در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زن گفت: «بلی.» سهراب آستینها را بالا زد و چرخ زاپاس را با چرخ پنچرشده تعویض کرد و نشانی نزدیکترین پنچرگیری را نیز به زن داد. زن گفت: «دستت درد نکنه. چقد شد؟» سهراب گفت: «هیچی. شما به من بدهی ندارید، فقط قطعکننده چرخه محبت نباشید.» و رفت.
زن سوار خودرو خود شد و به یک رستوران بینراهی رفت تا غذا بخورد. در آنجا پیشخدمت رستوران را دید که زنی باردار بود و بسختی کار میکرد. هنگام رفتن یک چک ده میلیون تومانی روی بشقاب گذاشت و کنارش روی کاغذی نوشت: «این برای تو است. تو به من بدهی نداری، فقط قطعکننده چرخه محبت نباش.» زن باردار چک را برداشت و شب که به خانه رفت، آن را به شوهرش داد و گفت: «سهراب، پول بیمارستان جور شد. فقط باید قطعکننده چرخه محبت نباشیم.»
توضیح: شاید تصور کنید سهراب دوم همان سهراب اول بود، اما اینگونه نیست. سهرابِ اول، «سهراب رمضانی» و سهرابِ دوم «سهراب اثنیعشری» بود. درست است که کار دنیا حساب و کتاب دارد، اما همینقدر بالیوودی و کلید اسراری هم نیست. این چرخه باید مقدار بیشتری بچرخد تا دوباره به سهراب رمضانی برسد.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: