در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما این بنا چرا به این روز افتاد؟ محمود دعایی، مدیرمسئول روزنامه اطلاعات پیشتر درباره وضعیت این ساختمان از بدو انقلاب تا امروز گفته بود: «در زمانی که آقای مسجدجامعی وزیر ارشاد بودند، آرزو داشتیم این ساختمان را وزارت ارشاد اسلامی بخرد و در آن، موزه صنعت چاپ و مطبوعات و نمایشگاه دائمی مطبوعات برپا کند، اما به علت کمبود اعتبارات این وزارتخانه، چنین آرزویی محقق نشد و ما درنهایت آن را به بخش خصوصی فروختیم تا در ازای مبلغ آن بتوانیم بخشی از بدهیهای ساختمان جدید روزنامه اطلاعات در خیابان میرداماد را پرداخت کنیم و عملا ساختمان جدید تأسیس شود.
جان میدهد برای موزه شدن
حالا ساختمان چند طبقه روزنامه اطلاعات که از سوی شهرداری خریده شده بود، بازسازی شده و قرار است ساختمان شماره 2 شهرداری شود، اما عمارت قاجاری روزنامه اطلاعات با آنکه زمینش جزو اموال بنیاد مستضعفان بوده، به مالک خصوصی واگذار شده، گرچه بهرهبرداری از آن همچنان در دست روزنامه اطلاعات باقیمانده است. بنابراین این سوال پیش میآید که چرا این بنا همچنان دچار این سرنوشت تلخ است، در حالی که سالهاست اهالی مطبوعات خواستار داشتن موزهای هستند که گویا اصلا در برنامه مسئولان تعریف شده نیست یا اگر تعریف شود، تبدیل میشود به یک پروژه شکستخورده. هنوز اهالی مطبوعات یادشان میآید چگونه یکباره اعلام کردند، موزه مطبوعات در بقعه «سرقبر آقا» راه افتاد و بعد هم بدون اطلاع یکباره جمع شد و در آخر هم مشخص نشد اشیائی که گردآوری کرده بودند، چه بلایی سرشان آمد. با اینکه این بنا بهترین شرایط برای تبدیل شدن به موزه را در محدوده ارگ تهران قدیم دارد.
با وجود این مسئولان شهرداری منطقه 12 کمترین دغدغهای نسبت به حفظ این بنا ندارند و میگویند ما بناهای در خطر زیاد داریم که باید به آنها رسیدگی کنیم. قوانین میراث فرهنگی دست و پا گیر است، ولی جان مردم در اولویت ماست. اما از مسئولان سازمان میراثفرهنگی تهران درباره شرایط این بنا نباید پرسید چون یا بیخبرند یا ...
چرا این ساختمان مهم است؟
روزنامه اطلاعات با دو خبرنگار با چاپ دو شماره در هفته در دو صفحه در تیر 1305 کارش را آغاز کرد. به سالی که قشون قزاقها تازه به تهران رسیده و قاجارها از هم پاشیده بودند. 14 سال قبل از آمدن رادیو بود و 32 سال قبل از آمدن تلویزیون.
عباس مسعودی، روزنامهنگار و سیاستمدار، ایده راهاندازی یک خبرگزاری را در سر میپروراند. او میخواست بنگاهی راه بیندازد که به روزنامهها خبر بفروشد. ایدهاش بسیار پیشروتر از زمانهاش بود. پولش برنگشت. مسعودی به این نتیجه رسید که آستینها را بالا بزند و روزنامه خودش را راه بیندازد. ابتدا دفترشان در خیابان علاءالدوله فردوسی بود و بعدها ساختمان خیابان خیام دلش را برد و تحریریهای که رفته رفته داشت بزرگتر میشد به این ساختمان منتقل شد.
هنوز قدیمیهای خیابان خیام و مغازهدارهای طبقهاول این بنای قاجاری یادشان میآید از آشپزخانه روزنامه اطلاعات غذا میخریدند و با مسعودی گپ میزدند. یادشان میآید که مسعودی در روزهای اولی که آمده بودند خیابان خیام، مهمانهایش را به قهوهخانهای در همان نزدیکی میبرد تا اینکه او راهی مجلس شورای ملی شد و بعدها سناتور. با این حال همیشه شاه به او انتقاد میکرد چرا روزنامهاش پاتوق ملی مذهبیها شده است و بعد از انتشار گزارش اعتراض تاکسیرانها به وضعیت اقتصادیشان شاه از او روی برگرداند.
اولینهای روزنامه نگاری ما
آن روزها شاید از خاطر مسعودی نمیگذشت که این روزنامه مهمترین و پیشروترین روزنامه ایران میشود و تیترهایش مخاطبان را پای دکهها میخکوب میکند و لحظه به لحظه با مردم در تاریخ جلو میرود. از ترور مدرس گرفته که خود مسعودی گزارش توصیفی از آن نوشت تا یادداشت جنجالی استعمار سرخ و سیاه به قلم احمد رشیدی مطلق که آتش انقلاب را شعلهور کرد تا زمانی که تیتر زد: «شاه رفت» و ساختمان سپرده شد به بنیاد مستضعفان.
روزنامه اطلاعات از اولین مبتکران اشتراک روزنامه در ایران بود. اولین گراورها را وارد ایران کرد. اولین فکس کشور را روزنامه اطلاعات آورد و اولین صفحه بندی کامپیوتری از سوی این رسانه انجام شد و بسیاری اولینهای دیگر که همه به نام روزنامه اطلاعات خورده است. در این روزنامه بزرگانی چون محمدعلی جمالزاده، محمود روحالامینی، محمدعلی اسلامی ندوشن، سعید نفیسی و..... هم قلم میزدند و ویرانی این بنا مرگ بخشی از تاریخ معاصر ایران است.
فاطمه علیاصغر
ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: