در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند هفته پیش هم خبری منتشر شده بود درباره وضعیت نابسامان و بلاتکلیف کتابخانه زنده یاد نادر ابراهیمی که البته در صفحه 10 امروز به او و این اتفاقات پرداخته ایم. ماجراهای دراز ساخت مقبره قیصر امینپور، شاعر بزرگ کشورمان را هم که اغلب به خاطر داریم. اینها چند نمونه هستند از اتفاقات بسیاری که هر سال رخ میدهند، مثلا خانه نیما یوشیج در تهران در آستانه ویران شدن قرار میگیرد، خانه پدری جلال آلاحمد قرار میشود به یک قهوهخانه سنتی تبدیل شود و دهها خبر دیگر که البته در اینجا قصد نداریم آخر و عاقبت هر یک از این ماجراها را تا پایان بررسی کنیم. فقط قصد داریم این سوال را مطرح کنیم که ما با میراث به جا مانده از بزرگانمان چه میکنیم؟ این سوال را که البته پاسخهای غالبا دردناکی هم دارد، باید بیشتر از مسئولان پرسید و از آنها خواست به این سوالات پاسخ دهند.
باید از آنها پرسیددر عرصه فرهنگ و هنر چه میکنیم؟ اگر بلد نیستیم بزرگانی را که خود بخشی از بدنه فرهنگی جامعه ما هستند، حفظ کنیم، پس چه میکنیم؟
باید هم ما و هم مسئولان با خودمان رو راست باشیم، ما بخشی از کارهای فرهنگی مهم را رها کردهایم، از کنار برخیشان با بیتوجهی رد شدهایم و همیشه فکر کردهایم هنوز کارهای مهمتری داریم. هنوز مهمتر از کتابهای نادر ابراهیمی و خانه نیما یوشیج مسائل فراوانی است و باید اینها را به بعد موکول کرد.
هر چند نمونههای خوبی چون خانه موزه سیمین دانشور و جلال آلاحمد را هم طی چند سال گذشته داشتهایم، اما اتفاقات تلخی چون تخریب خانه زندهیاد بنان، خواننده معروف «الهه ناز» هم در بین این اخبار دیده شده است .
درست است که این بزرگان دستشان کوتاه است از دنیا و نمیتوانند در برابر این اتفاقات و بی توجهیها واکنش نشان دهند اما ما در برابر فرهنگمان مسئولیم و باید میراث و نام و یاد چهره های فرهنگمان را حفظ کنیم.
زهره احمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: