روایت رحمان‌دوست از ریشه‌ها

نویسنده و شاعر معروفی است؛ شاید مشهورتر از هر شاعر دیگری که برای کودکان و نوجوانان شعر می‌گوید و با داشتن مجموعه اشعار و قصه‌های متعدد که هرکدام با تیراژ‌های قابل توجه منتشر شده‌اند اما همچنان به عنوان شاعر «صد دانه یاقوت» شناخته می‌شود.مصطفی رحماندوست، کتاب دیگری را توسط نشر نیستان راهی بازار کتاب کرده است؛ نامش «شاخه‌ها در باد، ریشه‌ها در خاک» است و تصویرگری آن را یگانه یعقوب‌نژاد انجام داده و طراحی گرافیکی آن برعهده نرگس زیانی بوده است.
کد خبر: ۱۱۴۵۱۱۶

رحماندوست در این کتاب داستان دو نهال را روایت میکند که تنها دوست یکدیگر بودند و با هم از آفتاب جان میگرفتند و با باران سیراب میشدند. آنها با هم بزرگ شدند و دیگر نهال نبودند؛ درختان کوچکی بودند که از زندگی در کنار هم لذت میبردند تا اینکه آدمها به سراغشان رفتند و با دیواری بین آنها فاصله انداختند. تازهترین کتاب شاعر «صد دانه یاقوت»، شعر «دو کاج» از محمدجواد محبت را به یاد میآورد که روایتی بود از نامهربانی دو درخت کاج و سرنوشت تلخی که برای آنها رقم خورد اما کتاب «شاخهها در باد، ریشهها در خاک» درباره دوستان خوب است و رنگهای شاد و زیبایی که به زندگی میپاشند و البته تاکیدش بر اهمیت و دشواری حفظ دوستیها است. در بخشی از کتاب میخوانیم: «روزگار درختها سخت شده بود اما هرچه بود باز هم سرپا بودند و با هم بودند. با هم شاخهها و برگهایشان را به نسیم میسپردند. با هم از گرمای آفتاب لذت میبردند. روزها شب شدند. شبها جای خود را به روشنی روز دادند. جای خطهای سفید گچی جوی کندند. جای جویها دیوار ساخته شد. دیوارها از هر کجای زمین سر درآوردند. سقفها را زدند. خانهها ساخته شد. گرد و خاک و دود، چهره درختها را تیره کرده بود دلشان به این خوش بود که با هم هستند...».

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها