در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هی ما میخواهیم چشم و دست همایونی نرنجانیم و کاغذ حرام نکنیم یک عدهای از رعیت و بسیار از رجال حکومتی اصلا به صف ایستادهاند ما را بنویس، ما را بنویس.
یکی دو روزی است خشایار یک مکینهای به جهتمان ابتیاع کرده که گویا لپتاپ نام دارد. قدرتی خدا چند دکمه دارد، میزنی روی دکمه، توی صفحهاش نوشته میشود. فوری و بلا اشتباه. من یومنا هذا بدین وسیله تایپ میکنیم یا همان تایپ مینماییم .
از قصه دور نگردیم گویا همین پریروزها چند راس گورخر زبانبسته که در بیابانهای خدا خار بیابان میخوردند و شاکر خدا بودهاند و کار به کار احدی نداشتهاند. یک کاره عدهای از رجال حکومت که گویا مواجب میگیرند که مواظب و مراقب مراتع و وحوش و احشام باشند. یک کاره آروغ فندقی زده طرح بلغور کردهاند که نه! جای این گورخرها خوب نیست باید جابهجایشان کنیم که جایشان دلوازتر باشد. یک کارهتر اینکه با ماشین و تفنگ بیهوشکننده انداختهاند دنبال این بیزبانها و فشنگ حاوی داروی بیهوشکننده به بدجایی خورده و نر بزرگ قبیله هم کلهاش به قفس خودرو خورده و چندتاییشان تلف شدهاند و از حیز انتفاع ساقط شدهاند .
الیوم فیالواقع نمیدانیم بخندیم بر این ماجرا یا بگرییم؟ بدهیم چپق آنکه این طرح گورخرکی را داده چاق کنند. آن زبانبستهها داشتند خار بیابان سق میزدند. در جلسه اداری جلوس کردهای چای و نسکافه و کلوچه لمباندهای حقالجلسه گرفتهای که طرح بدهی جای گورخرها خوب نیست؟ بعد بنزین و دارو و کارمند و شکارچی و تیرانداز به خط کردهای که بروند و بیهوشی بزنند و بیهوش که شدند بار بزنند کرایه بدهی ببری فلان جا؟ خب بیل به کمر خورده الان خوب شد؟ نقدا که پنج راسشان را فرستادی لای باقالیها! اصلا به قدری الان اعصابمان خرد است که مقتتتتصبقذصنثثثرشهققققق. یبذ ریبشینتر.
(خانمها آقایان به روزنامه زنگ نزنید که این ستون غلط املایی و تایپی داشته در انتهای ستون میرزا ادریس اعصابش خرد شده مشت روی کیبورده کوبیده است.)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: