jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۱۵۴۲۵۵   ۳۰ تير ۱۳۹۷  |  ۰۸:۰۰

نگاهی به مستندسازی جنگ

روایت شقایق‌های فاتح

31 شهریور 1359 آغاز فصل تازه‌ای در تاریخ ایران است. از این روز به بعد و بدون هرگونه ملاحظه‌ای همه چیز در این سرزمین تغییر می‌کند.

تهاجم نیروهای بعثی به ایران علاوه بر دگرگون کردن مناسبات اجتماعی و سیاسی، در هنر و بخصوص حوزه فیلمسازی هم اثرات فراوانی میگذارد. فیلمسازانی که پس از گذشت دو سال از انقلاب اسلامی هنوز تکلیفشان با سینما روشن نیست و خیلی چیزها نسبت به آن اولویت دارد حالا فرصت تازهای برای استفاده از این رسانه پیدا میکنند. جنگ اما باعث میشود گونه مستند خود را پیدا کند و از زیر سایه فیلمهای فرمایشی و جشنوارهای خارج شود. اگر تا پیش از این بسیاری از چهرههای مشهور این حوزه با ساخت مستندهای صنعتی معروف میشوند حالا با سکوت آنها در این سالها و گرفتن ژستهای ضد جنگ در مقابل تهاجم دشمن خارجی جوانهایی وارد میشوند که با آن که ابتداییترین اصول ساخت فیلم مستند را نمیدانند و عمدتا تحصیلات سینمایی در کشورهای اروپایی هم ندارند، اما دغدغه مشخصی برای فیلمسازی در حوزه دفاع مقدس دارند. روش این فیلمسازان جوان هم در نوع خود بسیار جالب توجه و بدیع است. روشی که هنوز هم با چهار دهه تکرار میشود. برای فهم این شیوه بهترین مثال مجموعه مستند برای آزادی ساخته حسین ترابی است؛ مستندی درباره روزهای انقلاب و مبارزات مردمی که با هوشمندی فیلمساز ساخته میشود . او دوربین به دست به میان مردم میرود و از هر آن چه پیرامونش میبیند، فیلم میگیرد. مستند برای آزادی و اساسا مستندهایی که به یک واقعه یا اتفاق در جریان میپردازد از دو عنصر مهم بهره میبرد؛ نخست هوش فیلمساز که میتواند اهمیت یک اتفاق تاریخی را در حین وقوع آن درک کند سپس شجاعت او برای حضور در میادین نبرد و اساسا فضاهایی که خطر جانی در آن وجود دارد. اینگونه مستندسازی که مستندسازی جنگی نامیده میشود با آغاز جنگ تحمیلی به شکل رسمی آغاز و در دورههای مختلف با آن که اوج و فرودهایی دارد، اما به شناسنامه فیلمسازی مستند ایران تبدیل میشود؛ فیلمهایی که در دهه 60 بدون استفاده از آرشیو و تصاویر آرشیوی و با حضور فیزیکی فیلمسازان در میادین نبرد بهوجود میآید.

پلی برای آزادی

پل آزادی یکی از اولین فیلمهای مستند درباره سالهای جنگ تحمیلی است. داستان پلی که توسط واحدهای مهندسی رزمی ساخته میشود و پس از آن عملیات بیتالمقدس بهعنوان یکی از مهمترین و عجیبترین عملیاتهای جنگی قرن بیستم شکل میگیرد؛ عملیاتی که به بازپسگیری خرمشهر منتهی میشود و نگاه جهان درباره ایران و قدرت نظامی آن تغییر میکند. پل آزادی مثال فوقالعادهای برای مستندهای جنگی در ایران است که فیلمساز روند ساخت یک پل و اهمیت آن را به تصویر میکشد. توجه به این نکته ضروری است که مستندهایی که در دهه 60 درباره جنگ ساخته میشود بدون پیشبینی اتفاقات بعدی در حقیقت واکنشهای آنی به نبردی است که زمان و مدت آن هم قابل حدسزدن نیست. از اینجا به بعد و به فاصله کوتاهی پس از جنگ، تلویزیون بهعنوان مهمترین رسانه زمان خود با سازماندهی فیلمسازان جوان و آموزش به آنها در مرکز تل فیلم سابق که بعدها به سیما فیلم تبدیل میشود، راهی را آغاز میکند که روایت فتح شاهکار آن است. مجموعهای که گرچه نام یک مجموعه تلویزیونی مستند درباره جنگ تحمیلی است، اما بعدها تبدیل به یک مکتب و سبک ویژه در مستندسازی میشود که حتی موسسهای به همین نام را هم به وجود میآورد.

روایت فاتحان

سیدمرتضی آوینی قطعا مهمترین چهره مستندسازی جنگ در ایران است. او از سال 1364 ساخت مجموعهای به نام روایت فتح را آغاز میکند که تا پیش از شهادت، پنج فصل آن را به سرانجام میرساند. این مجموعه در گروه تلویزیونی جهاد و شبکه یک تولید میشود و تا زمان شهادت آوینی ادامه دارد. فصل اول درباره عملیات والفجر 8، فصل دوم کربلای 1، فصل سوم کربلای 5، فصل چهارم اتفاقات سیاسی و فرهنگی سال 1366 و فصل پنجم به مرور عملیاتهای قبلی مانند کربلای 10، مرصاد و دو مجموعه به نام (شهری در آسمان) و (با من سخن بگو دوکوهه) اختصاص دارد. در این میان مجموعه ده قسمتی شهری در آسمان درباره محاصره، سقوط و آزادسازی خرمشهر است که فیلمساز یک دهه بعد از آزادی خرمشهر آن را آماده پخش میکند.

آوینی در مجموعه چهارم گویی به یک بلوغ فکری و تشکیلاتی میرسد و علاوه بر تصاویر مستقیم در جبهه و مصاحبه با رزمندگان اسلام به یک تحلیل و رخدادشناسی در جنگ هم میرسد. او پس از پایان جنگ نهتنها برنامه را تمام نمیکند بلکه با توسعه موضوعات سراغ قسمتهایی از جنگ و وقایع انقلاب میرود که مغفول مانده است. این مجموعه علاوه بر ساختاری مستند، شاعرانه هم هست و آوینی با صدای بیبدیل و نثر شاعرانهاش مستندهایی میسازد که صرفا خبری نیست و کاملا فرمی متفاوت با آثار پروپاگاندا و تبلیغاتی دارد. حضور او در جبهه با آن که در سال 1367 و با پذیرش قطعنامه پایان میپذیرد، اما رفتن به مناطق جنگی و مستندسازی کماکان ادامه مییابد تا روز20فروردین 1372 که در فکه به یاران شهیدش میپیوندد. روایت فتح کاملترین و جامعترین مجموعه مستند دوران جنگ تحمیلی است و میتواند سند مهمی از مهمترین افتخار مردم ایران در طول تاریخ باشد.

داغ شقایق

جنگ بوسنی در بالکان آغاز گونهای از مستندهای جنگی است که در دهه 70 شکل میگیرد. مستندسازان دفاع مقدس ایران که حالا کمی از جنگ تحمیلی فاصله گرفتهاند با آغاز جنایت صربها علیه مسلمانان بوسنی به آن واکنش نشان میدهند. خنجر و شقایق یکی از همین مجموعههای تلویزیونی است که البته با آغاز پخش دچار حاشیههایی میشود. این حاشیهها از جنس ملاحظات دیپلماتیک و مدیریتی است که گاه نمیتواند با اثری هنرمندانه و انقلابی همراه شود و خنجر و شقایق هم به همین سرنوشت دچار میشود. این نمونهای از مستندهای جنگی دهه 70 است که ابعاد بینالمللی دارد و نشان میدهد مستندسازی جنگ پا را از مرزهای ایران فراتر گذاشته است و صرفا به اتفاقات داخل کشور نمیپردازد. این مجموعه و البته مجموعه روایت فتح مانند یک دانشگاه جامع عملی بعدها از دل خود، فیلمسازانی به حوزه مستند تحویل میدهد که در حال حاضر سرمایههای مستندسازی جنگ در ایران هستند.

بازسازی جنگ

آخرین روزهای زمستان ساخته محمدحسین مهدویان از نمونه آثاری است که توسط یک فیلمساز جوان در تلویزیون ساخته شده است. مجموعه مستند تلویزیونی که با خلاقیت در ساختار و بازسازی چهرههای دوران جنگ تحمیلی از صداهای واقعی آن دوران استفاده میکند و در نوع خود بینظیر است. آخرین روزهای زمستان نمونه کاملی از مستندهای جنگی در چهار دهه گذشته است که روح آوینی در پلان به پلان آن جریان دارد و مخاطب را در مقابل یک تجربه جدید در حوزه آثار فیلمسازی دفاع مقدس قرار میدهد.

سید شهیدان اهل قلم گرچه این روزها در میان ما حضور فیزیکی ندارد، اما منش و شیوهاش را میتوان در هر جای جهان که ظلمی اتفاق میافتد، مشاهده کرد و با دیدن آثارش درسهای بسیاری از آزادگی و فیلمسازی متعهدانه آموخت. او روایتگر شقایقهایی بود که فاتحند و داغ غربت آنها هنوز هم دلها را میسوزاند...

بیداری اسلامی

دهه 80 و90 سالهای پرآشوبی در کشورهای عراق، سوریه و آغاز بیداری اسلامی در بسیاری از کشورهای عربی است. حالا نسل مستندسازان جوانتر با الهام از آموزههای سیدمرتضی آوینی و روایت فتح به سراغ این کشورها میروند و اتفاقا مستندهای فوقالعادهای هم تولید میشود. تلویزیون باز هم بهعنوان متولی اصلی این آثار از آنها حمایت میکند و با تاسیس شبکههایی مانند افق و مستند فضای فوقالعادهای برای پخش فراهم میشود. مستند جنگ در ایران حالا در مقابل وقایعی مانند جنگ 33 روزه در لبنان و شکست مفتضحانه رژیم صهیونیستی واکنش نشان میدهد و با ساخت فیلم درباره این اتفاق نهتنها مستقیما با دشمن وارد جنگ رسانهای میشود که حتی با برگزاری جشنوارههای مختلف از آثار خارجی در این زمینه هم حمایت میکند؛ موضوعی که باعث عصبانیت رسانههای غربی و اسرائیلی شده و برخی شبکههای تلویزیونی مانند المنار هم تحریم میشوند.

این دو دهه در حقیقت آغاز شکوفایی نسلی از مستندسازان ایرانی در حوزه جنگ است که با سفر به دل کشورهای جنگزده آثار قابل اعتنایی تولید میکنند و حالا با پیشرفتهای تکنولوژیک در حوزه سختافزاری با شجاعت میتوان گفت واقعهای از نگاه فیلمسازان و تلویزیون ایران دور نخواهد ماند. نمونه واضح و بارز اینگونه فیلمسازی را میتوان در بحث تکفیریها مشاهده کرد. فیلمهایی درباره داعش و گروههای تروریستی دیگر در منطقه که ابعاد گوناگون و زوایای این اتفاقات را به تصویر میکشد. همه این فیلمها به نظر نگاهی مشابه به مستندهای هشت سال دفاع مقدس و فضای آن سالها دارد و این تصویر و اندیشه امتداد پیدا کرده است.

بهرنگ ملکمحمدی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

ساعت چهار بار نواخت.../به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد»/گفتم: «همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد/باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم...»

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

موفق‌ترین محتواها را باید در اوج تمام کرد و نباید این‌طور باشد که آن‌قدر یک برنامه را ادامه دهند که بیننده یا شنونده، زده شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر