گفت‌وگو با استاد غلامعلی امیرنوری و امتداد صدایش

عشق حرف اول است

این روزها که عده‌ای به اصطلاح از خدا بی‌خبر با بالا بردن قیمت ارز و سکه و به تبع آن گرانی اجناس مورد نیاز، با اعصاب و روان مردم بازی می‌کنند، تنها چیزی که می‌تواند کمی آراممان کند، پناه بردن به خدا، مناجات‌نامه و ادبیات کهن است. درست مثل روزهای ماه رمضان که برای طاقت آوردن و تحمل گرسنگی و تشنگی منتظر اذان می‌مانیم و مناجات‌نامه قبل اذان انگار آبی است بر عطش روزه! آنجایی که صدایی که انگار از اوج آسمان می‌آید و یکی از بهترین غزل‌های حضرت مولانا را نجوا می‌کند: این دهان بستی، دهانی باز شد / تا خورنده‌ لقمه‌های راز شد .... چند خوردی چرب و شیرین از طعام / امتحان کن چند روزی در صیام ..../ چند شب‌ها خواب را گشتی اسیر / یک شبی بیدار شو، دولت بگیر
کد خبر: ۱۱۵۶۷۸۹

استاد غلامعلی امیر‌نوری یکی از پیشکسوتان ادبیات و گوینده‌ رادیو است که این غزل را دکلمه کرده و قبل از دعای ربنا پخش می‌شود. او صدایی بی‌نظیر دارد، صدایی که در 77سالگی همان تازگی و طراوت را دارد که وقتی 22 ساله بود و وارد رادیو شد، همه را به تحسین واداشت. استاد امیرنوری این‌ روزها هم در رادیو ایران فعالیت دارد و هم مشغول ضبط ادبیات کهن ایران اعم از نثر و نظم برای فرهنگستان زبان و ادبیات زبان فارسی است. استاد امیرنوری پیش از این با سایت گنجور که آرشیوی غنی از ادبیات ایران است همکاری کرده و اشعار برخی از شاعران مانند حافظ را دکلمه کرده است.

برای ما که این ‌روزها شرایط سخت اقتصادی، بهانه جدید بی‌حوصلگی و دل ندادن به کار شده، استاد امیرنوری می‌تواند روی همه این بهانه‌ها خط بکشد! او هنوز با انگیزه بدون توجه به هرم داغی تابستان 97 هر روز برای ضبط اشعار فارسی و گویندگی برنامه‌‌های رادیو ایران و تهران از خانه بیرون می‌رود و عصر برمی‌گردد و رفاقتش را با ادبیات ادامه می‌دهد و شاید همین رفاقت دیرینه است که او را چنین فروتن و غنی کرده، فروتنی که به صبر آراسته است.


او درباره ضبط اشعار بزرگان ادبیات ایران می‌گوید: «فرهنگستان زبان و ادبیات تصمیم گرفت شعر و ادبیات زبان فارسی را در مجموعه‌‌ای گردآوری و به مهمانانی اهدا کند که به مناسبت‌‌های مختلف به ایران می‌آیند؛ هدیه دادن گنجینه زبان فارسی که یکی از کامل‌ترین و خوش‌آهنگ‌ترین زبان‌های دنیاست، حتما بهتر از هدیه دادن قالیچه و کیف و... »

علم ثابت کرده صدا پیر نمی‌شود، صدای استاد امیرنوری تمثیل زنده این اثبات علمی است، لحن خوش‌آهنگی دارد و کلمات را با دقت انتخاب می‌‌کند، وقتی صدایش را ستایش می‌کنم و می‌گویم سال‌های زیادی است که از صدایش به عنوان ابزار کار استفاده کرده، اما صدا همچنان سالم و شفاف مانده است، می‌گوید: «از صدایم مراقبت می‌کنم. تارهای صوتی‌ام را نرمش می‌دهم. صدایم را برای بیان، آماده‌ کرده‌ام. تارهای صوتی ما خیلی زیاد است که بیشتر مردم از آنها اصلا استفاده نمی‌کنند، زمانی که تصمیم گرفتم از صدایم برای کارم استفاده کنم،‌ شروع به شناخت تارهای صوتی کردم و راه‌‌هایی برای تقویت زیرترین و بم‌ترین فرکانس صدا پیدا کردم. از دود سیگار و غذاهایی که به تارهای صوتی آسیب می‌زند، پرهیز کردم و می‌کنم.»


صداهای خوب طرفداران زیادی دارد؛ صداهایی که وقتی زمان به آنها اصابت می‌کند و تقویم ورق می‌خورد، ماندگار می‌شوند و طرفداران بیشتری پیدا می‌کنند، مثل صدای استاد امیرنوری که بعد از پنج دهه که از فعالیتش در رادیو می‌گذرد، مردم با شنیدن صدای او مکث می‌کنند و گوش و دل به آن می‌دهند، حتی روزهایی، مثل همین روزها که حالمان چندان خوب نیست در اینترنت جستجو کرده و دکلمه‌های او را پیدا می‌کنیم و با شنیدن اشعار مولوی و حافظ با صدای او کمی حالمان را خوب می‌کنیم، از استاد می‌پرسم، شده احساس کنید، عاشق صدایتان هستید؟ می‌خندد و می‌گوید: «گاهی صدایم را که می‌شنوم، خودم را نقد می‌کنم و می‌گویم اگر اینطور می‌خواندی بهتر بود. اما وقتی قطعه‌ای یا شعری را خوب می‌خوانم از خودم راضی می‌شوم، همین رضایت است که باعث شده سال‌ها این کار را ادامه دهم».

صدایش را آنقدر دوست دارد که حرفه‌ای را انتخاب کرده که صدا ابزار اصلی آن است، اما این نظر من است خودش می‌گوید: «برای حرفه من، صدا یکی از ابزارهاست،‌ دانستن زبان فارسی بزرگ‌ترین نقش را در حرفه‌ گویندگی ادبیات دارد، ادبیات فارسی، ترکیبی است و همین باعث پیچیدگی در عین حال زیبایی زبان فارسی شده، پس باید به آن کاملا مسلط باشی تا بتوانی درست آن را بخوانی»


پدر و مادری که با ادبیات مونس هستند، فرزندانی تربیت می‌کنند که آبشخور تفکر آنها غنی است، استاد امیرنوری به سال‌های دور می‌رود به دوران کودکی، آن زمان که پدر مرحومش برای فرزندانش غزلیات حافظ، سعدی، حافظ، داستان‌‌های هزار و یک‌شب و شاهنامه فردوسی می‌خواند، لحن و طنین صدای پدر هنوز در گوش‌ اوست.

هنوز روزهای مدرسه را به یاد می‌آورد که از مدرسه که به خانه می‌آمد، پیچ رادیو را باز می‌کرد و پای آن می‌نشست و آنقدر مجذوب صداهای رادیو می‌شد که در زنگ‌های تفریح برای همکلاسی‌هایش آنچه شنیده بود را اجرا می‌کرد و آنقدر به این کار مسلط شده بود که معلمان مدرسه و اهل ادب می‌دانستند که روزی از بزرگان رادیو خواهد شد.

مرد رادیویی که سال‌هاست با حفاظت از زبان معیار در رادیو تلاش می‌‌کند از تحریف زبان فارسی و وارد شدن کلمات سبک و کوچه و بازاری به زبان متین و زیبای فارسی جلوگیری کند


«تنها صداست که می‌ماند»، این را فروغ فرخزاد گفته، نکته‌ای علمی که ثابت شده، صدا انرژی است و انرژی از بین نمی‌رود و فقط از شکلی به شکل دیگر تبدیل می‌شود و صدای استاد امیرنوری، سال‌هاست که مانده و با پیشرفت علم و تکنولوژی شاید قرن‌ها باقی بماند.

استاد این گفته فروغ را دوست دارد و تائید می‌کند ولی، این تائید یک «اما» دارد: «صدا می‌ماند اما چه صدایی؟ با این صدا چه می‌گوییم و چه می‌کنیم؟»


قدیمی‌ترها که با رادیو برنامه‌های شبانگاهی آن مانوس بودند برنامه «در انتهای شب» را بیاد می‌آورند، برنامه‌ای که استاد امیرنوری و زند‌ه‌یادان خانم کنعانی و امیرمعز گویندگان اصلی آن بودند و اساتید زبان و ادبیات فارسی آن را یکی از بهترین و بی‌ایرادترین برنامه‌های رادیویی می‌دانند.

سال‌ها با عشق کار کرده و امروز از آنچه پشت سرگذاشته بسیار راضی است. ما چگونه می‌توانیم به این رضایت درونی دست پیدا کنیم؟

ـ برای رسیدن به عشق و علاقه باید از خیلی چیزها صرف‌‌نظر کرد، اسباب دنیا جوری چیده شده که نمی‌توان همه چیز را به هم داشت، باید علاقه را پیدا کرد و همه انرژی و تمرکز را روی آن گذاشت، عشق حرف اول را می‌زند در هر کار و هر حرفه‌ای.

طاهره آشیانی

روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها