قورباغه از داخل جیب گفت: ای شخص، اگر مرا نوازش کنی به دختری زیبا بدل خواهم شد و با تو ازدواج خواهم کرد. شخص لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.
قورباغه گفت: ای شخص، عرض کردم اگر مرا نوازش کنی به دختری زیبا بدل خواهم شد و با تو ازدواج خواهم کرد. تکدختر هم خواهم بود و پدرم هم صاحب چند شرکت صوری واردات خودرو خواهد بود و پیر خواهد بود و بعد از فوتش همه اموالش به ما خواهد رسید.
شخص باز هم چیزی نگفت و به راه خود ادامه داد.
قورباغه گفت: هوی، کری؟
شخص گفت: ای قورباغه، دختر زیبا همهجا یافت میشود، اما قورباغه سخنگو دیگر پیدا نمیشود.
قورباغه پرسید: ای شخص، معلوم است خیلی زرنگی. کیستی و شغل تو چیست؟
شخص گفت: فلانی هستم، تهیهکننده و مجری برنامه تلویزیونی «شگفتیهای خلقت» شبکه چهار.
قورباغه گفت: زکی. اینم شانس ما و فحشهای بدی به بخت و اقبال خود داد و هر دو خاموش شدند!
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم