهای دارد و یکی از رسالتهای همه ما، این است که به همنوعان خودمان کمک و محبت کنیم. شما ببینید چه چیزی بهتر از این است که مهربانی در جامعه نشر پیدا کند؟ به عقیده من این مهربانی میتواند در همه مشاغل و فعالیتها جریان پیدا کند، هرکسی با هر تخصصی میتواند تصمیم بگیرد حداقل یک روز از ماه کاریاش را به مهربانی اختصاص بدهد و ابزارش را به ابزار مهربانی تبدیل کند، اگر راننده تاکسی است یک روز رایگان کار کند، اگر مثلا کارمند اداره یا بانک است، یک روز کار مردم را زودتر و بهتر راه بیندازد. حتی اگر کسی فنی بلد نیست، دو پرس غذا بخرد و به بچههای سرچهارراهها کمک کند. خلاصه برای انجام کار خیر و انتقال حس خوب، راه زیاد است.
شما هم تصمیم گرفتید از قیچیتان به عنوان ابزار مهربانی استفاده کنید؟
بله، چون این تنها فنی است که بلدم و با خودم فکر کردم شاید مردم خیلی وقت نداشته باشند بروند آرایشگاه بهخصوص این روزها که همه با مشغلههای زیادی درگیرند و اوضاع اقتصادی خیلیها هم خوب نیست، به خاطر همین سعی کردم با این کار یک قدم خیلی کوچک در ترویج فرهنگ مهربانی در جامعه بردارم.
این کار جزو برنامههای ثابت شماست؟
بله، مدتی است حداقل هر ماه یک بار این کار را انجام میدهم و انشاءا... تا وقتی که این توان را دارم که قیچی دست بگیرم، آن را ادامه خواهم داد.
اولین بار کی قیچی مهربانی را به دست گرفتید؟
اولین بار این حرکت از یک مدرسه سمت کارخانه سیمان شهرری شروع شد. زمستان سال گذشته بود و من با همکاری اولیای مدرسه، داخل خود مدرسه موی 230 نفر از دانشآموزان را در هشت ساعت حضورم در مدرسه اصلاح کردم که اتفاقا برای شروع این کار، تجربه خیلی خوبی هم بود.
چرا این کار را در مدرسهها ادامه ندادید؟
واقعیتش را بخواهید هماهنگی با روابطعمومی آموزش و پرورش برای حضور در مدرسهها کار سختی است، من خیلی تلاش کردم این ارتباط برقرار بشود، اما نشد و بهخاطر همین تصمیم گرفتم قیچی مهربانی را داخل پیادهروها ببرم تا هرکسی که تمایل داشت؛ روی صندلی بنشیند و موهایش اصلاح بشود. اولین جایی هم که برای این هدف انتخاب شد میدان راهآهن تهران بود.
چرا میدان راهآهن؟
چون این میدان مرکزیت دارد، خیلی پررفت و آمد است و البته به خاطر نزدیکیاش به ایستگاه راهآهن، مسافرهای زیادی به اینجا رفت و آمد میکنند و اتفاقا تعداد زیادی از افرادی هم که در این میدان به من مراجعه کردند جزو همین دوستان بودند که این یکی از افتخارات من است.
واکنشها چطور است؟
هم خوب هم بد، بالاخره هر کاری حاشیههای خودش را دارد و قرار نیست همه از آدم تعریف و تمجید کنند، مثلا خیلیها انتقاد میکردند که آقا چرا داخل خیابان این کار را انجام میدهی، واقعیتش این است که من هنوز هم نمیدانم جز خیابان کجا را میتوانم پیدا کنم که به این تعداد از مردم دسترسی داشته باشم یا اینکه بعضیها میگفتند که حتما کارآموز هستم یا یک هنرجوی تازه کار و میخواهم با این کار روی سر مردم تمرین کنم تا دستم راه بیفتد که البته من هیچ واکنشی به این اظهارنظرها نشان نمیدهم و یکی از افتخاراتم این است که بگویم بعد از 22 سال هنوز هنرجو هستم، هنوز دارم یاد میگیرم، چراکه از نظر من هنر نامحدود است. البته مردم واکنشهای جالب دیگری هم دارند، مثلا خیلیها فکر میکنند دوربین مخفی است و دنبال دوربین میگردند یا اینکه بعضیها فکر میکنند من با این کارم دنبال گرفتن وام هستم، گرچه خودم هم ربط این کار را به وام گرفتن نفهمیدم.
وقتی در تقویمتان روز مهربانی از راه میرسد، چه چیزیهایی با خودتان به خیابان میبرید؟
یک صندلی آرایش میبرم، یک صندلی ساده چوبی که از نظر ارتفاع استاندارد باشد تا نه مشتری اذیت شود و نه من، یک نایلون بیرنگ میبرم برای پهن کردن روی زمین تا صندلی روی آن قرار بگیرد و پیاده رو کثیف نشود.
بقیه ابزارها هم همان قیچی، پیشبند، موپران، ماشین برقی و... هستند که البته همگی اختصاصا برای این منظور تهیه شدهاند و با ابزارهای من داخل آرایشگاه فرق دارند. البته اینکه میگویم فرق دارند، دلیل بر این نیست که جنس شان خوب نباشد، یا من بین مشتریهای داخل آرایشگاه با مشتریهای خیابانم فرقی بگذارم. مثلا قیچیای که به عنوان قیچی مهربانی انتخاب کردهام، چند میلیون میارزد و از یکی از برندهای مخصوص این کار است، چون فکر میکنم کرامت افراد در هر حال باید حفظ شود.
شما خودتان از مردم دعوت میکنید که بنشینند روی صندلی؟
خودم که مشغول اصلاح هستم این کار را دوتا از دوستانم که همراهیام میکنند، انجام میدهند و مردم یکی یکی روی صندلی مینشینند.
مشتریهایتان باید شرایط خاصی داشته باشند؟
شرایط خاص که نه، هرکسی میتواند روی صندلی آرایشگاه مهربانی بنشیند، اما اگر مشخص باشد که چندروزی است استحمام نکردهاند من از آنها میخواهم که اول به یک حمام عمومی یا خصوصی مراجعه کنند و بعد برای اصلاح بیایند چون به هرحال ما در قبال مشتریهای بعدی هم مسؤولیم.
با مشتریها حرف هم میزنید؟
بله بعضیها خودشان علاقه نشان میدهند میپرسند که چرا این کار را انجام میدهم که به آنها توضیح میدهم، اما بعضیها هم ساکت هستند، چیزی نمیگویند و من هم چیزی نمیگویم. فقط موقع اتمام کار از آنها تشکر میکنم که روی این صندلی نشستهاند.
شنبه این هفته شما در میدان قزوین بودید، این برنامه شما چقدر طول کشید؟
ما از 9 صبح شروع کردیم تا ساعت 13 هم در حاشیه میدان جنب سامانه کارگران فصلی حضور داشتیم و در مجموع با این برنامه موی بیش 120 نفر از هموطنان اصلاح شد.
اگر این مدت را در آرایشگاهتان حضور داشتید، کار چندتا مشتری راه میافتاد؟
صبحها اصولا مشتری خیلی زیاد نیست، حدود بین 3 تا 5 نفر.
الان نرخ اصلاح در آرایشگاه شما چقدر است؟
نرخ مصوب اتحادیه برای آرایشگران سطح یک، 25 هزارتومان است.
که به عبارتی اگر قرار بود شما از این تعداد مشتری این نرخ را بگیرید، میشد حدود 3میلیون تومان؟
خب این یک معامله بین من و خداست، اعتقاد قلبیام این است که دهها برابر این پول با انجام کار خیر حتما به زندگیام برمیگردد.
حضور در مدرسه یکی از بهترین اتفاقهای زندگیام بود
با اینکه یک سال از این ماجرا گذشته، اما حضور در یکی از مدارس زمان آباد شهرری و اصلاح موی دانشآموزان هنوز یکی از خاطرات خوب اکبری است. اتفاقی که دربارهاش میگوید: من از طریق یکی از دوستانم با مدیر مدرسه پیام آشنا شدم و با هماهنگیهایی که انجام شد، با تجهیزات مخصوص آرایشگری به مدرسه رفتم. برخوردی که بچهها با من داشتند واقعا برایم خاطرهانگیز است. همه با همان زبان کودکی از من تشکر میکردند یا مثلا سؤالاتی درباره حرفه آرایشگری میپرسیدند، البته شیطنتهای خاص سن و سالشان را هم داشتند مثلا بعضیها فکر میکردند بازرس منطقه هستم یا بعضیها میپرسیدند آیا موی سر رجال مملکت را هم اصلاح کردهام یا نه؟! به هر حال خاطره خیلی خوبی از آن ماجرا برایم مانده.
مینا مولایی
جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: