در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما در واقع نمیدانیم که چرا باید اول مهر زیبا و جذاب باشد.
اینکه 6 صبح از خواب ناز که گربه را بزنی از لانهاش بیرون نمیآید مجبوریم بیرون بیاییم و درس یاد بگیریم را نمیفهمم. البته که دیدار معلم عزیز و همکلاسیهای وروجک کیف میدهد ولی ایکاش این دیدار مثلا در ساعت 9 صبح اتفاق میافتاد و ما میتوانستیم کمی بیشتر بخوابیم و از آن لذت ببریم.
یک خبر دیگر هم اینکه امسال ما سرویس نداریم و بابایمان خودش ما را با موتور به مدرسه میرساند. دلیلش هم این است که هزینه سرویس امسال دو برابر پارسال شده است و بابایمان زورش نمیرسد پول سرویس مدرسه بدهد .
خیلی هم بیشتر کیف میدهد به دو دلیل؛ اول اینکه ما بابایمان را قبل از مدرسه رفتن میبینیم و پشت موتورش مینشینیم و کلهمان باد میخورد و چرتمان میپرد و دوم اینکه توی ترافیک اول صبح نمیمانیم و میتوانیم یک هفت، هشت دقیقهای بیشتر بخوابیم.
البته ما هی دعا میکنیم که زمستان سردی پیش رو نداشته باشیم چون پشت موتور قندیل میبندیم و تا یخمان باز شود بابایمان باید ما را بغل کند و روی شوفاژ کلاس بنشاند .
با همه این سختیها اما ما واقعند! میخواهیم امسال محکم درس بخوانیم تا در آینده فرد مفیدی باشیم و دکتر بشویم و به مسلمانان جهان خدمت کنیم و آمپول بزنیم و فیزیوتراپی کنیم و به پیرمردها نگوییم خودت بمال. از شوخیهایی که در ابتدای این انشاء هم با معلم نازنینمان کردیم عرذ!خواهی مینماییم. این بود انشای من در مورد موضوع مورد نظر. با تشکر از توجه همه شما عزیزان.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: