روایت یک خبرنگار محبوس در مجلس از حمله داعش

از شلیک گلوله تا شلیک خبر

حوالی ساعت ۱۰ یک روز کاری در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی با دستور کار عادی در میان ارسال خبرها از طریق تلفن‌های اداره اخبار مجلس، سر و صدایی غیرمعمول از طبقه همکف ساختمان خانه ملت شنیدیم. به گمان این‌که به اصطلاح «کسی با کسی حرفش شده» باشد و یا حداکثر دو نفر با هم دست به یقه شده‌اند،‌ چند نفری کنجکاوانه از جمع خبرنگاران جدا شده و پلّه‌ها را پایین رفتیم تا صحنه دعوا را از دست ندهیم. ظاهرا دیر رسیده بودیم و طرفین دعوا صحنه را ترک کرده بودند، یا با پادرمیانی یا توپ و تشر نیروهای حفاظت مجلس از محوطه طبقه همکف ساختمان جهت حل و فصل اختلاف به نقطه دیگری هدایت شده بودند.
کد خبر: ۱۱۵۸۱۱۸

ولی دقت به چهرههای حاضران در صحنه که عمدتا پرسنل خانم مجلس بودند، حکایت از آن داشت که ظاهرا دعوایی جدّیتر از یک دست به یقه شدن یا هر آنچه ما تصور میکردیم را شاهد بودهاند؛ آنچه در چهرههای شاهدان دیدیم هیجان و شگفتزدگی آمیخته به لبخند موذیانه ناشی از تماشای یک «بگو مگو» یا درگیری فیزیکی جذّاب نبود، بلکه بوضوح میشد در حالت چشمهای خیره شده و دست و پاهای گم کرده، تشخیص داد که پیش از آنکه ما برسیم، ماجرایی رعبآور را دیده یا از آن مطلع شدهاند، طوری که در برابر پرسشهای پی در پی «چی شد؟» «چی شد؟» ما هنوز ردّ نگاه توأم با سکوتشان به سمت دیگری بود که ظاهرا بخشی از ماجرای نامعلوم، آنجا رخ داده بود.

چند ده ثانیه زمان برد تا از میان جوابهای بریده بریدهای که با سماجت از چند نفر متفاوت پرسیدیم، کلمات را کنار هم بگذاریم و این توصیف را برداشت کنیم؛ مراجعهکنندهای از یکی از حوزههای انتخابیه که ظاهرا از مشکل خود در شهرستان بشدت گله داشته است و پیگیریهای مکررش نیز به نتیجه نرسیده بوده با تهیه اسلحهای سبک در مجلس حضور یافته و به قصد تهدید بهمنظور دستور نماینده حوزه مربوطه برای حل مشکلش گلولهای شلیک کرده است و بعد هم عصبانی و ناراحت راه خود را گرفته و رفته است. این حداکثر موضوعی بود که ما در برخورد اول از آن آگاه شدیم و من تقریبا سریعتر از سایر همراهان به محل استقرار خبرنگاران و تلفنهای اداره اخبار برگشتم که خبر حادثه را به رسانه خود اعلام کنم.

پس از اطلاعرسانی اوّلیه خبرنگاران اکثر خبرگزاریها با موضوع حمله فردی مسلح به مجلس شورای اسلامی، که با اعتراضات برخی کارکنان روابطعمومی و حتی تیم حفاظت مجلس نیز مواجه شد، به مرور اخبار تکمیلیتر از ابعاد حادثه در داخل پارلمان به ما رسید، مبنی بر اینکه عامل تیراندازی، فردی «عصبانی» نبوده است، بلکه یک تروریست است و «یک» نفر هم نیست، سه یا چهار نفرند که در قالب یک تیم وارد مجلس شدهاند و فعلا هم معلوم نیست به کدام قسمت ساختمان رفتهاند و ...

همین جمله آخر کافی بود که هیجان و ذوق خبرنگاران برای سرک کشیدن در دیگر نقاط پارلمان را برای گرفتن خبرهای جدیدتر و مخابره سریعتر در رقابت با یکدیگر، تحتالشعاع بیم از جان خود قرار دهد و به پرسنل مجلس که مکررا ولی بینتیجه میکوشیدند خبرنگاران را به داخل فضای صحن هدایت کنند، کمک کند راحتتر، اصحاب رسانه را متقاعد به عدم تردّد در راهروی بیرونی کنند.

هرچند باز هم برخی خبرنگاران به بهانههای مختلف از صحن بیرون میرفتند تا هم از طریق دستگاههای رایانه مستقر در راهروی روابط عمومی در جریان اخبار جدیدتر حمله به خانه ملت قرار گیرند و هم خود، سر و گوشی آب دهند و از تک و توک کارکنان در حال تردّد در آن اطراف اطلاعات تازه برای همکاران داخل صحن بیاورند. در این حین شنیدیم که تروریستها به ساختمان دفترهای نمایندگان رفتهاند و آنجا پناه گرفته و چند نفر را به گروگان گرفتهاند.

این شد که با اطمینان نسبی از این که افراد مسلّح از جایگاه خبرنگاران فاصله مطمئن را گرفتهاند و تصور اینکه دیگر خطر، مستقیما ما را تهدید نمیکند، بار دیگر با خیالی نسبتا آسودهتر به ورود و خروجهای مکرر از صحن پرداختیم؛ به نظر میرسید که رشتههایی که کارکنان مجلس برای حفظ امنیت بیشتر ما بافته بودند، مجددا پنبه شده بود، اما انگار تیری از غیب به یاری آنان آمد و شیئی ریز که هرگز مشخص نشد چه بوده است به شیشه پنجره نورگیر سقف جایگاه خبرنگاران در بیرون از صحن اصابت کرد که با توجه به فضای ذهنی حاکم درباره درگیری مسلحانه، همه، بدون درنگ و با اطمینانی که ریشه آن بیشتر حسّی بود، گفتیم که گلوله شلیک شده تروریستها به شیشه خورده است. دیگر نیازی نبود که کارمندان روابطعمومی با اصرار از ما بخواهند راهرو را ترک کرده و به داخل صحن برویم، همه با هم بسرعت به داخل صحن رفتیم و این بار دیگر در را به روی ما قفل کردند و البته خبرنگاران هم که چیزی شبیه صدای برخورد گلوله را به شیشه بالای سرشان شینده بودند، با کمال میل پذیرفتند و بسیار هم راضی بودند که در داخل صحن محبوس باشند، چون باور کرده بودند تروریستها از داخل ساختمان دفاتر نمایندگان میتوانند برایشان در این ساختمان مجزّا هم وحشت ایجاد کند.

امّا در داخل صحن علنی مجلس، ظاهرا با هماهنگی غیررسمی که میان هیاترئیسه مجلس با نمایندگان صورت گرفته بود، تلاش بر این بود که همه چیز عادی جلوه کند و دستور کار صحن تحتالشعاع رخدادهای بیرون قرار نگیرد، که ساعتی نیز در این زمینه کاملا موفق هم بودند، تا زمانی که یکی از نمایندگان مجلس نتوانست خود را برای تداوم سکوت در این باره قانع کند و با شور انقلابی که معمولا هم به آن شناخته میشود، در فرصت نطق بهعنوان موافق یا مخالف دستور مورد بررسی صحن یا اعلام اخطار قانون اساسی یا تذکر آییننامهای به این حمله تروریستی اشاره کرد و از نمایندگان خواست آن را محکوم کنند و به نوعی هیاترئیسه مجلس را در مقابل عمل انجام شده قرار داد و رئیس جلسه علنی نیز ناگزیر به همراهی با وی در محکوم کردن حرکت تروریستی شد، اما بلافاصله تلاش کرد صحن را به روال عادی کار خود بازگرداند. در این حین، خبرنگاران که دیگر در جایگاه ویژه خود در صحن ماندنی شده بودند، به فکر تماس با خانوادهها و دادن خبر سلامتی به آنها، افتادند و از آنجا که اجازه همراه بردن تلفن همراه به خبرنگاران به داخل مجلس داده نمیشود و تعداد گوشیهای سبکی که خود اداره اخبار مجلس برای استفاده ضروری در داخل پارلمان در اختیار خبرنگاران قرار داده است، بسیار کمتر از تعداد آنان است، هرچند نفر به نوبت با یک گوشی با خانواده و آشنایان تماس میگرفتند و از نگرانی درشان میآوردند. البته در این میان، به مرور اخبار جدیدتر نیز از منابع غیررسمی درباره شهادت نیروی حفاظت، تعدادی از مراجعهکنندگان و برخی کارکنان دفاتر نمایندگان به ما میرسید که عطش خبرگیری ما را با تأسف عمیق توأممیکرد.

در حالی که مشخص بود کوشش میشود صحن مجلس را طولانی کنند، تا اوضاع بیرون، دستکم بهطور نسبی تعیین تکلیف شود و اطمینان حاصل شود که نمایندگان و خبرنگاران میتوانند با امنیت کامل خارج شوند، درباره گزینههای چگونگی خارج کردن وکلای ملت و اصحاب رسانه نیز صورت میگرفت. برخی با مشاهده نردبانی که حراست مجلس وارد قسمت صندلیهای نمایندگان کرد نتیجه گرفتند که خبرنگاران باید از این نردبان پایین رفته و از خروجیهای ویژه نمایندگان از مجلس خارج شوند و بعضی دیگر نیز با استناد به تحلیلهای شخصی خود میگفتند قرار است از مسیر زیرزمینی خارجشویم.

لیکن در نهایت امر، همان در ورودی صحن که توسط حفاظت، ساعاتی پیش و پس از اصابت شیئی نامعلوم به نورگیر سقف جایگاه خبرنگاران قفل شده بود، باز شد و ما در حلقه امنیتی نیروهای حفاظت به سمت در جنوبی مجلس که از تیررس تروریستها خارج تشخیص داده شده بود، هدایت شدیم و با بدرقه محترمانه و همراه با دعای خیر سرلشکر جعفری فرمانده سپاه پاسداران و علی لاریجانی رئیس مجلس از محوطه پارلمان خارج شدیم، در حالی که برخی همکارانمان بویژه خانمها از شدت تأثر برای چند شهیدی که تا آن موقع خبر شهادتشان به ما رسیده بود، بویژه «جوان اول» شهدای آن روز، شهید جواد تیموری عضو سپاه حفاظت مجلس اشک میریختند.

مرتضی علیزاده

روزنامهنگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها