به عقیده کارشناسان کسبوکار، زمان آن رسیده که تفکر اقتصادی مجموعهها از کسب درآمد و سودآوری صرف تغییر و به تفکری کاملتر که علاوه بر سودآوری به دنبال دستاوردهای دیگری نیز باشد، گسترش پیدا کند. گرچه درآمدزایی و سودآوری همچنان از ارکان مهم هر مجموعه اقتصادی است، اما مجموعههای پیشرو به دنبال به دست آوردن منافعی فراتر از این هستند. در حال حاضر مجموعهها برای پستهای مدیریتی خود علاوه بر این که به دنبال مدیرانی باتجربه هستند، کسانی را انتخاب میکنند که مهارتهای دیگری نیز در کنار مهارتهای مدیریتی شناختهشده داشته باشند؛ مهارتهایی که بتواند همگام با تغییرات روز دنیای کسبوکار، مجموعه را به بهترین شکل هدایت کند. در ادامه به برخی از این مهارتها اشاره خواهیم کرد.
توانایی ارائه راهحلهای جدید
گرچه از مدیران سابق انتظار میرفت براساس سازوکارهای از پیش تعیین شده میزان کارایی مجموعه را افزایش دهند و به فکر بهبود فرآیندهای در حال اجرا باشند، یکی از مهمترین ویژگیهای مدیران موفق آینده، توانایی و اشتیاق آنها در ایجاد راهکارهایی کاملا متفاوت و جدید است.
به عقیده جِف وُنگ، مسؤول نوآوریهای مدیریتی در شرکت جهانی ارنِست و یونگ (EY)،
دنیا با سرعت در حال تغییر مثبت است و شرکتها و کارخانههایی که با سرعت در حال پیشرفت هستند به معرفی بهتر این تغییرات دنیای تجارت کمک میکنند. با توجه به نوآوریهای صنایع، فرآیندها و الگوهای کسبوکار، مدیران ارزشمند فردا کسانی خواهند بود که بتوانند اثرات این تغییرات را به بهترین شکل نمایان کنند و فقط منتظر نباشند تغییرات خودشان ایجاد شوند.
این مدیران هستند که میتوانند فرصتهای جدید را پیدا کرده، این فرصتها را وارد مجموعه خود کنند و مجموعه را به شکلی که مناسب دنیای اقتصادی آینده باشد بازتعریف کنند.
کنار آمدن با تغییر و تحولات
در فضای کسبوکاری پر هرج و مرج، مدیرانی رشد خواهند کرد که بتوانند به آسانی در شرایط ناشناخته کار کنند. وُنگ میگوید: فرآیندها و سازکارهایی در شرکتها از گذشته ایجاد شدند و تا حدی گسترش پیدا کردند، اما این فرآیندها به اندازه کافی سریع و چابک نیست که بتواند خود را با سرعت زیاد تغییرات دنیای امروز وفق بدهد. به عقیده او، مدیرانی که آسانتر بتوانند با تغییر و تحولاتی بر اثر دگرگون شدن فرآیندهایی که چند سال قدمت داشتند کنار بیایند، بهتر میتوانند از پس چالشهایی که در آینده در انتظارشان است بربیایند.
با توجه به سرعت بالای تغییرات، آمادگی برای پاسخ سریع به فرصتهای جدید یا مشکلات احتمالی بسیار مهم است. دو روش برای افزایش آمادگی در مدیران عصر جدید وجود دارد:
بررسی مداوم دادههای مربوط به تغییرات رقبای کاری، مشکلاتی که ممکن است اعتبار کاری مجموعه را به خطر بیندازد و تغییرات ذائقه مشتریان، در جهت بهروز شدن و مطلع بودن از جوانب مختلف کار.
آموزش تیم کاری براساس روشهای کسبوکاری جدید و سریع و نهادینه کردن این روشها در الگوی کاری مجموعه.
البته همسو شدن با تغییرات نباید موجب تغییرات مداوم اهداف و رویکردهای مجموعه شود. بنابراین رهبری موفق خواهد بود که بتواند بدون عقب ماندن از جریانات دنیای کسبوکار، هدف و دیدگاه مشخص و بهروزی برای مجموعه خود تعریف کند و با کمک پیشرفتهای سریع دنیای فناوری، راه رسیدن به این اهداف را هموار کند.
درک مناسب از فناوری
اگرچه مدیران آینده الزاما نباید بلد باشند برای نرمافزارها کدنویسی کنند، اما کارشناسان عقیده دارند آنها باید حداقل درک درستی از ظرفیتها، نرمافزارها و پتانسیلهای فناوریهای روز و در حال پیشرفت داشته باشند.
گو شیاو (Guo Xiao)، مدیرعامل شرکت جهانی مشاوره فناوری ThoughtWorks در اینباره میگوید: نقش فناوری اطلاعات از فناوری پشتیبان برای ایجاد کارایی به نقشی متمایز که موجب افزایش اثرگذاری میشود، در حال تغییر است. مجموعههای تولیدی در هر صنعتی هر روز بیشتر و بیشتر به فناوری بها میدهند.
او در ادامه تصریح میکند: در صنایع مختلف این روزها از کارشناسان فناوری به عنوان عضو ثابتی در گروه مشاوران استفاده میشود. همچنین تعداد پستهای مدیریتی در زمینه فناوری و اطلاعات رو به افزایش است. این موارد نشانگر این است که در بقا در دنیای پر رقابت امروز، فناوری باید حرف اول را در هر شرکتی بزند.
کارمندان فناوری اطلاعات در مرکز گروه نوآوری مجموعهها قرار دارند. زیرا شرکتها میدانند با وجود فناوریهای همواره در حال تغییر، الگوهای کسبوکاری آنها هر روز با فرصتهای جدیدی روبهرو خواهد شد که برخی باعث پیشرفت بیشتر و برخی اثر تخریبی روی کارشان خواهد داشت.
هوش احساسی قوی
در آینده که هوش مصنوعی نقش پرررنگتری در محیطهای کاری خواهد داشت، مدیرانی که هوش احساسی قویتری دارند، پیشرفت بهتری خواهند داشت، زیرا این ویژگی در حال حاضر قابل جایگزینی با هوش مصنوعی نیست.
در گذشته مجموعهها به صورت سلسله مراتبی برای کنترل بهتر امور اداره میشدند. پس از آن نسل دوم مدیریتی بر اساس کنترل متوالی موارد ایجاد شد. در طول مسیر تکامل مدیریت، کنترل نظامیگونه زیردستان از کلید موفقیت مدیران به یکی از منفیترین ویژگیهای مدیریتی تبدیل شده است.
با نفوذ بیشتر فناوری در تمام فرآیندهای کسبوکاری، سلسله مراتبی بودن در مجموعهها کمرنگتر شد و افراد همسطحتر شدند. به همین علت مدیرانی موفق به پیشرفت در عصر جدید کسبوکار شدند که میتوانستند افراد را به خوبی ارزیابی و روی نیروهای کارآمد سرمایهگذاری کنند.
به عقیده پاول دورتی، مدیر فناوری و نوآوری شرکت اَسنچِر (Accenture)، رهبران آینده دنیای کسبوکار پنج ویژگی مهم باید داشته باشند که هیچ یک از این ویژگیها نمیتواند به این زودیها با هوش مصنوعی جایگزین شوند. این توانمندیها مسؤولیتپذیری، شفافیت، عدالت، صداقت و توانایی طراحی فرآیندها بر اساس توانمندیهای انسانها است.
توانایی کار کردن همزمان با انسانها و فناوری
با پیشرفت اثرگذاری فناوری در دنیای کسبوکار چه در حوزههای مربوط به فناوری چه در سایر حوزهها، بهترین مدیران آینده باید بدانند که چطور تعادل مناسبی بین نیروی انسانی و فناوری در مجموعه خود به وجود بیاورند؛ به نحوی که تواناییهای هر یک از آنها به بهترین شکل بروز پیدا کند.
مدیران نه تنها باید به توانایی کارکنان در استفاده از هوش مصنوعی توجه کنند، بلکه باید برای توانمندی آنها در تغییر دادن فرآیندها نیز اهمیت قائل باشند. مدیر موفق کسی است که بتواند نقش نیروی انسانی خود را در فرآیندها و استفاده از فناوری بخوبی ببیند و جایگاه درستی را برای آنها قائل باشد.
اگرچه برخی از ورود هوش مصنوعی و پیشرفت فناوری در دنیای کسبوکار بشدت نگران هستند، اما مدیرانی که واقعا برای دنیای فردا آماده هستند، مشتاق استفاده از این فناوریها در کنار نیروهای انسانی خود هستند.
بهترین رهبران کسانی هستند که میدانند باید از مزایای نیروهای انسانی و فناوری همزمان بهرهمند شوند. چنین مدیرانی از هوش مصنوعی، رباتها و هر فناوری که به تصمیمگیری بهتر و داشتن دیدگاهی درستتر کمک کند، بسیار استقبال میکنند.
بال و پر دادن به خلاقیتهای کارکنان
فناوریهای جدید مانند هوش مصنوعی، با به عهده گرفتن بسیاری از کارهای تکراری و روزمره که وقت زیادی از ساعت مفید کاری کارکنان را تلف میکرد، باعث شده کارکنان مجموعهها بتوانند زمان بیشتری را به فکرهای خلاقانه و پیداکردن راهکارهای جدید اختصاص دهند و راحتتر بتوانند ایدههای خود را عملی کنند. در این شرایط، یک مدیر خوب باید با افزایش قدرت اعضای تیم خود، به آنها آزادی عمل لازم را برای حل خلاقانه مشکلات بدهد.
در چنین حالتی کارمندان یک مجموعه با ورود فناوریهای جدید نه تنها احساس خطر برای از دست دادن شغل خود نخواهند داشت، بلکه احساس ارزشمند و مفید بودن پیدا خواهند کرد. البته عملیکردن چنین شرایطی نیاز به تغییرات اساسی در نحوه مدیریت خواهد داشت. لازمه موفقیت در عصر دیجیتال ایجاد حس همکاری، انعطافپذیری و چابکی در مجموعه است.
منبع: INC و Fast Company
عسل اخویانطهرانی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم