آنها بهواسطه رقابت نزدیکشان، دنیای فوتبال را دوقطبی کردند. یا باید طرفدار مسی میشدی یا رونالدو. در این سالها انتخاب دیگری وجود نداشت. نفر سومی هم نبود. کسی پیدا نشد در حد و اندازههای این دو نفر. اما این بازیکنان بزرگ دیگر در جام جهانی روسیه نیستند. هر دو به تعطیلات رفتهاند تا برای رقابت باشگاهی آماده شوند. قبل از آنکه جام جهانی هم آغاز شود، این دو بختی برای قهرمانی نداشتند. رویاپردازی مردم آرژانتین و پرتغال را کنار بگذاریم باید حق دهیم هیچ یک از این دو تیم در اندازههای قهرمان نبودند. در آرژانتین بازیکنی نبود که بشود روی او حساب کرد. درون دروازه به جای نری پمپیدوی آماده دروازهبانی نیمبند ایستاده بود. دفاعش باتیستای مقتدر نبود. در میانه زمین و آن جلو مثل روزهای 86 آرژانتین، کسی در حد و اندازههای خورخه والدانو و بوروچاگا نبود. یک مشت بازیکن معمولی و بیرمق. مسی در این تیم هیچ بختی برای پیروزی نداشت. صورتش را که نگاه میکردی متوجه میشدی روحش را در بوئنوسآیرس جا گذاشته. این بازیکن پیرتر از مسی بارسلونا بود چون فشار وحشتناک مردم متوقع آمریکای لاتین، امانش را بریده بود. با این همه فشار و اضطراب کشنده، تا همین جا هم سخت است جلو بروی. مردم آرژانتین مانند برزیلیها فقط پیروزی و قهرمانی میخواهند و همین وضعیت، کار را دشوار میکند حتی اگر مسی باشی. اوضاع رونالدو در پرتغال به مراتب بهتر بود. حداقل او با مردمی روبهرو بود که کمی منطقیتر به ماجرا نگاه میکردند. اگرچه بازیکنان کناری او هم چیزی در حد آرژانتین بودند؛ اما توقع از رونالدو آنقدر بالا نبود که صورتش را مچاله کند. دنیای فوتبال به دو موجود استثناییاش افتخار میکند؛ اما تیم یکنفره آنها آنقدر قدرتمند نبود که به فینال برسد. فوتبال امروزه حالا قواعد خاصتری دارد. تیم بیشتر به کار میآید و مشکل رونالدو و مسی این بود که کنارشان بازیکنی در حد خودشان نداشتند. شاید حذف این دو بزرگ فوتبال، هیجان را از جامجهانی بگیرد؛ اما فوتبال باید به این شرایط خو بگیرد. فرضیه قدرتمند فعلی این است؛ جهان فوتبال باید خیلی سریع خود را آماده خروج از فضای دوقطبی ده سال اخیر کند.
علی جوادی
دبیر ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم