در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مستند «زنانی با گوشوارههای باروتی» به کارگردانی رضا فرهمند با انتخاب سوژه زنان و کودکان جنگزده عراق و داعش تلاش دارد لایههای مختلف تاثیرات و تأثرات این پدیده شوم را به نمایش بگذارد.
هرچند این سوژه توسط فیلمسازان مختلف مورد توجه بوده، اما این مستند با زاویه دید تازهتری به آن میپردازد.
این مستند را زنی خبرنگار به نام نور الحلی روایت میکند که خود را به خطر میاندازد تا در لحظه لحظه جنگ حضور داشته باشد و گزارشهایی عینی و زنده را ثبت و مخابره کند، اما اینبار با خانواده تروریستهای داعشی همراه میشود و از آنها میگوید.
ابتدای فیلم نور الحلی که خود در محاصره داعشیهاست، به کمک نیروهای مقاومت و جبهه مردمی عراق تلاش میکند چند خانواده داعشی را از محاصره نجات و به اردوگاه امن برساند و این شروع نزدیکی او به این خانوادههاست.
صرفنظر از قاببندیهای بینظیر، فضاسازیهای بدیع و انتخاب سوژههای ناب و کمتر دیده شده تمایز این مستند در ارائه و ثبت نگاهها و ایدئولوژیهای مختلف و بعضا متناقضی است که خانوادههای داعشی از این جنگ دارند. موضوعی که مخاطب را به چالشهای فکری، اعتقادی و انسانی وامیدارد.
فیلم منشوری از بازتابِ کشتارها، تجاوزها و بیخانمانیهای مردمی است که در پی این جنگ به آنها تحمیل شده، اما همچنان زندگی خود را گره خورده با حضور متجاوزانی میبینند که همچون آنها دارای خانواده و فرزند هستند.
راوی در بخش دوم فیلم همچون پژوهشگری میدانی به ویرانههایی که پس از گذشت سه سال همچنان تجسمی از ددمنشی و خوی حیوانی متجاوزین داعشی است سر میزند و در همان مکانها با حضور آسیبدیدگان به گفتوگو مینشیند. صحنههایی که سکوتهایش ویرانکنندهتر از هر فریادیاست و خاطرات راویانش چشم هر بینندهای را تر میکند.
در بخش دیگر فیلم نور الحلی با حضور در اردوگاه نگهداری خانوادههای آواره با زنانی به گفتوگو مینشیند که همزبان او نیستند و چچنی، ترک، روس، تاجیک و ... هستند. تنها سوالی که او با بغض از آنها میپرسد این است: شما در عراق چه میکنید؟ و جوابی جز سکوت یا توجیه نمیشنود. نور الحلی که نزدیکترین اعضای خانوادهاش را در این جنگ از دست داده است، خود را در میان کشورهای جهان تنها میبیند.
گویا جهانی برای از بین بردن او و کشورش بسیج شدهاند اما نمیتواند از پشت آن نقابها حتی چهره قاتلان خانوادهاش را ببیند.
مستند «زنانی با گوشوارههای باروتی» در طول 75 دقیقه از روایت خود همه این خشونتها را نشان میدهد، اما از انسان ناامید نمیشود. به همین خاطر در اردوگاه آوارگان با گوشی پزشکی بازی کودکانهای بین خانوادههای داعشی و خانوادههای مصیبت دیده طراحی میکند.
او از بچهها میخواهد که به صدای قلب یکدیگر گوش کنند و بعد از هم بپرسند: صدای قلب بهتر است یا صدای جنگ؟ او از بچهها میخواهد آینده را با صدای قلبشان بسازند هرچند که صدای جنگ بلندتر باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: