گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
موش ناامید شد و بااحتیاط به سوراخ خود بازگشت. ساعتی بعد ماری که برای پیدا کردن و خوردن موش از سوراخ خود بیرون آمده بود در تله گیر کرد و عصبانی شد و زن صاحبخانه را گزید. صاحبخانه مرغ را سر برید و برای زنش سوپ درست کرد. اهالی محل برای عیادت از زن صاحبخانه به خانه آنها آمدند. صاحبخانه گوسفند را سر برید و برای آنها ناهار درست کرد. دوا و درمان افاقه نکرد و زن صاحبخانه به دیار باقی شتافت. صاحبخانه گاو را سر برید و به خانوادههای وابسته و سایر بستگان و آشنایان که از راههای دور و نزدیک به مراسم ختم آمده بودند شام داد. در تمام این مدت موش دم در سوراخ خود نشسته بود و تماشا میکرد. ناگهان گربهای پرید و موش را از گردن گرفت. موش قبل از اینکه خورده شود به گربه گفت: اجازه میدهی یک جمله قصار بگویم تا داستان امروز بینتیجه نباشد؟
گربه گفت: بگو.
موش گفت: بیتفاوتی نسبت به رنجهای دیگران بد است، اما تماشای مرگ دیگران از آن هم بدتر است و بناچار خاموش شد.
امید مهدینژاد
طنزنویس
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد