عماد افروغ: حس آزادی بیان وجود ندارد

عماد افروغ ، نماینده مردم تهران در مجلس و استاد جامعهشناس دانشگاه با انتقاد از وضعیت گفتمانی حوزه و دانشگاه تصریح کرد: من امروز منع و مانعی برای بیان حرفهایم ندارم اما حس و انگیزه لازم برای بیان آنها را هم ندارم چراکه حس آزادی بیان وجود ندارد.
کد خبر: ۱۱۶۸۷۲

عماد افروغ، نماینده مردم تهران در مجلس در گفت و گویی مفصل با فارس درباره ضرورت سپردن مدیریت تحولات کشور به دست نخبگان حوزه و دانشگاه اظهار کرد: طرح این مسئله از ناحیه مقام معظم رهبری ناشی از یک نقض و خلاء در این حوزه است؛ به این مفهوم که اگر چه ضرورت دارد مدیریت تحولات و فکر و اندیشه را به نخبگان حوزه و دانشگاه بسپاریم اما اکنون این وضعیت حاکم نیست و ما در این زمینه با نقص اساسی مواجهیم.
افروغ در پاسخ به این سوال که شما چه طرح و ایده عملی برای تحقق این موضوع دارید، گفت: اول این نکته را عرض کنم که من در صحبتهایم برداشت خودم از فرمایشات مقام معظم رهبری بیان میکنم و هیچ اصراری هم ندارم که این برداشت منطبق با نگاه و مواضع خود ایشان باشد، بلکه یک معلم کوچک در دانشگاه و جامعه که دغدغه وحدت حوزه و دانشگاه و نقد آنها در مدیریت فکر و فرهنگ جامعه به عنوان موتور محرکه تحولات را نیز دارد، صحبت می کنم.
این استاد جامعهشناس دانشگاه افزود: مقام معظم رهبری مدیریت تحولات و فکر و اندیشه را وظیفه توأمان حوزه و دانشگاه دانستهاند و این وظیفه را نمیتوان به یکی از دو نهاد حوزه و یا دانشگاه سپرد بلکه باید آن را به پیوند و ارتباطی از دانشگاه و حوزه سپرد و آن هم نه حوزه و داشگاه فعلی که ما داریم.
رییس کمیته فرهنگی فراکسیون اکثریت مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه معتقدم تحولی که میخواهد در کشور صورت گیرد، نیاز به یک معرفت شناسی دارد، تصریح کرد: آن معرفت شناسی را که متناسب با فرهنگ، تاریخ، انقلاب و تمدن اسلامی ما است، امروز بنده نه در دانشگاه میبینم و نه در حوزه.
در دانشگاه امروز یک معرفت شناسی تجربهگرایانه و عرضی در راستای تحولات کشورهای صنعتی مأخذ حاکم است و اصلا9 میشود اینگونه تعبیر کرد که دانشگاههای ما به نحوی ایجاد شدهاند که نیروی انسانی را در راستای رفع نیازهای جوامع غربی تربیت کنند و عنایتی به مبانی و فلسفه تعلیم و تربیت متناسب با فرهنگ و نیازهای خود ندارند.
افروغ با بیان اینکه دانشگاههای ما صرف نظر از روششناختی از برخورد حداقل با موضوعات جدید برخوردارند ، ادامه داد: حوزههای علمیه ما در حد همین موضوع شناسی مورد لزوم هم عنایتی به موضوعات جدید ندارند و روش شناختی آنها دیگر جای خود دارد. معتقدم حوزههای ما باید با مسایل جدید در حد قابلیتهای تاریخی خود آشنا شده و تلاش کنند یک روششناسی و معرفتشناسی جدید برای پاسخ به موضوعاتی که حداقل تناسب بیشتری با آن قابلیتهای تاریخی حوزه دارند ارائه نمایند.
وی با بیان اینکه قصد سخن گفتن درباره وحدت حوزه و دانشگاه را ندارم، تصریح کرد: فکر میکنم در شرایط کنونی بهترین کار این است که یک تقسیم کاری برای حوزه و دانشگاه در راستای مدیریت تحولات کشور ایجاد نماییم و از هر یک بخواهیم که مبتنی و متناسب با معرفت شناسی لازم برای وظیفه خود جهت مدیریت تحولات کشور به فعالیت علمی بپردازد.
افروغ اضافه کرد: به هر حال ما یک سابقه فلسفی و تاریخی داریم که حتما9 باید معرفت شناسی ما یک نسبتی با این سابقه برقرار کند. از سوی دیگر معتقدم که در یک جامعه قطع نظر از وزنی که به بخشهای مختلف میدهیم و صرف نظر از ارتباط بین آنها، زیبنده است مباحث فکری، معرفتی و فرهنگی ما به عرصههای دیگر عملی و فنی ما خط و ربط بدهد و این فرهنگ است که باید به سیاست و اقتصاد ما جهت بدهد و فرهنگ را باید در حوزه و دانشگاه بجوییم.
وی با بیان اینکه منظورش از فرهنگ در این گفتگو، فکر و اندیشه است که باید به عرصههای مختلف زندگی روزمره ما جهت دهد، بیان داشت: بیش از آنکه سیاست و اقتصاد متعارف به نهادهای فکرساز ما خط و ربط دهد ، این نهادهای فکرساز ما هستند که باید به عرصههای سیاسی و اقتصادی ما جهت دهند ولی متاسفانه به دلیل فضای اقتصاد و سیاستزده کشورمان وضعیت مطلوبی بر کشور ما حاکم نیست و در این فضا، فکر و فرهنگ و معرفت در محاق هستند و اگر واقعا9 میخواهیم به فرمایشات مقام معظم رهبری عمل کنیم ، باید مقداری از این فضای سیاست و اقتصادزده فاصله بگیریم.
این استاد دانشگاه دور شدن از فضای سیاست و اقتصادزده فعلی حاکم بر جامعه را به صورت توأمان بر عهده افراد و ساختارها دانست و خاطر نشان کرد: از افراد به خصوص صاحب منصبان توقع میرود که صرفا9 دغدغه خدمت داشته و آدمهای با فضیلت و حقیقتگرایی باشند و فقط چشم به انتخاب رأی مردم و در دست گرفتن قدرت نداشته باشند که متأسفانه برخلاف انتظار در جمهوری اسلامی مشاهده میکنیم که چنین افرادی خیلی کم هستند.
افروغ افزود: از لحاظ ساختاری هم باید تکلیف ما روشن شود؛ چرا که اگر قرار باشد دانشگاه و حوزه ما در ارتباط با هم و متناسب با هم بیایند، حرف اول را در رفع نیازهای خاص و فعلی جامعه ما بزنند و باید به آنها میدان داده شود و ساز و کار لازم برای آن طراحی شود. در فضایی که اقتصاد و سیاست یا سود و اقتدار در جامعه حرف اول را میزنند، دانشگاه و حوزه هم ابزار دست اقتصاد زدگان و سیاستزدگان خواهند بود. چنانچه امروز هم کم نداریم افرادی را که هم در حوزه و هم در دانشگاه متاسفانه به این فضای اقتصاد و سیاستزده دامن میزنند.
وی با تاکید بر اینکه معتقدم مقام معظم رهبری همواره مسئله محور هستند و عطف به یک معضل جامعه حرف میزنند، یادآور شد: متاسفانه بعضیها، سخنان مقام معظم رهبری را تفسیر به رأی میکنند و ممکن است بنده هم متهم به این اتهام بشوم، اما خدا را شاهد میگیرم که بنده برداشت خودم را میکنم و چون معتقدم مقام ولایت، مقام عمل است و جایگاه اندیشه نیست، بر برداشت و اندیشه خودم اصرار میورزم. اگر ایشان بفرمایند که این اندیشه غلط است، من به خاطر جایگاه بلند ولایت فقیه سکوت میکنم ولی از اندیشه خودم دست برنمیدارم.
نماینده مردم تهران در مجلس یادآور شد: باید مراقب باشیم که رهبری را برای خود و نظراتمان خرج نکنیم و چون سوال شما درباره سخنان رهبری بود، این حرفها را زدم؛ و الا اگر از خودم سوال کرده بودید، راحتتر جواب شما را میدادم.
این استاد جامعهشناس دانشگاه افزود: با وجود آنکه انقلاب اسلامی ما یک انقلاب فرهنگی بود، اما هنوز فکر و فرهنگ در جامعه ما جایگاه واقعی خودش را پیدا نکرده است و افرادی که فارغ از دغدغه سود و اقتدار به دنبال خدمت باشند، خیلی کم داریم.
وی در پاسخ به این سوال که آیا شما منشأ اقتصاد و سیاستزدگی را که مانع تحقق فضای فکر و اندیشه محور بر جامعه است در دولت میدانید، اظهار داشت: متاسفانه بعد از پایان جنگ، ما دچار این وضعیت اقتصاد و سیاستزده بودیم؛ هر چند که در ایام جنگ نیز خیلی بر کنار از این وضعیت نبودیم. اگر تحولات سالهای بعد از دفاع مقدس را مرور کنیم، خواهیم دید که بلافاصله بعد از پایان جنگ فضای اقتصادزده شروع شد که بعد از گذشت هشت سال بلافاصله سیاستزدگی حاکم میشود که این نیز هشت سال به درازا کشید و بعد از آن مجددا9 اقتصادزدگی حاکم میشود که هر از چند گاهی چند شعار سیاست خارجی در مسئله هستهای چاشنی آن میشود اما هنوز که هنوز است، به غیر از چند سال ابتدای پیروزی انقلاب که فضای فکری و فرهنگی غالب بود و در فرمایشات امام موج میزد و همین مباحث، انگیزه مردم برای انقلاب بود، دیگر مجالی برای حاکمیت چنین مباحثی پیش نیامده است.
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به سخنان امام راحل و مقام معظم رهبری در ضرورت انقلاب فرهنگی و مبارزه با تهاجم فرهنگی آنها را در راستای اصالت بخشیدن به فکر و فرهنگ برشمرد و تصریح کرد: بعد از جنگ ما شاهد یک چرخه بستهای از جابجایی سیاستزدگی و اقتصادزدگی بودهایم که مجالی به فکر و فرهنگ ندادهاند. امروز نیز همه شعارهای دولت، اقتصادی است و اشکال آن این است که ما تا کی باید از جامعهگری فاصله بگیریم. مردم ما حقوق جامع فرهنگی دارند که همه حقوق سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را شامل میشود که با توجه به صبغه فرهنگی انقلاب، انتظار میرود مبحث فکر و فرهنگ در این کشور و نظام، اهمیت و فضیلت بیشتری پیدا کند.
افروغ با تاکید بر اینکه ساز و کار حاکیمت فکر و فرهنگ باید در ساختارهای ما تعریف شود، بیان داشت: معتقدم حتی شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز به رغم آنکه قرار بوده است در جایی بنشیند که چالشها را رصد کرده و نظریهپردازی کند، متأسفانه دچار روزمرگی شده است و دیگر نمیشود از آن به اتاق فکر و مقر دیدهبانی فکر و فرهنگ و نظریهپردازی تعبیر کرد.
وی با بیان اینکه متاسفانه علیه فعالیت اهالی فکر و فرهنگ جوسازی میشود، ادامه داد: زمانی هم که قرار است به عرصه فکر و فرهنگ بها داده شود، این کار شکلگرایانه انجام میشود و این کار با تکیه بر شاخصهای غربی صورت میگیرد که در آن به محتوای فکر و فرهنگ بومی ما و نوآوری وخلاقیت بیتوجهی میشود که این روش، مانع از شکوفایی اندیشه میشود.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: ما باید با غالبشکنی و برقراری نسبتی منطقی بین آزادی و محتوای علم اجازه دهیم استعدادهای جدید شکوفا شوند؛ نه اینکه روی استعدادها و خلاقیتها ارزشگذاری کنیم و یکی را تأیید و دیگری را رد کنیم.اگر برای خلاقیت غالب خاصی طراحی کنیم که دیگر خلاقیت نیست و همچنین اگر آن را با آزادی ربط ندهیم که دیگر خلاقیت نیست.
افروغ با تاکید بر اینکه باید سه عنصر محتواگرایی در علم، خلاقیت و آزادی را با هم ببینیم، بیان داشت: متاسفانه آنجا هم که بحث فکر و فرهنگ را طرح میکنیم، یا اسیر روزمرگی هستیم، یا اسیر نوعی تفکرات غالبی و گرتهبرداری شده از غرب. من قصد نادیده انگاشتن دستاوردهای انقلاب را ندارم بلکه معتقدم اگر شاخصها را محتواگرایانه کنیم، قطعا9 چهره دیگری از این کشور به تصویر کشیده میشود.
وی با بیان اینکه جامعه ما دو لایه زیر و رو دارد، تاکید کرد: آنها که در لایه رو هستند و باید تصویرگر خوبی از لایه زیرین جامعه باشند، متاسفانه تصویرگران خوبی نیستد؛ چرا که اگر بودند لایه زیرین بهتر خود را نشان میداد؛ چرا که در لایه زیر ما خلاقیت و استعداد داریم اما آنها در لایه رویی هستند و این خلاقیتها را حساب نمیآورند.
رییس کمیته فرهنگی فراکسیون اکثریت مجلس در پاسخ به این سوال که شما چه راهکار عملی برای اصللاح این وضعیت پیشنهاد میکنید، خاطر نشان ساخت: هر کس در این وادی سخنی میگوید. باید صاحب اثر و سخنی باشد و بنده که الان با شما حرف میزنم قبلا9 همه این حرفها را در غالب مقاله مکتوب کردهام و در آنها هم گفتهام ما بدون یک تحول اساسی در عرصه معرفتشناسیهای تجربی و حسی که گرفتار آنها هستیم، از وضعیت فعلی رها نخواهیم شد.
افروغ با بیان اینکه ما نیازمند یک معرفتشناسی طولی و هماهنگ هستیم که ریشه در جهانبینی ما هم دارد، یادآور شد: ما باید به گذشته فلسفی خودمان به خصوص در اندیشه صدرایی باز گردیم و البته به این گذشته فلسفی متصل نشویم. به ما اتهام میزنند که انقلاب ما صرفا9 یک پشتوانه فقهی دارد. ما باید به چنین اتهاماتی پاسخ دهیم و بگوییم که پشتوانه فلسفی ما باعث شده است که ما یک پشتوانه فقهی خاص و محکم پیدا کنیم و این ممکن نیست مگر برقراری اتصال با گذشته فلسفی خودمان.
وی عنوان کرد: متاسفانه فضای مباحث معرفتشناسی ما که میتواند تحولی در عرصه علمی و فناوری ما ایجاد نماید، فضای مسدودی بوده و فضای روشن و شفافی نیست. کسانی که دغدغه مباحث نرمافزاری علم و احیای تمدن اسلامی را دارند، باید به دور از دولتزدگی در عرصه عمومی دور هم جمع شوند و با حمایت و کمک دولت-که البته100 درصد به دور از دخالت و اعمال نظر دولت باشد- گروهی تشکیل دهند و با کمک منابع غنی در دسترس از فرمایشات امام راحل و مقام معظم رهبری گرفته تا منابع غنی تمدن اسلامی خارج از غالبهای متحجر و خشک موجود که اسباب کاسبی عدهای است و جلوی هر نوع نوآوری را میگیرد، به نظریه پردازی برای رفع معضلات مذکور بپردازند.
نماینده مردم تهران در مجلس با تاکید بر اینکه متأسفانه درد روشنفکری در حال سوختن و از بین رفتن است،گفت: اگر موفق شوند درد روشنفکری را بسوزانند یعنی نسبت علم و عالم با جامعه را بسوزانند، عالم و اندیشمند برج عاجنشینی میشوند که دیگر کاری به کار مردم ندارد و این اتفاق متاسفانه به نام انقلاب اسلامی در حال رخ دادن است. به همین دلیل معتقدم ضرورت دارد انقلاب اسلامی را از جمهوری اسلامی جدا کرده و از انقلاب، معیار به دست دهیم برای نقد جمهوری اسلامی، تا هر کسی در جمهوری اسلامی هر کاری خواست نکند که این نیازمند انسانهای با فضیلت ، شریف و با فرهنگ است که روشنفکرانه و حقیقتگرایانه اجازه ندهند این اتفاق بیافتد.
افروغ راهکار مقابله با این روند را چنین تشریح کرد: باید چشم بر مصلحتهای ساختگی ببندیم و امثال بنده دیگر نباید در کسوت نماینده مجلس و یا صاحب هر منصب دیگری حتی استادی دانشگاه حضور یابیم تا بتوانیم به راحتی به وظایف روشنفکرانه خود عمل کرده و آزادانه حرفهای خود را بزنیم.
وی بیان داشت: البته متاسفانه امروز چنین نیست و اگر بخواهم دقیقتر بگویم اینکه حس آزادی بیان وجود ندارد.
این استاد جامعهشناس دانشگاه در واکنش به این مسئله که ما آزادی بیان داریم و امروز هر کس هر چه میخواهد میگوید اما آنجا که باید بخشهای درست این گفتهها منتج به نتیجه شود، ساختار و ساز و کارهای ما عقیم و ناکارآمد هستند، اظهار داشت: احساس میکنم به دلیل تهدیدهایی که ما داریم کوتاه میآییم. مسئله دیگر این است که من امروز منع و مانعی برای بیان حرفهایم ندارم، اما حس و انگیزه لازم برای بیان آنها را ندارم و همواره احساس میکنم که اگر حرف بزنم کشور به خطر میافتد، گروهها تحریک میشوند و حتی احساس میکنم ممکن است مقام معظم رهبری هم از من دلخور شوند، اما معتقدم باید عدهای حرفها را بزنند و اگر آقا (مقام معظم رهبری) به عنوان فصلالخطاب ناراحت شدند، آنجا بگویند من ناراحت شدم و باید این فاکتورها را کنار بگذاریم.
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد: ما در مورد فرهنگ همیشه سه معضل «استحاله از درون، بیتوجهی به حقوق فرهنگی و بیتوجهی به نظارت در امر فرهنگ» را داشتیم ولی الان دیگر نمیتوانیم بگوییم فرهنگ از درون در حال استحاله است؛ چرا که اگر هم باشد مرموزانه و غیر آشکار کار میکند، اما کماکان بیتوجهی به حقوق فرهنگی و بیتوجهی به نظارت در امر فرهنگ کاملا9 مشهود است؛ ضمن اینکه هنوز مشخص نیست استراتژی فرهنگی متولیان جدید فرهنگی ما چیست؛
افروغ با بیان اینکه متاسفانه نفاق و دورویی در عرصه فرهنگی ما در حال گسترش است، بیان داشت: این به نفع جامعه نیست و معتقدم جامعه اسلامی یعنی جامعه آزاد و جامعهای که همه در آن حرفهای خودشان را راحت بزنند و حرفی در دل کسی نماند و در نهایت بنشینیم تعریف و چارچوب تعیین کنیم که خود ما در حرفهایمان یک مصلحتهایی را لحاظ کنیم، بدون اینکه تحت فشارهای روانی باشیم و اگر این چنین شد و در یک جاهایی به خطا رفتیم، رهبری میآیند موضع نهایی را میگیرند و ما هم میپذیریم.
وی اضافه کرد: موضع نهایی رهبری هم موضع عملی است و بیمهابا میگویم که موضع فکری نیست. به این معنی که من نمیپذیرم و منطقا9 هم امکانپذیر نیست که رهبر انقلاب به من بگوید که اینطوری فکر کن؛ چرا که عرصه ولایت فقیه عرصه عمل است و نه فکر. تصور اینکه جایگاه ولایت فقیه جایگاه فکری است، تصور کاملا9 غلطی است که فکر میکنم با توجه به قرائن و شواهد که در عملکرد رهبر انقلاب قابل رصد است، خود ایشان نیز اینگونه فکر میکنند.
این استاد دانشگاه بیان داشت: عرصه اندیشه باید آزادانه و خالی از هر محدودیتی باشد ولی در عرصه عمل، رهبری باید فصلالخطاب باشند.
افروغ در پاسخ به این سوال که چرا فارغ از نقش و تقصیر دولت در عرصه سازماندهی فکر و فرهنگ، حوزه و دانشگاه،نتوانستهاند ساز و کاری برای این مهم ایجاد نمایند، اظهار داشت: در سالهای گذشته و به خصوص 16 سال بعد از دفاع مقدس این بحثها خیلی مهجور بودند و عدهای مثل بنده این بحثها را زنده نگه داشتهایم. دولت جمهوری اسلامی وظیفه داشته است بستر را برای ساماندادن فکر و فرهنگ و سپردن مدیریت تحولات جامعه به اصحاب این عرصه آماده کند که نکرده است و دولت فعلی هم که کاملا9 اقتصادزده است و کاری به کار فرهنگ ندارد و در نهایت یکسری شعارهای سطحی درباره فرهنگ میدهد.
وی تصریح کرد: ما نباید از وظایف روشنفکری خود غافل شویم و هیچ وقت هم غافل از وظایف خود نبودهایم و همین امکانات و ساختار ناقصی هم که امروز داریم که در آن بحث جنبش نرمافزاری و ایجاد کرسیهای نظریهپردازی مطرح است، به مدد تلاش و دغدغه روشنفکران حقیقتگرای ما به دست آمده است.
نماینده مردم تهران در مجلس با تاکید بر اینکه آن دسته از اصحاب حوزه و دانشگاه که دغدغه ساماندادن عرصه فرهنگ را دارند، باید دور هم جمع شوند، بیان داشت: دولت وظیفه حمایت از ساماندهی عرصه فکر و فرهنگ را داشته است اما این نافی وظیفه روشنفکرانی که دغدغه فکر و فرهنگ دارند، نیست. من خودم شخصا9 به دنبال ایجاد یک انجمن تحت عنوان «علم، فرهنگ و تمدن اسلامی» هستم تا دغدغههای مذکور را با این موسسه دنبال کرده و در مراحل بعد اجازه تربیت دانشجو در چنین مرکزی بگیریم.
افروغ تاکید کرد: نکته مهم این است افرادی که این دغدغهها را دارند، باید به ملزومات این دغدغه هم پی ببرند و نمیشود با پارادایم و گفتمان غالب امروز دانشگاهها به این مقوله سامان داد. ما باید بومیگرایی را بستر فعالیتهای علمی و دانشگاهی خود کنیم ولی متاسفانه دولتهای ما مفهوم انقلاب اسلامی را درک نکردهاند و به ضرورت و اهمیت برخورداری ما از فقه اجتماعی و حکومتی برای اداره جامعه به صورتی متناسب با مبانی انقلاب و اهمیت نقش دانشگاه و حوزه در تدوین این فقه اجتماعی و حکومتی پی نبردهاند.
وی مجددا9 بر لزوم حمایت دولت از تلاشهای شخصی افراد متفکری که دغدغه ساماندهی عرصه فکر و فرهنگ بر نشستن در جایگاه هدایت سیاست و اقتصاد جامعه را دارند، تاکید کرد و گفت: اگر دولت از این تلاشها حمایت نکند، این تلاش شخصی و فردی ادامه مییابند اما هیچ گاه به یک مجموعه و مرکز جهتدهی و هدایت جامعه تبدیل نمیشوند و دولت اگر رسما9 از اینها حمایت نمیکند، حداقل اعتباری در اختیار این افراد قرار گیرد تا مکان و مرکزی را برای ساماندهی فعالیتهای خود ایجاد نمایند. البته قطعا9 افرادی نظیر بنده با کمترین امکانات موجود به راه خود ادامه میدهیم و به آینده روشن آن بسیار امیدواریم؛ چرا که به راه خودمان امید بستهایم و مطمئنیم که اگر به این راه امید نداشتیم، اینچنین در آن ایستادگی نمیکردیم ولی هرگز امید خودمان را به دولت پیوند نزده و نخواهیم زد بلکه امید خود را به انقلاب و قبل از انقلاب به خدا پیوند زدهایم.
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: یک نکته را هم باید بگویم و آن اینکه من آنچه را که در راه به دست آوردن آن زحمت زیادی کشیده و هزینههای زیادی دادهام، به راحتی از دست نمیدهم و این را برای کسانی میگویم که تفسیرهای مختلفی از هر حرف من میکنند. آنها بدانند که من محکم تا آخر ایستادهام و کوتاه هم نخواهم آمد و حرفهای خود را گذاشتهام برای آن روزی که در عرصه آنها را بیان کنم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها