نگاه سلیقه ای ، مانع رشد فرهنگ است

اگر بگوییم صحبت از «فرهنگ» و «کار فرهنگی» در کشور ما تبدیل به یک «پز روشنفکری» شده است ، چندان هم بیراه نگفته ایم. واقعیت این است که دیواری هم کوتاه تر از دیوار فرهنگ در کشور ما وجود ندارد.
کد خبر: ۱۱۶۱۵۶

همیشه صحبت از ترمیم فرهنگ و بالا بردن سطح آن است اما با نگاهی به وضعیت سینماها، سالن های تئاتر، کتابخانه ها، کتابفروشی ها، روزنامه ها، نگارخانه ها، موزه ها و... درمی یابیم که عملا کار بسیار کمی در این زمینه صورت گرفته است. پرسشهای بسیاری درباره فرهنگ و چگونه شکوفاکردن! آن ، ما را به سمت گفتگو با دکتر علی عسگری راهنمایی کرد. سازمان فرهنگی ، هنری شهرداری ، یکی از متولیان بالا بردن سطح فرهنگ عمومی است و عسگری هم برنامه های زیادی دارد. این که او بتواند تا چه میزان افکار خود را عملی کند به گذشت زمان نیازمند است ، اما نمی توان این مساله را نادیده گرفت که او سعه صدر دارد. وی بدون هیچ «مصلحت اندیشی» به سوالات ما پاسخ داد، شاید با این انگیزه که تمایل دارد افکار خود را به دیگران نیز القا کند.

در دوره های مختلف که شهرداری های گوناگون روی کار می آیند، فعالیت های سازمان فرهنگی ، هنری هم متغیر است. گاهی فعالیت هایش چشمگیر است و گاهی محدود می شود. آیا این دامنه فعالیت به شخص شهردار بستگی دارد؛

شهردار نقش بسیار مهمی در جهت گیری سازمان دارد. اما در مجموع تیم مدیریت شهری است که فعالیت های سازمان و جهت گیری آن را مشخص می کند. اما راه و روش ما را بیشتر فضای عمومی کشور و فضای فرهنگ عمومی تعیین می کند. البته باید این نکته را یادآوری کنم که حوزه فرهنگ در کشور و نظام ما، حوزه دقیقی نیست. ما «مهندسی فرهنگی» نداریم و بیشتر پیرو «سلایق فرهنگی» هستیم. هر سلیقه فرهنگی که بتواند بیشتر دیده شود، مورد توجه قرار می گیرد. نقش سازمان فرهنگی ، هنری را هیچ کس تعیین نمی کند، ما خودمان نقشمان را تعریف کنیم و در این راه اگر نقشمان را درست تعریف کنیم ، راهمان را صحیح طی می کنیم و اگر اشتباه تعریف کنیم و در این راه اگر نقشمان را درست تعریف کنیم ، راهمان را صحیح طی می کنیم و اگر اشتباه تعریف کنیم ، مسیر را اشتباه خواهیم پیمود. بنابراین نمی توان گفت که نظام درباره سازمان تصمیم گیری می کند، بلکه «سلیقه ها» هستند که خط و مشی ما را مشخص می کنند.

پس در این میان شهردار چه نقشی دارد؛

قبلا هم عرض کردم شهردار مهمترین حامی سازمان است اما در دستگاه کلان فرهنگی نظام ، ما باید تابع شورای عالی انقلاب فرهنگی باشیم ، شورا باید نقش اصلی ما را مشخص کند، اما این نقش تاکنون مشخص نشده است. حتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید نقش فرهنگی ما را در جامعه تعیین کند، اما هیچکدام این کار را انجام نداده اند. بدین ترتیب می توان گفت مجموعه فرهنگی کشور برای ما جهت مشخص نمی کند و در این زمان است که مدیریت شهری وارد عمل شده و نقش سازمان را متناسب با نیازهای جامعه مشخص می کند. نیازهای فرهنگی که شما از آنها صحبت می کنید، همیشه وجود دارند، نمی توان گفت 2سال پیش شهر تهران نیاز فرهنگی اش کم بوده و اکنون زیاد شده است. درست است ، مشروط به این که مدیریت فرهنگی در هر زمانی خودش را پاسخگو به نیازها بداند. اما گاهی مدیریت فرهنگی خود را پاسخگو نمی داند و در این شرایط است که خلائ به وجود می آید و ما مجبور می شویم متناسب با برداشت هایمان برنامه ریزی فرهنگی انجام دهیم نه طبق واقعیت های جامعه.

پس بدین ترتیب و با سلیقگی عمل کردن شما نمی توانید برنامه ریزی دراز مدتی برای فعالیت های فرهنگی داشته باشید؛

دقیقا، یکی از مشکلات عمده ما همین است. ما در سازمان فرهنگی ، هنری تمام تلاش خود را انجام می دهیم تا این مشکل را مرتفع سازیم. یعنی از موضع «سلیقه» خارج شویم و به یک «ثبات» برسیم. در این دوره برای اولین بار ماموریت های سازمان را تدوین کردیم ، چون معتقدیم وقتی ماموریت ها مشخص شود، می توان برنامه ریزی دراز مدت داشت.

فکر می کنید بتوانید به نتیجه برسید؛

امیدواریم. خیلی از کارها را پیش برده ایم. هیات امنا مصمم است ماموریت ها را تعیین کند. تحلیل های مختلفی از ذی نفعان داخلی و خارجی سازمان گردآوری کرده ایم. این تحلیل ها منجر به نتایج مفیدی شده است. اما باید نتایج را دسته بندی کنیم و سپس ماموریت ها را تعریف کنیم و زمانی که به نتیجه مطلوب رسیدیم ، آنها را به همه اعلام می کنیم. ما اگر اهداف و ماموریت های مشخصی داشته باشیم بهتر می توانیم توقعات اجتماع را شناسایی و برآورده کنیم.

آیا سازمان فقط در محدوده شهر تهران فعالیت می کند یا می تواند فعالیت های خود را به شهرهای دیگر نیز تعمیم دهد؛

حوزه کار ما فقط شهر تهران است ، چون وابسته به شهرداری تهران هستیم ، اما باید به این نکته هم توجه داشت که فعالیت هایی که در شهر تهران انجام می شود، ظرفیت ملی شدن دارد. تهران برای خیلی از شهرها الگوست. البته ما فعالیت هایی را با همکاری تلویزیون شروع کرده ایم که در سطح ملی تاثیرگذار است و مردم کل کشور می توانند از طریق تلویزیون از این برنامه ها استفاده کنند.

کمی هم درباره فعالیت های زیربنایی سازمان صحبت کنیم. خود شما به عنوان رئیس سازمان به چه میزان اهداف خود را بر ساماندهی زیرساخت های فرهنگی همسان کرده اید؛

ما تعریف مشخصی از فعالیت های فرهنگی داریم. ما معتقدیم فعالیت فرهنگی ، فعالیتی است که باعث تغییر رفتار در مردم می شود. اگر بتوانیم حتی یک رفتار را تغییر دهیم ، می توانیم مدعی شویم که فعالیت فرهنگی انجام داده ایم. برای انجام فعالیت فرهنگی باید چند کار انجام دهیم که مهمترینش «طراحی فرهنگی» است. البته برای داشتن طراحی فرهنگی در ابتدا باید «مهندسی فرهنگی» داشته باشیم. مهندسی فرهنگی یعنی این که چه می خواهیم و تمایل داریم جامعه به کدام سمت حرکت کند. البته «مهندسی فرهنگی» کار ما نیست ، وظیفه مراجع بالاتر است. این را هم تاکید می کنم که مصالح عمومی کشور ایجاب می کند که جامعه به کدام سمت برود. بنابراین ما سعی می کنیم بر مبنای مصالح عمومی ، فعالیت هایمان را ترسیم کنیم و رفتارهای پایه مردم را شکل دهیم. به اعتقاد خود من ، رفتارهای پایه مردم جامعه ما را رفتارهای دینی شکل می دهد. در چنین جامعه ای ما اگر می خواهیم مردم نمازخوان باشند، باید ارزشهای موجود در نماز را به شکل غیرمستقیم تبلیغ کنیم. در جامعه دین مدار ما باید ارزشهای پایه مثل راستگویی ، سپاسگذاری ، صداقت ، کمک به همنوع ، رعایت حقوق دیگران ، قانونگرایی و... را بسط و گسترش دهیم. در کشور ما اگر رفتارهای پایه تقویت نشود، جامعه به رشد و تعالی نمی رسد و رفتار مدنی شکل نمی گیرد، اما واقعیت این است که تاکنون نظام روی این مسائل کمتر کار کرده است و ما به عنوان یک حلقه از نظام سعی می کنیم روی این رفتار پایه و دینی کار کنیم تا بتوانیم از این طریق مشکلات شهر را رفع کنیم.

کارشناسان سازمان برای این مهندسی فرهنگی بیشتر به چه طیفی تعلق دارند؛

واقعیت این است ما تاکنون نتوانسته ایم مهندسی فرهنگی انجام دهیم و فقط برنامه ریزی کرده ایم ، چون مهندسی ارکان مختلفی دارد. بخشی از آن نیازهای فرهنگی مردم است ، بخش دیگر آن شرایط موجود در جامعه است که در زیر پوست شهر اتفاق می افتد. عوامل متعددی است که مهندسی فرهنگی را شکل می دهد. همان طور که گفتم مهندسی فرهنگی کار مراجع بالاتر است. ما ذهنمان را معطوف این مهندسی کرده ایم ، اما مدعی اجرای آن نیستیم.

سازمان فرهنگی و هنری در تابستانی که گذشت برنامه های زیادی داشت ، این برنامه ها براساس چه نیازهایی شکل می گیرد؛

طبق بررسی هایی که ما انجام دادیم ، متوجه شدیم نگاه انسانی در بخش فرهنگی ما خیلی ضعیف است و بیشترین فعالیت های ما کالبدی است . در این نوع فعالیت ، فضاهای فرهنگی اهمیت پیدا می کنند؛ مثلا در کشور ما سالن سینما خیلی مهم است و فرهنگسراها اهمیت ویژه دارند. ما معمولا به سراغ کالبدهای فرهنگی می رویم در صورتی که باید ابتدا به سراغ آدمها برویم. واقعیت این است در برنامه ریزی های فرهنگی کمتر به آدمها توجه می کنیم. امسال تصمیم گرفتیم مدل برنامه ریزی را عوض کنیم. تصمیم گرفتیم کالبدها را رها کنیم ، چون معتقدم مردم فقط در فضاهای فرهنگی زندگی نمی کنند، مردم همه جا هستند. بنابراین باید برای فعالیت فرهنگی به جاهایی برویم که مردم در آنجا بیشترین رفت و آمد را دارند مثل ایستگاه های مترو و اتوبوس ، پارکها، کیوسک های روزنامه فروشی ، پیتزافروشی و... این مکانها باید موجودیت فرهنگی بگیرند تا ما بتوانیم از آنها برای تغییر رفتار مردم استفاده کنیم. در این برنامه ریزی ما خیابان هنر را طراحی کردیم تا هنر را وارد خیابان کنیم چون نمی خواهیم هنری چون نقاشی فقط در نگارخانه ها حضور داشته باشد، هر کجا که انسان باشد باید فعالیت فرهنگی صورت گیرد. به همین دلیل ما پارکها را هم به عنوان مکان فرهنگی درنظر گرفتیم.

مکانهای بسیاری که شما از آنها نام بردید، می توانند در دراز مدت به فرهنگ آسیب برسانند. این مکان های همگانی نمی توانند مثلا برای کودک امروز که آینده ساز فرداست فرهنگ سازی کنند، ما سالن سینما کم داریم. کودکان ما اصلا فرهنگ رفتن به سالن سینما یا تئاتر را نیاموخته اند. آیا بهتر نیست به جای فعالیت های پراکنده و گذرا، کار زیربنایی صورت گیرد و به طور مثال یک سالن کوچک سینما یا تئاتر در یک محله ساخته شود؛

فعالیت های غیرکالبدی که من گفتم به این معنا نیست که ما توسعه فضاهای فرهنگی را نادیده گرفته ایم. همین حالا که دارم با شما صحبت می کنم 15سالن در تهران در حال ساخت است که تا پایان سال به بهره برداری می رسد. 22سالن کوچک در پارکها در دست طراحی است. ما در حال گسترش فضاهای فرهنگی هستیم ، اما چون توزیع فضاهای فرهنگی در شهر تهران عادلانه نیست و ما در سطح شهر فضای فرهنگی کافی نداریم ، مردم به پارکها می روند و ما در شرایط کنونی مجبوریم پارکها را به فضای فرهنگی تبدیل کنیم. البته این را هم اضافه کنم که سبد فرهنگی در کشور ما سبد ارزان و سطحی است. در صورتی که این سبد باید خیلی پر و پیمان باشد.

در کشورهای پیشرفته دولت تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا این سبد را تقویت کند. در کشورهای پیشرفته که شما هم از آن نام بردید، شهرداری در محله های شهر، سالنهای کوچک سینما و تئاتر می سازد و در آنها به صورت رایگان فیلم نمایش می دهد یا نمایش هایی را روی صحنه می برد. بیشتر این فعالیت های فرهنگی برای کودکان است ، آنها کار زیربنایی را با کودکان شروع می کنند و ادامه می دهند، شما برای این گروه سنی چه فکری کرده اید؛

خود من معتقدم ، فعالیت فرهنگی را باید از کودکان آغاز کرد، اما وقتی فعالیت فرهنگی از طریق شهرداری صورت می گیرد ما با یک جریان سیال و شتابان روبه رو هستیم که مخاطبان گوناگونی دارد. درست است که اگر امروز روی کودکان سرمایه گذاری شود، آینده بهتری خواهیم داشت ، اما در شرایط کنونی ما همه مردم را باید در نظر بگیریم.

شاید یکی از مشکلات فعالیت های فرهنگی در کشور ما به این مساله برگردد که ما در کشورمان دسته بندی مخاطب نداریم؛

درست است. دسته بندی مخاطب نداریم ، چون مهندس فرهنگی نداریم و با همه «توده ای» برخورد می کنیم و این روش نادرست است. واقعیت این است تکلیفمان با کودکان ، زنان ، دختران ، نوجوانان و... مشخص نیست. در کشور ما کودک و نوجوان در یک گروه سنی قرار می گیرند که این کاملا غلط است ، دختران را زیاد جدی نمی گیرند، در صورتی که دختران موضوعیت خاص خود را دارند.

خود شما چقدر به دسته بندی مخاطب فکر می کنید و برای عملی کردن آن چه برنامه هایی دارید؛

یکی از دغدغه های اصلی ام همین است. برای اجرایی کردن این تفکر مثلا ما روز ملی دختران را بنا گذاشتیم با موضوع دختران تا آنها را به رسمیت بشناسیم. جشن «من و مادرم» را برگزار کردیم تا دختران و مادران در کنار هم با قضیه بلوغ دختران آشنا شوند. چون یکی از نقاط ضربه پذیر دختران ما دوران بلوغشان است. در جامعه ما به دلیل بافت مذهبی و رودربایستی هایی که مادر با دخترش دارد، دوران بلوغ دختران درک نمی شود و دختران نمی توانند اطلاعات این دوران را از مادران بگیرند و در نتیجه این اطلاعات را از گروههای همسال می گیرند و این بسیار خطرناک است. در کشور ما ارتباط عاطفی دختر و پدر ضعیف است. در صورتی که به طور ذاتی دختر از پدر بیشتر عاطفه جذب می کند و اگر این رابطه بین پدر و دختر ایجاد نشود، دختر جذب عواطف بیرونی می شود. ما امسال سعی کردیم مخاطبان را براساس نیازهای آنها دسته بندی کنیم ، البته این نکته را هم یادآور شوم که نیاز مردم مناطق مختلف شهر تهران با یکدیگر متفاوت است.

برنامه ریزی فرهنگی شما براساس مناطق به چه شکل است؛

ما خیلی تمایل داریم بتوانیم براساس نیاز مناطق دسته بندی مخاطب داشته باشیم ، اما اطلاعات ما درباره مناطق زیاد نیست. برای همین ما کار استخراج جمع آوری اطلاعات مناطق را شروع کرده ایم. اطلاعاتی مانند فضاهای فرهنگی ، سواد مردم ، میزان جمعیت ، میزان بزه و جرم و.... وقتی ما به اطلاعات دسترسی داشته باشیم ، می توانیم موضوع اصلی فرهنگی هر منطقه را شناسایی کنیم و طبق این موضوع برنامه ریزی ها را انجام دهیم.

احتمالا تصمیم ندارید تمام مناطق را یک دست کنید؛

نه ، اصلا این کار محال است. مثلا شخصیت فرهنگی و الگوی منطقه 16غلامرضا تختی است ، اما منطقه یک پروفسور حسابی را به عنوان الگو می شناسد، پس هر منطقه ویژگی خاص خود را دارد. ما رویکرد محله گرایی را در برنامه های خود گنجانده ایم ، در این روش ما بنا به ویژگی های هر محله در آنجا فعالیت فرهنگی انجام می دهیم. گرایش های فرهنگی هر محله برایمان اهمیت دارد. به عقیده من یکی از موانعی که ما همیشه در زمینه کار فرهنگی با آن روبه رو هستیم ، این است که زبان مردم را درک نکرده ایم. معمولا مردم حرف خودشان را می زنند و ما حرف خودمان را. هیچ گاه بین مسوولان و مردم «گفتگو» شکل نگرفته است. ما و مردم باید به یک نقطه و حرف مشترک برسیم. آن وقت است که می توانیم به تعالی فرهنگی امیدوار باشیم.

فرهنگسراها به چه میزان در پیدا کردن این نقاط مشترک سهم دارند؛

خیلی کم ، واقعیت این است که انتظار ما از شبکه فرهنگسراها بیش از این است . فرهنگسراها معمولا عملیاتی کار می کنند، در صورتی که این مکان ها باید از محدوده کاری خود، تحلیل های عمیق داشته باشند و نیازها را شناسایی کنند. اما بضاعت فعلی فرهنگسراها اینقدر نیست. ما باید در ساختار فرهنگسراها بازنگری کنیم. زمانی که فرهنگسرا به ایران آمد، شرایط کاملا متفاوت با اکنون بود، در آن زمان ایجاد فرهنگسرا کاملا بدیع و نو بود، اما به مرور فرهنگسراها جذابیت خود را از دست دادند. اکنون مردم کمتر با فرهنگسراها ارتباط برقرار می کنند، چون این مراکز بیشتر کاربرد آموزشی پیدا کرده اند. ما سعی می کنیم برای فرهنگسراها نیز تعاریف ویژه ای داشته باشیم و آنها را به صورت محلی و موضوعی دسته بندی کنیم.

در فعالیت های فرهنگی آیا از کشورهای دیگر هم الگو می گیرید؛

الگوی فرهنگسراها از غرب کپی برداری شد. البته آنها فرهنگسرا ندارند، بلکه مراکز فرهنگی دارند و در این مراکز فعالیت های مختلفی انجام می دهند اما هیچکدام مثل ما پراکنده عمل نمی کنند. آنها بیشترین تمرکز خود را روی فعالیت های هنری می گذارند. مثلا برای انتقال بسیاری از مفاهیم از تئاتر استفاده می کنند و روی موزه ها نیز متمرکز هستند. در واقع آنها زبان هنر را پیدا کرده اند و از این طریق با مردم ارتباط برقرار می کنند.

در کشور ما هم اگر این اتفاق رخ دهد، بد نیست.

بله ، ما هم برای پیشرفت فعالیت های فرهنگی و اثربخشی آنها راهی جز استفاده از زبان هنر نداریم. البته مقوله هنر در کشور ما با کشورهای پیشرفته کاملا متفاوت است ، آنها سالهاست با موضوع هنر درگیر هستند. در شهر مسکو بیش از 300سالن تئاتر وجود دارد که همه غیردولتی هستند. پیشینه تئاتر بلشویک به 500سال پیش برمی گردد، این مرکز تئاتر تاکنون 6بار کاملا در آتش سوخته ، اما هربار بازسازی شده است. آنها حتی در زمان جنگ جهانی هم تئاتر را رها نکردند. در روسیه کنونی گاهی پیش می آید که یک کارگر، دو سوم حقوق ماهانه خود را صرف تماشای تئاتر می کند. در این کشورها هویت دادن به مردم و تقویت نگاه ملی از طریق هنر صورت می گیرد. اما در ایران کمتر می توان از طریق هنر پیامی را منتقل کرد و ما باید این مساله را جدی بگیریم. البته خود من معتقدم در کشور ما بهترین و موثرترین الگوی فرهنگی مسجد است. مالزی از این الگو استفاده کرده و نتیجه خوبی هم گرفته است. البته در این نوع نگاه باید ظرفیت مسجدهای ما هم بالاتر رود. اگر قرار شود از مسجد به عنوان پایگاه فرهنگی استفاده کنیم ، باید آدمهای مختلف با سلایق مختلف را هم پذیرا باشیم. البته منظور از مسجد، صحن اصلی مسجد نیست ؛ بلکه فضاهای فرهنگی است که باید در کنار مساجد ایجاد شود.

سازمان فرهنگی در یک سال اخیر در ساخت فیلمهای سینمایی هم مشارکت داشته ، فیلمهایی مثل خون بازی و میم مثل مادر، این مشارکت به چه منظوری صورت گرفته است؛

زبان سینما، زبانی قدرتمند است و ما نباید از این حوزه غفلت کنیم. اگر قرار است فرهنگ سازی کنیم ، نمی توانیم سینما را نادیده بگیریم و ناچاریم و باید وارد این حوزه شویم. اولویت ما برای تولید فیلمهای سینمایی و مشارکت در ساخت آنها، موضوعات شهری است ، در ساخت فیلم خون بازی مشارکت کردیم ، چون یکی از معضلات اصلی شهر تهران اعتیاد است. فیلم میم مثل مادر را هم با موضوع دفاع مقدس تولید کردیم چون دفاع مقدس یک مساله اصلی است و بسیاری از مسائلی که در این فیلم مطرح می شود به شهر ربط دارد. مسائلی چون خانواده ، معلولان ، جنگ و... در ساخت سریال «کتابخانه هدهد» مشارکت کردیم ، چون معتقدیم یکی از معضلات اصلی شهر تهران ناشی از پایین بودن ظرفیت مطالعه مردم است و ما می توانیم این معضل را با ساخت این سریال طرح و بررسی کنیم.

آیا برای تولید فیلم و سریال مشکلات را اولویت بندی کردید؛

به صورت تقریبی بله. چون در تولید آثار هنری خیلی چیزها تابع اولویت بندی نیست. ما مسائل مهمتری را در اولویت داشتیم که به تولید نرسید.

من به شخصه نتوانستم یک هدف مشخص از مشارکت شما را در این تولیدات پیدا کنم. در نگاه اول به این نکته می رسیم که شهرداری در ساخت فیلم و سریال مشارکت می کند تا یکی از وظایف خود را عملی کرده باشد. گفتید اولویت های شما مسائل شهری است ، بنابر این اولویت ها شاید لازم نباشد شهرداری در تولید فیلمهای دفاع مقدس مشارکت کند، چون این فیلمها متولی خاص خود را دارند. یا فیلمهایی که سازمان درباره مفاخر شهر تولید کرد که چندان ربطی به معضلات شهری ندارد.

در اینجا چند مساله مطرح است. اول این که ما باید تلاش کنیم مسائل شهری تبدیل به دغدغه فیلمسازان شود. شاید ترافیک جدی ترین مساله شهر تهران باشد اما در شرایط کنونی هیچ فیلمسازی حاضر نیست در این باره فیلم داستانی و سینمایی تولید کند. اما در کنار این مساله ما فیلمهای مستند زیادی درباره تهران ساخته ایم ، مثل پیاده روها، حسینیه ها، آلودگی هوا، جاذبه های گردشگری و... سازمان همچنین باید وارد حوزه فرهنگ عمومی شود، پروژه مفاخر که شما اشاره کردید در جهت احیای هویت فرهنگ تهران تولید شده اند. ما به این طریق خواسته ایم مردم با فرهیختگان شهر خود بیشتر آشنا شوند. مدعی نیستیم که این راه را به صورت کامل و بی نقص طی کرده ایم ، ما در ابتدای راه هستیم و در ادامه حتما کارمان دقیق تر و کامل تر خواهد شد.

چه فکری برای عرضه تولیدات سینمایی کرده اید، مردمی که مخاطب شما هستند این تولیدات را باید در کجا تماشا کنند؛

سریال ها که از طریق تلویزیون پخش می شوند، برای نمایش فیلمها هم باید از ظرفیت سینماها بیشتر استفاده کنیم. البته توزیع و نمایش فیلم ایران کاملا جدی است و فقط مختص به ما نیست.

هدفتان از برگزاری جشنواره فیلم شهر چیست؛

در سراسر دنیا، شهرداری ها جشنواره های فیلم شهری برگزار می کنند. یکی از اهداف این جشنواره ها الگو دادن به فیلمسازان است. ما می خواهیم با برگزاری این جشنواره معضلات شهر تهران را برای فیلمسازان تبدیل به یک موضوع و دغدغه کنیم. از طرف دیگر ما از طریق این جشنواره می توانیم شهر تهران را به دنیا معرفی کنیم. ما در کنار جشنواره فیلم شهر می توانیم کارهای فرهنگی را گسترش دهیم و معضلات را به دغدغه هنرمندان تبدیل کنیم.

شاید بد نباشد کمی هم درباره عمده مشکلات خود در راه فعالیت های فرهنگی بگویید؛

بیشترین مشکل ما در زمینه فعالیت های فرهنگی نداشتن مباحث نظری در زمینه فرهنگ است. ما وقتی وارد مدیریت فرهنگی شهر می شویم ، نیازمند تعریف موضوعات هستیم ، اما متاسفانه هنوز تعریف روشنی از شهر نداریم. هنوز نمی دانیم یک شهر متعالی چه ویژگی هایی دارد و تا به این تعاریف نرسیم نمی توانیم برنامه ریزی جامعی داشته باشیم. بحث دیگر مدیریت فرهنگی است که هنوز گسترش نیافته و نتیجه این شده که به جای کار روی مهندسی فرهنگی فقط داریم یک سری فعالیت فرهنگی انجام می دهیم. ما باید هر چه سریع تر تعاریف پایه را مشخص کنیم و برنامه ریزی درازمدتی برای کارهای فرهنگی داشته باشیم.

البته جریان سازی فرهنگی در کشور ما خیلی کمرنگ است.

کمرنگ نیست شاید در برخی زمینه ها اصلا صورت نمی گیرد. واقعیت این است که مردم به صورت اتفاقی خودشان برای خودشان برنامه ریزی می کنند و این به مصلحت جامعه نیست ، در این شرایط جامعه مثل یک رودخانه است که در پیچ وخم ها حرکت می کند و به پیش می رود و کسی نمی تواند آن را کنترل کند، چون مسوولان برای این حرکت کانال های مناسب تعبیه نکرده اند.

شاید این حرکت بدون برنامه به این دلیل است که مسوولان نتوانسته اند الگوی فرهنگی مناسبی به مردم ارائه کنند.

الگوی فرهنگی را باید ایجاد کنیم و تنها راه ایجاد الگوی فرهنگی داشتن مهندسی فرهنگی است. در این مهندسی البته باید سلیقه های مختلف را شرکت دهیم ، اگر چنین نکنیم مسلما با از هم گسیختگی فرهنگی روبه رو خواهیم شد.

البته این مساله را هم نمی توان نادیده گرفت که مردم درست یا نادرست ، به برنامه ریزی مدیران چندان خوش بین نیستند؛ مثلا در شرایط کنونی فعالیت های شهردار تهران را بیشتر زمینه ساز حضور شهرداری در انتخابات ریاست جمهوری دوره بعد می دانند و به همین دلیل شهروندان ، زیاد با مسوولان همراه نمی شوند.

ممکن است برخی اینگونه فکر کنند. می دانید علت اصلی این بدبینی کجاست؛ چون مدیریت شهری در دوره های پیشین نتوانسته خود را با زندگی مردم پیوند دهد. مردم نقش مسوولان را در زندگی روزمره خود کمتر احساس کرده اند. ما باید اطمینان مردم را بدست آوریم. مردم باید نقش مسوولان را در زندگی خود احساس کنند، ما باید به مردم ثابت کنیم که می دانیم آنها حضور دارند.

فکر می کنید چقدر فرصت دارید تا ایده آل هایتان را در جامعه پیاده کنید؛

نمی دانم. البته من همه آنچه را که گفتم نباید اجرا کنم ، اما تا جایی که فرصت داشته باشم سعی می کنم افکارم را اجرایی کنم. اگر فرصت نیافتم تلاش می کنم آنها را به دیگران القا کنم. من فکر می کنم بهترین راه این است که با مردم تعامل داشته باشیم و تاکید می کنم تا مهندسی فرهنگی نداشته باشیم نمی توانیم کار مهم فرهنگی انجام دهیم.

ساختار تشکیلاتی سازمان
فرهنگی - هنری شهرداری


شاید ساختار سازمان فرهنگی ، هنری برای بسیاری ناشناخته باشد، این که سازمان چقدر استقلال دارد، به چه میزان فعالیت هایش زیرنظر شهرداری است و وابستگی و همکاری سازمان با شهرداری مناطق و معاونت اجتماعی شهرداری به چه شکل است؛
باید بگویم از لحاظ تشکیلاتی وضعیت سازمان کاملا مشخص است ، اساسنامه ای دارد که مصوب هیات امنا است . طبق این اساسنامه ، سازمان فرهنگی ، هنری زیر نظر هیات امنا اداره می شود. هیات امنا 11عضو دارد و ریاست آن به عهده شهردار تهران است. طبق قانون ، شهرداری تهران باید بودجه سازمان را تامین کند. بودجه سازمان 4درصد از درآمدهای شهرداری را شامل می شود. سازمان همواره باید ارتباط تشکیلاتی را با شهرداری حفظ کند و در خدمت «فرهنگ شهروندی» باشد. وظیفه اصلی سازمان فعالیت در «حوزه فرهنگی» است ، فرهنگی که به زندگی شهری ارتباط دارد. مهمترین کار سازمان «فرهنگ سازی» در سطح شهر است.
در این ساختار رابطه سازمان با معاونت اجتماعی شهرداری ها هم مشخص می شود ، تعریفی که معاونت اجتماعی دارد با تعریفی که برای سازمان شده ، کاملا متفاوت است. معاونت اجتماعی باید در حوزه مسائل اجتماعی وارد شود. باید آسیبهای اجتماعی و زمینه های بروز آنها را پیدا کند و به درمان آنها بپردازد، مانند زنان سرپرست خانوار، متکدیان ، معتادان ، بی توجهی به ورزش و... اما سازمان در زمینه فرهنگ عامه و فرهنگ شهروندی کار می کند. در صورتی که معاونت اجتماعی در زمینه فرهنگی و هنری فعالیت خاصی انجام نمی دهد. یکی از وظایف ما این است که برای زندگی شهری فرهنگ سازی کنیم. معاونت اجتماعی هم متناسب با تعاریفش می تواند از این زمینه های فرهنگی استفاده کند.




طاهره آشیانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها