در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرد جوان یکروز آزمایشی کار کرد و در پایان ساعت فروشگاه، مدیرعامل در حضور هیات مدیره از او پرسید: «خب، بگو ببینم، چند مشتری از تو خرید کردند؟»
مرد جوان گفت: «یک مشتری.»
مدیرعامل گفت: «زکی. یکی؟»
هیات مدیره قارقار خندیدند. مدیرعامل پرسید: «خب، حالا خریدشان چند تومان شد؟»
مرد جوان گفت: «دو میلیارد و ششصد و هشتاد و چهار میلیون تومان.» هیات مدیره کف کردند.
مدیرعامل پرسید: «وا، مگه چی فروختی؟» مرد جوان گفت: «میخواستند، یک جفت چوب اسکی کوچک، دو جفت چوب اسکی بزرگ، دوتخته اسکی، سه کوله کوهنوردی، دو چادر کمپینگ و چهار کیسه خواب به آنها پیشنهاد کردم، خریدند. بعد پرسیدم خودرویتان چیست، گفتند تویوتا کمری. یک تویوتا افجی کروزر پیشنهاد کردم، خریدند. پرسیدم برای کوهنوردی کجا میروید، گفتند دربندسر، یک ویلا در شمشک پیشنهاد کردم، خریدند.» یکی از اعضای هیاتمدیره پرسید: «یارو آمده بود چوب اسکی بخرد، تو به او ویلا فروختی؟» مرد جوان گفت: «خیر، آمده بود قرص ضدافسردگی بخرد. من به او گفتم اسکی در دامن طبیعت قاتل افسردگی است.» در این هنگام، هیاتمدیره که کف و خون قاطی کرده بودند، مدیرعامل را با لگد بیرون انداختند و مرد جوان را بهعنوان مدیرعامل جدید استخدام کردند و هماکنون آن فروشگاه 26 شعبه در سراسر کشور و 62 درصد جریان مارکتینگ در فضای مجازی را در اختیار دارد.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: