در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در دفتر کارش، در اتاقی گوشه موزه سینما نشستهایم و از تهران حرف میزنیم. برایش در آن ساختمان و نیمطبقهای که باید تا اتاق بپیماید بالابر کار گذاشتهاند. چند جلسه برای یک گفتوگو و در آخر کلی لذت صوتی و تصویری که جمع میکنم و با خود میآورم. در تک سایه درختهای ولیعصر نشسته و برای دیدنش میآیند و میروند. یلدا معیری عکاسی میکند و من مثل دختری خجالتی گاهی کنار لبش را نگاه میکنم که کشیده میشود به بالا، به پایین و گاهی تر میشود و همین لذت را که حرف میزند غنیمت میکنم. او اما خوب میداند چطور صحنه بگرداند، گریهات را با خود همسو کند و به آنی بخنداندت. بازیچه چهره آشنایی شدهام و از این بازی بیدعوت سرخوشانه هر بار روایتی را نشانه میگیرم. بعد به قرار وعده دیگری کلی خاطره درو میکنم و او خجالتم را میخواند وقتی میخواهد با هم عکس بیندازیم.
یک قاب خوشرنگ یادگار یلداترین خاطره اینهمه سال کار.
نگار حسینخانی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: