نبض ، حیات اندیشه

پروفسور سمیعی ، در خصوص این که مهمترین اهدافش از آموزش متخصصان ایرانی چیست گفت: «می خواهم تازه های پزشکی در زمینه مغز و اعصاب هر چه سریعتر به کشور عزیزم ایران منتقل شود.»
کد خبر: ۱۱۶۰۳۹

پروفسور، شما در حال حاضر حرف نهایی را در جراحی قاعده جمجمه در دنیا می زنید. در واقع اتصال دو رشته گوش و حلق و بینی و مغز و اعصاب که بعدها جراحی قاعده جمجمه نام گرفت از ابداعات شماست. با این کشف شما بنای جدیدی را در جراحی مغز و اعصاب ایجاد کرده و به موفقیتی دست یافتید که طی سالیان دراز نصیب هیچ پزشکی در دنیا نشده است. لطفا در مورد مسیر طولانی و سخت این موفقیت توضیح بفرمایید و بگویید آن را مرهون چه چیزی هستید؛

در جراحی مغز و اعصاب اطلاع پیدا کردیم بیمارانی پیدا می شوند که در قاعده جمجمه مشکل و معماهایی دارند که نه از طرف جراحان مغز و اعصاب و نه از طرف جراحان گوش و حلق و بینی قابل حل است. این مساله در آن زمان برای من معمایی شد که چرا تاکنون موفق نشدیم این مساله را با هم حل کنیم. اولین بیماری که از طریق استادان خیلی معتبر گوش و حلق و بینی به عنوان تومور غیرقابل عمل دیده شد و به ما رجوع کرد، من بیمار را دیدم و حتی مشاهده کردم که تومورش خوش خیم است اما در محلی قرار گرفته بود که به اعصاب جمجمه صدمه رسانده بود و صدای مریض عوض شده و در غذا خوردن هم دچار مشکل بود. شنوایی اش نیز کم کم در حال از بین رفتن بود. مقداری از کاسه قاعده جمجمه نیز از بین رفته بود. آنچه برای همه مشخص بود این که قابل عمل نیست زیرا یک مقدار از تومور از جمجمه خارج شده و به ساقه مغز نیز فشار آورده بود. من که این مرد را دیدم ]صحبت از سال 1968 یعنی 38 سال پیش است [ گفتم باید راهی پیدا کنیم. با یکی از متخصصان گوش و حلق و بینی تماس گرفتم و گفتم من راهی می بینم که خودم را به «تومور» برسانم ولی یک مقدار کار مربوط به گوش و حلق و بینی است اگر می توانی این قسمت را حل کنی بقیه به عهده من. ما سعی کردیم حداقل امتحان کنیم تا او را نجات دهیم. عمل را شروع کردیم. وارد «تومور» شدیم و کپسول را خالی کردیم و آن را از اعصاب و استخوان جدا کردیم. بالاخره بعد از 10ساعت پشتکار تمام «تومور» برداشته شد و مریض روز بعد حالش بسیار خوب بود حتی برخی اعصاب که ناراحت بودند کم کم ترمیم شدند. این هم باعث شد به قدری روی من اثر بگذارد که تصمیم گرفتم در آینده قبول نکنم که روی بیماری نامگذاری شود که قابل عمل نیست. آن هم توموری که در ساقه جمجمه قرار داشته باشد. من با همکارم پروفسور «دراف» که امروز یکی از بزرگترین متخصصان گوش و حلق و بینی در سراسر دنیاست از آن به بعد شروع کردیم که هم در تشخیص و هم در اجرای عمل جراحی سهیم باشیم. بعد از چند سال حدودا 3تا 4سال که تعداد زیادی مشابه این عمل را انجام دادیم دیدیم که رشته ای است که باید همکاران دیگر ما در سراسر دنیا و آلمان آن را شروع کنند. تصمیم گرفتیم هر ساله دوره ای درسی درست کنیم برای تشخیص گوش و حلق و بینی و اعصاب که هم عمل کنیم و هم کارهایی را که انجام دادیم ارائه دهیم. آن موقع اسم آن را گذاشتم «جراحی قاعده جمجمه». این لغت از طرف خود من به وجود آمد و تا قبل از این تاریخ کسی از لغت جراحی قاعده جمجمه استفاده نکرده بود یعنی در ترمینولوژی جراحی وجود نداشت و ما اسم دوره ها را هم جراحی قاعده جمجمه گذاشتیم. انجمنی نیز به نام انجمن قاعده جمجمه درست کردیم و به تمام کشورهای دنیا پیشنهاد کردم هر کشوری یک چنین انجمنی درست کند. انجمن قاعده جمجمه در امریکا 13سال بعد از تجربه ما توسط یکی از شاگردانم تاسیس شد. در سال 1991این انجمن شکل گرفت و من اولین کنگره بین المللی بزرگ دنیا را در سال 1992در هانوفر آلمان اجرا کردم که بالای هزار نفر از بزرگترین جراحان مغز و اعصاب ، گوش و حلق و بینی ، فک و صورت و پلاستیک شرکت کردند. این کنگره باعث شد هر چهار سال یک بار کنگره در یکی از قاره های دنیا برگزار شود. در 1992در هانوفر، دومی در امریکا، سومی در برزیل ، چهارمی در سیدنی استرالیا و پنجمین آن قرار است در ونکوور کانادا برگزار شود. از آن زمان 55کشور مختلف هر کدام انجمن قاعده جمجمه درست کردند. به هر حال خوشحالم که در بیش از 1210سال پیش در ایران هم این کنگره برگزار شد. در آن زمان دکتر فرهادی که متخصص گوش و حلق و بینی است را به عنوان برگزار کننده کنگره انتخاب کردیم و ایشان با همت زیاد در تهران اولین کنگره قاعده جمجمه را برقرار کردند و بعد از آن هم هر سال این کنگره در ایران برقرار می شود که در مقایسه با 12سال پیش ایران پیشرفت بسیار زیادی در جراحی قاعده جمجمه به دست آورده است.

پروفسور، کمی هم در رابطه با جراحی میکروسکوپی و اهمیت استفاده از آن در جراحی مغز و اعصاب توضیح دهید.

قبل از جراحی قاعده جمجمه بسیار مهم است بدانید تحول بزرگی که در جراحی مغز و اعصاب به وجود آمد استفاده از جراحی میکروسکوپی بود که خوشبختانه من این سعادت را داشتم که جزو چند نفر اولیه ای باشم که با میکروسکوپ شروع به جراحی مغز و اعصاب کردم. در سال 1966یعنی 40سال پیش من با میکروسکوپ شروع به جراحی کردم. یک سال تمام فقط در لابراتوار با میکروسکوپ کار کردم و از 1967به بعد هر روز از میکروسکوپ در اتاق عمل استفاده کردم. این باعث شده بود محیط عمل از نور کافی برخوردار شود و بتوانیم محیط عمل را چندین برابر بزرگتر کنیم و لوازم جراحی ظریفی بسازیم که خود من بانی ساخت مقداری از آنها هستم. بعد از سه چهار سال تجربه در این قسمت از سال 1970شروع کردم برای همکارانم در سراسر دنیا یک کورس «جراحی زیرمیکروسکوپ» درست کنم یعنی یادگیری جراحی زیر میکروسکوپ. من هر روز زنده برایشان عمل می کردم تا ببینند چطور عمل جراحی را زیر میکروسکوپ انجام دهند. استفاده از میکروسکوپ در جراحی یکی از مسائل مهمی بود که ما توانستیم جراحی قاعده جمجمه را که ظرافت مخصوصی دارد انجام دهیم. اگر تسلط بر جراحی زیر میکروسکوپ نبود نمی توانستیم محیط تنگ قاعده جمجمه را که اعصاب عروقی با ظرافت در کنار هم قرار دارند و با خطرات زیادی مواجه است انجام دهیم. از این لحاظ خوشحالم. خیلی سریع و زود به اهمیت میکروسکوپ در اتاق عمل در سالهای اوایل دوره جراحی پی بردم و شروع کردم روی آن کار کردن. مساله دیگری که در سراسر جهان در آن سهیم هستم مربوط به پیوند عصب و اعصاب محیطی است که از کارهای اولیه تحقیقاتی من بود. زیر میکروسکوپ تمام اعصاب محیطی و عصب «فسیال» که مربوط به صورت است ]در صورت قطع شدن [ پیوند می زدیم که نتایج بسیار خوبی گرفتیم و تاکنون بالای 2هزار پیوند روی اعصاب صدمه دیده انجام داده ایم. پیوند عصب باعث شد راههای جدیدی برای ترمیم اعصاب محیطی و جمجمه ای پیدا کنیم. موقعی که عصب قطع می شود ما با برداشتن عصب پوستی در پا حتی در فاصله های 10تا 15سانتی عصب از بین رفته پلی ایجاد می کنیم و عصب از توی پل رد می شود و خود را به ماهیچه و پوست می رساند و می تواند فلج و بی حسی را از بین ببرد و این عمل کمک بزرگی به ما می کند. در واقع می توان گفت جراحی زیر میکروسکوپ جراحی مغز و اعصاب را به طور کلی دچار تحولی بزرگ کرد.

یکی از روشهایی که در اعمال جراحی مغز و اعصاب انجام می دهید با توجه به این که برخی دستگاه ها نیز نمی توانند برخی فعالیت های مغز را حین عمل کنترل کنند این است که جراحی را بدون بیهوشی یعنی در هوشیاری کامل بیمار انجام می دهید. در این باره توضیح دهید؛

جراحی در بیداری بیمار جراحی ای است که خیلی خوب انجام می شود. بیمار هیچ گونه دردی احساس نمی کند و با بیهوشی موضعی می توانید عمل را انجام دهید. علت این عمل آن است که اگر توموری در محل خیلی خیلی حساس قرار گرفته باشد که حتی یک میلی مترش هم ممکن است باعث از دست رفتن حرکت در دست یا پا یا صحبت کردن شود در این موارد و بعد از صحبت مفصل با بیمار تصمیم می گیریم بیمار را بدون بیهوشی عمل کنیم و هنگام عمل با بیمار مرتب در تماس هستیم تا هر قسمتی را که می خواهیم برداریم یا تحریک کنیم اثرش را روی بیمار ببینیم و با کمال اطمینان می توانیم آن قسمت را برداریم. البته این عمل تقریبا به صورت روتین نه در مورد تمام بیماران بلکه بیمارانی که بسیار در خطر هستند که شاید یکی از حرکات مهم بدن خود را از دست بدهند انجام می شود.

به هنگام جراحی و حتی قبل از آن از چنان اعتماد به نفسی برخوردارید که براحتی این آرامش و اعتماد را به بیماران منتقل می کنید و هر دو پزشک و بیمار در وضعیت بالای روحی به سر می برند. این روحیه از کجا ناشی می شود؛

هنگامی که تصمیم به عمل جراحی می گیرم تقریبا می توانم بگویم صددرصد مطمئن هستم با تجربیاتی که دارم حداقل صدمه ای به بیمار نخواهم رساند. این مساله خیلی بزرگی در جراحی است. در جراحی وقتی شما به اندازه کافی تجربه نداشته باشید در عمل یک مقدار ترس و وحشت وجود دارد که خدای ناکرده چیزی پیش نیاید که نتوانم از عهده آن برآیم. من فکر نمی کنم ، جراحی در سراسر دنیا وجود داشته باشد که علاقه مند به صدمه زدن به بیمار باشد، ولی چون در هر جراحی می تواند خطراتی وجود داشته باشد، جراح می تواند ترس و وحشت داشته باشد ؛ اما وقتی شما طبق تجربه قبلی تان دیدید که توانستید اگر معمایی و مشکلی پیش آید آن را برای بیمار طوری حل کنید که صدمه نرسد این هم به خود جراح اعتماد به نفس می دهد و هم بیمار می تواند این اعتماد را در رفتار جراح احساس کند. من در مورد خیلی از بیماران شنیده ام در کشور یا شهر خودشان با جراح تماس گرفتند و بعد از مدت اندکی حس کرده اند که پزشک از دیدن بیمار ناراحت و دچار اضطراب است سپس با تحقیقات لازم به سراغ ما آمده اند.


فخری السادات میرفتاحی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها