در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از آنان به نزد حکیم رفت و پرسید: «ای حکیم، تعریف زن چیست؟»
حکیم گفت: «لوحی است از جنس شیشه، که شفاف است و درونش پیدا. اگر با او مدارا کنی درخشش او بیشتر میشود و اگر نسبت به او خشونت ورزی میشکند.»
شخص پرسنده گفت: «بهنظر میرسد شما حکیمی مجردی.»
حکیم گفت: «بلی.»
شخص پرسنده گفت: «تا این سن پس چرا ازدواج نکردهای؟»
حکیم گفت: «مشغول ادامه تحصیل بودم.»
شخص پرسنده گفت: «اگر کیس مناسبی پیدا شود، حاضری ازدواج کنی؟»
گفت: «بلی حاضرم.» سپس افزود: «ببخشید الان که بحث جدی شد، میشه یهکم تعریفمو عوض کنم؟»
شخص پرسنده گفت: «آری».
حکیم گفت: «پس زن موجودی است که از هر انگشتش هنری میبارد علیالخصوص پخت قورمهسبزی، و پدرش مال و اموال بسیار دارد و او هم ترجیحاً تکفرزند است.»
شخص پرسنده گفت: «از همین میبری؟»
حکیم گفت: «آره.»
شخص پرسنده گفت: «آجرپاره.» در همین هنگام درهای سالن نمایش باز شد و بحث و تبادل نظر ناتمام ماند.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: