jamejamonline
سیاسی عمومی کد خبر: ۱۱۷۴۲۲۷   ۱۲ آبان ۱۳۹۷  |  ۱۴:۳۶

رابطه با آمریکا در منازعات سیاسی ایران

جریان میانه رو در منازعه ارتباط با آمریکا

از جمله ستون های انقلاب اسلامی ایران که از کودتای سال 1332 به تدریج قوت گرفته بود، مبارزه با آمریکا و به زبان های مختلف استکبارستیزی، مبارزه با امپریالیسم و استعمار غرب بود، امری که در سال های بعد به بلوغ رسید و در انقلاب در شعارهای مرگ بر آمریکا و نه شرقی و نه غربی متبلور شد.

جریان میانه رو در منازعه ارتباط با آمریکا

تاریخ چهار دهه گذشته نشان می دهد با وجود تمرکز انقلابی رهبران ایران بر مقابله و مبارزه با آمریکا، جریان هایی در عرصه سیاسی کشور وجود داشته اند که راه حل اولیه برای عبور از مشکلات داخلی را در کاهش سطح منازعات با آمریکا می دیدند. حال آنکه هسته اصلی سیاست ایران در مبارزه با آمریکا به عنوان سردمدار استکبار جهانی قرار داشت و دارد. اما وجود این رویکرد مانع از آن نشده که راه مذاکره با آمریکا بسته شود و بارها برای تامین منافع این مسیر امتحان شده است؛ حال آنکه سطح این تعامل در برهه های متفاوت بوده و پس از مدتی به سرعت مسدود می شود.

بعد از انقلاب در جریان آزادی گروگان های آمریکایی سفارت آمریکا در ایران ملاقات هایی میان مقامات ایرانی و آمریکایی صورت می پذیرد و قرارداد الجزایر ماحصل آن بود. ولی یکی از پرچالش ترین و بحرانی ترین ارتباط میان ایران و آمریکا به میانه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران باز می گردد که به رسوایی « ایران گیت» در آمریکا مشهور است. حضور مشاور امنیت ملی کاخ سفید یعنی رابرت مک فارلین در ایران و مذکراه برای آزادی گروگان های آمریکایی در لبنان در ازای ارسال تجهیزات نظامی تنها بخشی از ماجرا بود. در سوی دیگر رغبت مقامات آمریکایی برای ارتباط گرفتن با بخشی از شخصیت های سیاسی و مسئولان ایرانی بود که به گمان آنها بخش میانه رو سیاست ایران محسوب می شدند. به اعتقاد مشاوران کاخ سفید زمینه آزادی گروگان ها مهیا می شود و از سوی دیگر می توانند در تعاملات بیشتر با تهران زمینه روابط بیشتر را آماده سازند.

جریان حامی ارتباط با آمریکا، عدم ملاقات سران کشور با مک فارلین را یکی از شکست های سیاسی ایران در آن زمان می دانند که به خاطر جریان تندرو این فرصت از دست رفت. صادق زیباکلام در مصاحبه ای بر این امر تاکید می کند: « آن حرکت اتفاقا می‌توانست به بزرگترین گام در جهت تامین منافع ملی کشور تبدیل شود. اما یک جریان تندرو آن را خرابکاری کرد و نهایتا همه تمهیداتی که تحت عنوان ماجرای مک‌فارلین شروع شده بود، متوقف ماند.»

ماموریت مک فارلین در ایران با شکست روبه رو می شود و آمریکا در اقدامات بعدی خود در انتقام از این شکست، اطلاعات حیاتی از تحرکات نیروهای ایرانی را در جبهه جنگ به رژیم بعثی عراق تقدیم می کنند که منتهی به لو رفتن عملیات کربلای 4 و شکست ایران در آن عملیات با هزارن شهید می شود. حمله به نفت کش ها، سکوهای نفتی و در نهایت هواپیمای مسافربری ایران روی دیگر خباثت آمریکا را در جنگ تحمیلی به نمایش گذاشت. با وجود چنین جنایت هایی اما جریان حامی رابطه با واشنگتن همواره چه در عرصه رسانه ای و چه در عرصه تصمیم گیری به بسترسازی برای برقراری و عادی سازی روابط ادامه می دهد. نتیجه اکثر تعاملات و مذاکرات پشت پرده و مستقیم تقریبا برای ایران ماحصل چندانی نداشته و پشت پا زدن جورج بوش پدر به اقدامات هاشمی رفسنجانی در آزادی گروگان های آمریکایی در لبنان، تحریم های ظالمانه بیل کلینتون با وجود پالس های مثبت از سوی دولت اصلاحات، قرار گرفتن در محور شرارت در سال 2003 توسط جورج بوش پسر بعد از کمک های اطلاعاتی در افغانستان و عراق و در نهایت عدم تعهد به توافقات مذاکرات هسته ای تنها گوشه ای از خسارات چنین ارتباطاتی بوده است.

حال با بر روی کار آمدن دونالد ترامپ؛ رئیس جمهور پوپولیست و جمهوری خواه آمریکا و پاره کردن برجام، همچنان شاهد رویکردهایی در میان برخی از مقامات و جریان های سیاسی برای زنده نگاه داشتن ارتباطات با واشنگتن هستند. ترامپ علنا خواهان مذاکره با ایران است و به گفته خود برای کشاندن مقامات ایرانی به پای میز مذاکره سخت ترین و بدترین تحریم ها و فشارهای تاریخ را علیه ایران اعمال خواهد کرد. در چنین فضایی که آمریکا از تمام تعهدات خود در قبال ایران شانه خالی کرده، نسخه تجدیدنظرطلبان مذاکره برای کاهش فشار است و بار دیگر در منازعات سیاسی ایران نیز این موضوع به محل جدیدی برای چالش گفتمانی در جریان های سیاسی تبدیل شده است. اما آنچه واضح است دولت های آمریکا سیاست خصمانه خود را در قالب های مختلف علیه تهران اعمال کرده اند و با وجود انعطاف های ایران در موقعیت های مختلف، پاسخ واشنگتن ادامه راهبرد تهدید، فشار، تحریم و تغییر حاکمیت جمهوری اسلامی است. در جنگ لفظی میان مقامات ایرانی و آمریکایی، واشنگتن در سیاست های عملی خود عقب نشینی کامل تهران از خط نفوذ در منطقه، حوزه دفاعی – موشکی و سیاست صفر هسته ای را به عنوان اهداف اصلی خود در تقابل با ایران اعلام کردند. حمایت از گروه های تروریستی مانند منافقین خلق و نیروهای برانداز کاملا عیان در جریان است و براندازی از درون با فشار و تحریم خارجی و حتی با تهدیدات نظامی به صورت روتین از سوی آمریکا در حال اجراست. افزایش کارمندان میز تحریم ایران از 300 نفر به 380 تن نشان از جدیت سیاست آمریکا برای فروپاشی کامل حاکمیت جمهوری اسلامی در گام نخست و کشور ایران در گام بعدی است.

جام‌جم آنلاین

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
دستمان پر است

دستمان پر است

با توجه به بازدیدی که چند روز گذشته از سوی کمیسیون امنیت ملی و انرژی مجلس از مراکز هسته‌ای کشورمان صورت گرفت باید به این نکته مهم اشاره کنم که اگر اسرائیل یا آمریکا دست به ترور و به شهادت رساندن دانشمندان هسته‌ ای کشورمان می‌زنند، به این معنی است که به دانش هسته‌ای آن هم به شکل تمام و کمال آن دست یافته‌ایم و همین موضوع یعنی منابع انسانی و دانشمندان هسته‌ای کشورمان برگ برنده جمهوری اسلامی هستند.

چه پیامی را به غرب می‌فرستیم؟

چه پیامی را به غرب می‌فرستیم؟

پس از وقوع حادثه روز یکشنبه ۲۲فروردین در تاسیسات‌ هسته‌ ای نطنز و در شرایطی که افکار عمومی در انتظار اتخاذ موضعگیری محکم و قاطع مسؤولان بود، مشاور رئیس‌جمهور در اظهارنظری در فضای مجازی نوشت: «آیا باید پاسخ قطع برق در نطنز را با قطع مذاکرات در وین داد؟»

نکات مثبت و منفی مذاکرات وین

نکات مثبت و منفی مذاکرات وین

یک نکته مثبت و خوب مذاکرات وین این است که مسؤولان دولت با یک موضع عقلانی و مبتنی بر سیاست قطعی نظام در مذاکرات سطح کارشناسی حاضر شده‌اند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر