در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرج سرکوهی روزنامهنگار اپوزیسیون و منتقد ادبی ایرانی که سالهاست خارج از کشور فعالیت دارد، درباره حضور دولتآبادی در افطاری رئیسجمهور نوشت: «(دولتآبادی) مدعی است که اهل فعالیت سیاسی نیست، اما در دو دهه و اندی اخیر به فعالیت سیاسی روی آورده و آن هم در حد مبتذل تقلیل یافتن به مهره تبلیغات انتخاباتی رفسنجانی و روحانی، در حد بدل شدن به زینتالمجالس سخنرانیهای سیاسی روسای جمهور و وزیران ارشاد اسلامی و... البته به شیوه همه کاسبکاران دونبش از ژست اپوزیسیونی برای محافل اروپایی نیز غافل نیست.» او همچنین به تمجید دولتآبادی از سردار سلیمانی واکنش نشان داده است. دولتآبادی هم این نوشته تند سرکوهی را بیجواب نگذاشته و خطاب به او نوشت: «سخت برآشفتهام از آنانی که بیرون مرزها هر صبح بیکمترین تشویشی بیدار میشوند و حرفهای درشت تحویل بقیه میدهند و ادعای مبارز بودنشان گوشِ فلک را کر میکند. حضراتِ دور از آتش و شجاع و مخالف! جسارت و پایمردی از آنِ کسی که محرومیتها و بیمهریها را تاب آورده است و همچنان با کراواتِ سرخ به ضیافتِ افطارِ آقای رئیسجمهور میرود تا تمامی خشمش را در هیات تضادی پررنگ و پر کنتراست فریاد بزند؛ و بگوید که این کشور مالِ من است، حقِ من است و من همینم که میبینید؛ اینجا ماندهام چرا که: چراغِ من در ایران میسوزد.»
این سطرها مختصر ورودی بود برای مطالعه صفحه 8 روزنامه امروز که در آن به بررسی فعالیتها و موضعگیریهای دولتآبادی بهعنوان نویسندهای پرداختهایم که خودش میگوید روشنفکر نیست و مسیر خودش را میرود. میتوانید نقد و بررسی جامجم نسبت به عملکرد این نویسنده را در صفحه بعد بخوانید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: