در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رحماندوست در این کتاب داستان دو نهال را روایت میکند که تنها دوست یکدیگر بودند و با هم از آفتاب جان میگرفتند و با باران سیراب میشدند. آنها با هم بزرگ شدند و دیگر نهال نبودند؛ درختان کوچکی بودند که از زندگی در کنار هم لذت میبردند تا اینکه آدمها به سراغشان رفتند و با دیواری بین آنها فاصله انداختند. تازهترین کتاب شاعر «صد دانه یاقوت»، شعر «دو کاج» از محمدجواد محبت را به یاد میآورد که روایتی بود از نامهربانی دو درخت کاج و سرنوشت تلخی که برای آنها رقم خورد اما کتاب «شاخهها در باد، ریشهها در خاک» درباره دوستان خوب است و رنگهای شاد و زیبایی که به زندگی میپاشند و البته تاکیدش بر اهمیت و دشواری حفظ دوستیها است. در بخشی از کتاب میخوانیم: «روزگار درختها سخت شده بود اما هرچه بود باز هم سرپا بودند و با هم بودند. با هم شاخهها و برگهایشان را به نسیم میسپردند. با هم از گرمای آفتاب لذت میبردند. روزها شب شدند. شبها جای خود را به روشنی روز دادند. جای خطهای سفید گچی جوی کندند. جای جویها دیوار ساخته شد. دیوارها از هر کجای زمین سر درآوردند. سقفها را زدند. خانهها ساخته شد. گرد و خاک و دود، چهره درختها را تیره کرده بود دلشان به این خوش بود که با هم هستند...».
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: