گفت‌وگو با سولماز اصغری؛ گوینده پیشکسوت خبر

30 سال کار در رسانه، بی حرف و حاشیه

بابان، حیاتی، سلطانی، اصغری، شیرازی، زنده‌یادان شاقول و افشار، گویندگان قدیمی خبر تلویزیون بودند؛ گویندگانی که دهه شصتی‌ها خوب آنها را به یاد دارند.
کد خبر: ۱۱۵۵۹۱۱

این گویندگان بخشی از خاطرات آنها را ساخته‌‌اند بخصوص در روزهای جنگ که کشور در التهاب بود و هر دقیقه میتوانست خبری خوب یا بد مخابره شود. گویندگانی که مردم هنوز هم دوستشان دارند، هرچند آنها را دیگر بر صفحه تلویزیون نمیبینند. این دوست داشتن را چند ماه قبل، زمانی که زندهیاد افشار به دیار باقی شتافت، مردم ثابت کردند، انگار بخشی بزرگ از خاطرات آنها برای همیشه رفته بود.

سولماز اصغری یکی از همین گویندگان است که چند سالی است بازنشسته شده.گویندهای که همیشه لبخندی بر لب داشت، حتی زمانی که اخبار جنگ را میخواند! حالا که بعد از گذشت سالها با او همصحبت میشوم، از مثبت اندیشی میگوید و این که سالها در رسانه کار کرده با این قاعده که کارش را درست انجام بدهد و برای دیده شدن با دیگران وارد رقابت ناسالم نشود. صحبت ما هرچه جلوتر میرود بیشتر متوجه میشوم که سولماز اصغری چقدر نگاه عمیقی به زندگی دارد و شاید راز ماندگاریاش در ذهن مردم همین بیشیله پیله بودن و سالم زندگی کردن است. بیشتر از 30 سال در رسانه فعالیت داشته و بدون هیچ حاشیه و جار و جنجالی از کار بازنشسته شده اما هنوز در یاد مردم هست. اصغری متعلق به نسلی از آدمهای رسانه است که شاید دیگر تکرار نشوند.

«بازنشسته شدهام اما نگاهم به این اتفاق، منفعلانه‌‌ نیست و اینکه فکر کنم دیگر همه چیز تمام شده و به آخر خط رسیدم» این را خانم اصغری میگوید. حال خوبی دارد از این که الان شرایطی برایش فراهم شده تا کارهایی که دوست دارد را انجام دهد: «کتاب می‌‌خوانم، سفر میروم، با چند مرکز خیریه همکاری دارم... تا جایی که مقدور است کارهای عقب افتاده زندگیام را به سرانجام میرسانم».

سال‌‌ها محصولی را کاشته و اکنون بیشترین محصول را برداشت میکند، میگوید: «زندگی فصلهای مختلفی دارد که باید از هر فصل لذت برد. نباید با زندگی جنگید، باید برخی اتفاقات را همچنان که هست، پذیرفت و شاد و سالم زندگی کرد.»

میپرسم یعنی هدفمند بود؟ میگوید: «اگر قرار باشد اهداف سخت و غیرقابل دسترس انتخاب کنی دیگر نمیتوانی از زندگی لذت ببری، باید مانع جریان زندگی نشوی، در هر مقطعی از زندگی باید برنامهریزی خاص همان دوره را داشته باشی، نمیتوان از اول زندگی برای همه فصلهایش برنامهریزی کرد.»

هر آدمی در زندگی با ناکامیهایی روبهرو میشود، سولماز اصغری با این اتفاقات چگونه مواجه میشود، از آنها عبور میکند یا یاد گرفته است با آنها کنار بیاید؟ «راستش باید بلد باشیم زندگی کنیم! نمیشود بدون مهارت طی مسیر کرد، ما آدمها در چنبره جبر و اختیار اسیر هستیم. گاهی بیشترین تلاش را انجام می‌‌دهیم تا کاری به سرانجام برسد اما نمیرسد! گاهی عاطفه ما لطمه میبیند اما قرار نیست هر اتفاق بدی که برایمان رخ میدهد تا آخر عمر اسیرمان کند، برای ناکامیها هم باید سوگواری مشخصی داشته باشیم. معتقدم نباید مدام بپرسیم چرا این اتفاق برای من رخ داد؟ حضرت مولانا میفرماید: هر لحظه که تسلیمم در بارگه تقدیر / آرامتر از آهو، بیباکتر از شیرم... پناه ببریم با ادبیات غنیای که داریم و براساس رهنمودها و اندیشه بزرگان زندگی کنیم آنوقت است که متوجه میشویم سختیها نمیتوانند ما را از پا دربیاورند».

حضور ذهنش برای مثال آوردن از غزلیات مولانا، با طمانینه صحبت کردنش و این که کلمات را درست و بجا انتخاب میکند وشتابی برای بیان حرفهایش ندارد نشان میدهد همه دانستههایش در او تهنشین و به باور تبدیل شده، معتقد است همه چیز به خود آدم بستگی دارد که با چه نگاهی به دنیا و زندگی مینگرد، حتی وقتی از او درباره حمایت‌‌های خانواده و گروه دوستان میپرسم، میگوید: «همه چیز به ذات و بینش آدمها برمیگردد و اینکه چگونه رفتار و تعاملی با خانواده، دوستان و اطرافیان داشته باشد، به نظرم کمتوقع بودن یکی از بهترین راه‌‌های زندگی در آرامش است. مدام نباید توقع داشت که دیگران به تو انرژی بدهند و از تو حمایت کنند؛ گاهی باید از خودت بپرسی من برای دیگران چه کرده و میکنم؟ تفکر ماست که خط زندگیمان را شکل میدهد. خانواده و دوستان خوب نعمتهای بزرگی هستند اما باز هم بستگی به خود ما دارد که چه نوع رابطهای را شکل میدهیم. از تجربه کار در رسانه برایتان بگویم و این که هرگز شخصیت خودم را فدای رقابت‌‌های کاری نکردم، با همه دوست بودم و مصالح همکارانم را در نظر میگرفتم. نمیگویم آدم فوقالعادهای هستم و هیچ مشکلی ندارم اما همیشه سعی کردهام فرادیم از امروزم بهتر باشم. معتقدم آدم باید مدام روی شخصیت خودش کار کند. امروز که به گذشته نگاه میکنم از مسیری که طی کردم راضیام چون به سلامت دوره کاریام را به پایان رساندم»

شاید عاقبت بخیری همین باشد؛ وقتی به گذشته نگاه میکنی، راضی باشی از مسیری که طی کردی، کمتر رنجانده باشی و کمتر برای بالا رفتن از پله‌‌های ترقی، دیگران را نردبان کرده باشی. سولمازاصغری از این بابت عاقبتبخیر شده است. حالا او چه حرفی با ما زن‌‌ها دارد که فکر میکنیم چالههای زیادی در مسیر موفقیتمان وجود دارد؟ او هر چند معتقد است در جامعه ما حرکت خانمها دشوار است، چون باید اول توانمندی خودمان را ثابت کنیم تا بعد بتوانیم جایگاهی را بهدستآوریم؛ اصغری میگوید: «با همه اینها ما تا اینجا خوب عمل کردهایم، موفقیتهای خانمهای ایرانی چشمگیر است. معتقدم خانم‌‌های شاغل تجربههای زیادی به دست میآورند که به پختگی آنها کمک کرده و نگرش انها به زندگی را عمیقتر میکند. هرچقدر توانمندی ما بیشتر شود، جایگاههای بهتری را بهدست خواهیم آورد. امیدوارم روزی برسد که توزیع مسئولیتها براساس توانمندی افراد باشد نه جنسیت آنها»

در دنیای پر هیاهوی رسانه که هر لحظهاش می‌‌تواند چالشبرانگیز باشد، بیشتر از 30 سال کار کرده و اکنون از جایگاهی که دارد، راضی است و صحبتهایش آنقدر عمیق است که میتواند راه نشانمان بدهد.در دنیایی که شاخهای مجازی،سبک زندگی جوانها را تغییر داده و آنها را به ورطه‌‌هایی میکشانند که هر لحظه بیم فروریختن آن است، همصحبت شدن با سولماز اصغری، فرصتی بود برای آشنایی با خانمی که عمیق فکر میکند و زندگی را متفاوت تجربه میکند.

طاهره آشیانی

روزنامهنگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها