یادداشت:

من کارگردانم یا مجری یا بازیگر؟

فعالیت در چند رشته هنری مختلف عموما سخت است و اگر بخواهد صرفا برای تجربه‌گرایی باشد به جایی نمی‌رسد. به نظرم اگر یک هنرمند در رشته‌ای مفید است و آن رشته را تا انتها می‌رود و جایگاهی در خور پیدا می‌کند و به اصطلاح به ته ماجرا می‌رسد، خیلی هم خوب است که برود سمت رشته‌ای دیگر ولی اگر هنوز در یک رشته به بلوغ نرسیده به سراغ رشته‌ای دیگر برویم، چندان منطقی نیست.
کد خبر: ۱۱۸۱۸۲۵

کسی که کارگردانی می‌کند اگر بتواند قصه بنویسد و بازی کند، خیلی خوب است چون نیاز کارگردانی همین‌هاست؛ چنین فردی اگر در کارگردانی به انتها رسید حالا می‌تواند برود و بازیگری کند! و اگر در بازیگری به انتها رسید می‌تواند برود سراغ حیطه‌ای تازه‌تر ولی این‌که بخواهد مدام از این شاخه به آن شاخه بپرد هیچ فایده‌ای ندارد و فقط وقت خودش و در نهایت مخاطب را می‌گیرد. خودم سال‌ها کارگردانی کردم و آنقدر در این مسیر تجربه اندوختم که دیگر فهمیدم بیشتر از آن امکان تجربه وجود ندارد. آنجا پایان ماجرای کارگردانی من بود و برای این‌که خودم را تکرار نکنم به محض این‌که پیشنهاد اجرا شد، قبول کردم و ترجیح دادم در این حیطه هم کار کنم. بعدتر که در اجرا هم پیش رفتم، وقتی پیشنهاد بازیگری به من شد قبول کردم.
معتقدم همه هنرمندان باید یک حیطه را تا انتها ادامه دهند و بعد سراغ حیطه دیگر بروند. این‌که چند کار را با هم انجام دهیم. اصلا درست نیست.

خودم هنوز هم برای بهتر شدن در اجرا تمرین می‌کنم و برای نوشتن وقت می‌گذارم و یقینا اگر بخواهم سراغ حیطه‌های دیگر بروم، باید در نوشتن و اجرا به انتهای مسیر برسم و بعد بروم دنبال تجربه‌ای تازه. تجربه کردن بد نیست، ولی حتماً باید نقطه آغار و پایان منطقی داشته باشد. باید درست شروع کرد، درست ادامه داد و درست به پایان رساند.
چند بعدی بودن در رشته‌های هنری شاید ذاتی باشد، ولی اگر به آن جهت ندهیم به جایی نمی‌رسد. برای چند بعدی بودن باید هنر چندبعدی بودن را آموخت.

مسعود فروتن

مجری ـ کارگردان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها