گزارش جام‌جم از یک زوج دهه هفتادی که زندگی‌شان را با سفرهای جهادی شروع کردند

زندگی جهادی

محدثه قاسمی و احسان جاوید هنوز 30 ساله نشده‌اند. تازه اول زندگی‌شان است و امیدوارند به پشت سر گذاشتن هزاران سفر جهادی. احسان 26سال و محدثه 22سال دارد. آنها با همتی بلند و انگیزه‌ای قوی برای خدمتگزاری به همنوعانشان کوله‌بار سفر می‌بندند. می‌توانستند زندگی دیگری داشته باشند به دور از رنج سفر به مناطق محروم، اما آنها این سبک زندگی را انتخاب کردند، سبکی به نام خدمتگزاری جهادی که پر از سفر است. سفرهایی که لبریز از خاطرات لذتبخشی است که در ذهنشان خانه کرده، لذت‌هایی مانند لبخند دانش‌آموزان در حرم امام هشتم(ع) و اشک شوق بچه‌های روستای قجر.
کد خبر: ۱۱۷۴۰۳۳

احسان از سال 89 وارد دانشگاه شد. دانشجوی پرتلاشی که بین هم‌دانشگاهی‌هایش محبوب بود. او درس می‌خواند و در بسیج دانشجویی هم فعال بود. فعالیت‌هایش در بسیج دانشجویی به مرور پایش را به اردوهای جهادی باز کرد. چون رشته تحصیلی‌اش فیزیک گرایش به لیزر است، بیشتر کلاس‌های دانشگاه برایش با آزمایش و کارهای تحقیقاتی گذشت. این روند دلیلی نیز شد تا با تیم عملی خود یک گروه دانش‌بنیان راه بیندازد و بشود مدیر شرکت دانش‌بنیان.

همیشه کمک به مردم مناطق محروم ذهنش را درگیر کرده بود. درباره اهداف خیرش با هم‌گروهی‌هایش مدام در مشورت بود تا کار به جایی رسید که کمک به مردم مناطق محروم یکی از دغدغه‌های اعضای گروه او شد و آنها کم‌کم به این نتیجه رسیدند که می‌توانند گروه جهادگران ولی امر(عج) را تشکیل دهند و از این طریق بسیاری از مشکلات کشور را با یک روحیه جهادی و عزم جدی در زمینه‌های گوناگون رفع کنند. آنها بر این عقیده هستند که ایران تنها تهران را ندارد بلکه تمامی مناطق و شهر‌های حاشیه نیز جزئی از کشور است که در جای جای آن افرادی هستند؛ کسانی که بشدت به همنوعان خود نیازمندند.

محدثه در رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران تحصیل کرده. او و احسان اواخر سال 89 از طریق یکی از دوستانشان با یکدیگر آشنا شده و ازدواج کردند. ازدواجشان هم ارتباطی به سفرهای جهادی نداشته است. هنگامی که محدثه متوجه شد همسرش قبل از ازدواج فعالیت‌های جهادی را به طور جدی دنبال می‌کند شور و شوقش به این ازدواج و شروع زندگی با چنین مردی بیشتر شد. محدثه می‌گوید: همسرم و دوستانش همیشه روی این موضوع تاکید دارند که حضور خانم‌ها در سفر‌های جهادی واجب است، چرا که خانم‌ها نقش موثری در جامعه ایفا می‌کنند.

محدثه تا پیش از ازدواج طعم زندگی در روستا را نچشیده بود. اما بعد از تجربه اولین سفر با همسرش به مرتبه‌ای از احساس عشق به خدمت‌رسانی رسید که سفر‌های جهادی بعد از عروسی جزو برنامه‌ها و اولویت در زندگی‌شان شد.

نگاه جهادی

کمک به نیازمندان از کودکی در ذهن این زوج وجود داشت، اما نقطه شروع فعالیت‌های جهادی‌شان در دوران تحصیل بود. اگر از آنها درباره این‌که چگونه این مناطق را شناسایی می‌کنند، بپرسید احسان می‌گوید: چند نفر از اعضای گروهشان مدام به دنبال شناسایی مناطق خاص و محروم‌اند. به محض این‌که محلی را پیدا می‌کنند اطلاع می‌دهند تا همگی دست به دست هم دهند و برای خدمت‌رسانی بشتابند.

سفر به قجر

اولین سفرشان را به قجر رفتند. به روستایی از توابع بخش مرکزی ایلام. مسیر قجر پرپیچ و خم است. جایی که مردمانش با همه کمبود‌ها و محرومیت‌هایی که دارند، خدا را به خاطر نعمت‌هایش سپاس می‌گویند. مردمانی مهمان‌نواز و بی‌شیله پیله. برای رسیدن به این روستا احسان و محدثه بیشتر مسیر را با اتوبوس سفر کردند و بخشی را هم پیاده. اسباب خود را نیز در مدرسه پهن کردند.

آنها در این سفر تنها نبودند و با هم‌گروهی‌هایشان که حدود 40 نفر می‌شوند سفر رفتند.

احسان درباره این سفر می‌گوید: بعد از استراحت کوتاهی تقسیم شدیم برای آماده‌سازی مدرسه. خانم‌های گروه به تر و تمیز کردن کتابخانه مشغول شدند. آقایان نیز درگیر کارهای مردانه‌تر شدند؛ کارهای عمرانی، تعمیرات داخلی مدرسه و تعمیر میز و نیمکت‌ها.

بعد از مدرسه نوبت بهسازی مسجد رسید. کارشان که تمام شد همان‌جا شب را به روز رساندند. احسان می‌گوید: اگرچه راه سخت و دشواری را طی کردیم، اما عشق به مردم محروم و کودکان باهوش روستای قجر خستگی را از تن‌مان بیرون کرد.

محدثه هم بعد از همسرش ادامه می‌دهد که مشارکت در کارهای خیر و چنین سفرهایی درگیری‌های ذهنی و کارهای عقب‌افتاده شخصی‌شان را ناخودآگاه پیش می‌برد.

آموزش قوانین فوتبال

«همه خستگی‌های راه هنگامی که صدای قهقهه‌های خنده محمد را شنیدم از تنم درآمد. محمد کوچولوی دبستانی با تی‌شرت آبی و کتانی‌های سفید، در بازی فوتبال گل زد و لبش به خنده باز شد. او از شدت شادی در پوست خود نمی‌گنجداین خاطره زوج جهادی مربوط می‌شود به یکی از مناطق دورافتاده کشور؛ منطقه‌ای که در آن بچه‌ها حتی از قوانین فوتبال بی‌خبر بودند.

احسان و همسرش این لحظات را نمی‌توانند توصیف کنند. این منطقه همان‌جایی است که فرزندان محرومش از بازی فوتبال چیزی نمی‌دانستند. آنها در 5دقیقه لحظات ابتدایی در یک بازی ساده به نام فوتبال به جان هم می‌افتادند، به طوری که کار به دعواهای قبیله‌ای کشیده می‌شد. همین موضوع که بازی کردن با یکدیگر را بلد نبودند تنها یکی از مشکلات فرهنگی‌شان بود که گروه جهادگران ولی امر با اجرای قوانین حرفه‌ای، آموزش کارت زرد و قرمز، آفساید و کرنر بدون هیچ امکانات و هزینه‌ای، کاری کردند که بچه‌ها با قوانین فوتبال آشنا شوند و یاد بگیرند راحت با یکدیگر بازی کنند.

همنوا با عشایر

در سال 93 چهار بار به یکی از مناطق چهارمحال و بختیاری که منطقه محرومی بود سفر کردند. گروهی تقریبا 40 نفره شامل 20مرد و 20 زن. سفرشان به منطقه‌ای صعب‌العبور و خطرناک بود که برای رسیدن به آنجا دو روز در راه بودند. با کلی هدف‌های عمرانی و فرهنگی قدم به آن منطقه گذاشتند. یکرنگ شدن با مردم عشایر و چادر زدن همانند آنها حس نوع‌دوستی‌شان را بیشتر کرد. ده روز از خانه و زندگی خود دور بودند و در جوار عشایری سر کردند تا چیزی از خدمت‌رسانی و وظایف دینی و شرعی خود برایشان کم نگذارند. یکی از کارهای عمرانی آنها ساخت یک حوضچه آب برای گوسفندان بود. یک حوضچه گوسفندشور که ساختاری خاص داشت. در این حوضچه مواد ضد عفونی‌کننده را می‌ریزند تا گوسفندان از آن عبور کنند. به هر حال منبع در‌آمدشان است و نمی‌شود براحتی از کنارش گذشت. هر صبح در چادر‌شان روی مردم عشایر باز بود. در این مدت فعالیت‌های بسیاری کردند. در کنار کار ساخت حوضچه، آموزش خیاطی و گلدوزی از جمله کارهای فرهنگی بود که برایشان تدارک دیده بودند. یکی دیگر از فعالیت‌های عمرانی این گروه که در جهت رفاه عشایر انجام دادند، ساخت سرویس بهداشتی صحرایی بود. ‌

مشهد اولی‌ها

محدثه و احسان در این سفر نیت‌شان چیز دیگری بود. خدمت‌رسانی متفاوتی که شور و هیجان خاصی در آن موج می‌زد. تفاوت این سفر به خاطر صفای میزبان است. آنها روزهای پایانی شهریور گذشته 80 دانش‌آموزان دختر و پسر را از منطقه غرب ایران یعنی آبدانان ایلام به اردویی متفاوت بردند. در مشهد خبری از هتل و هواپیما نبود. احسان می‌گوید: «80 دانش‌آموز ممتاز دختر و پسر را از ایلام و روستاهای اطراف انتخاب کردیم و با یک اتوبوس به سمت حسینیه‌ای در مشهد رفتیم. بعد از زیارت حرم امام رضا(ع) برنامه‌های متنوعی برایشان داشتیم. برنامه‌های فرهنگی و کلاس‌های تربیتی مثل کوه‌سنگی برای خواندن زیارت عاشورا، گردش در بازار و بازدید از نمایشگاه‌های حرم. محدثه با بغض از بهترین لحظه‌های اردوی مشهد می‌گوید: «هنگامی که بسته‌های سوغاتی ناقابلی را به دست بچه‌ها می‌دادیم چنان برقی از شادی و خوشحالی در چشم‌هایشان نمایان بود که آن لحظه جزو شیرین‌ترین لحظه‌های زندگی‌مان شد

نوزادان در جهاد

اردوهای جهادی این گروه از ابتدا خانوادگی بوده است. به طوری که برخی هم‌گروهی‌ها با فرزندان نوزاد خود پا به مناطق محروم می‌گذارند. فرزندانشان از کودکی در این محیط‌ها رشد می‌کنند. این زوج بر این عقیده‌اند که در جامعه ما بسیاری از افسردگی‌های اعضای آن بر‌می‌گردد به زندگی‌های شهری. هنگامی که کودکان از ابتدا در چنین مناطقی با دشواری‌های زندگی روبه‌رو می‌شوند در حفظ نعمت‌هایی که از آن بهره‌مند هستند سعی و تلاش بیشتری می‌کنند و با فراز و نشیب‌های زندگی راحت‌تر کنار می‌آیند.

فائزه اکبری

جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها