در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خشایار را به حضور طلبیده فرمودیم خفهاش کند، میخواهیم بخوابیم .
چند کلید زد و فرمود چشم سایلنت شد. همانطور خیره به ماسماسک هی میگفت عجب عجب... فرمودیم عجب و زهر هلاهل! بنال ببینیم چه میخوانی .
عارض شد: تصدقت گردم لینکی رسیده که در آن مقالهای نگاشتهاند اندار فواید روزه .
فرمودیم: چه مثلا؟
گفت: مثلا صفرا را فلان میکند و بلغم را بیسار و سودا را بهمان...
گفتیم: خب بعدش؟
عارض شد: معده دباغی میگردد و باکتریهای مضر از بدن خارج میگردند. فرمودیم تمام شد؟ همین؟
گفت: خیر گویا در ینگه دنیا، طبیبخانههایی راه انداختهاند به جهت روزهدرمانی که بیماران را بستری میکنند و به جای دارو میگویند روزه بگیرید و هیچ نخورید و نیاشامید.
فرمودیم: آن عجب عجبت سر همین بود نفلهخان؟
عرض کرد: بلی .
فرمودیم بلی و بلا! شریعت محمدی صلیا... هزار و خردهای سال پیش فرموده روزه بگیرید.
عرض کرد: خب .
گفتیم: فرمان خدا بوده و خدا هم از مادر به بندههایش مهربانتر است. عرض کرد: همینطور است.
فرمودیم: هیچ کار خدا بیحکمت نبوده و نیست. اینکه روزه بگیریم سالم بمانیم و وزن کم کنیم و لاغر شویم شرک در نیت است و خدا فقط جنس خالص را قبول میکند. تو به شرط بندگی روزه بگیر که همه آن خیر و برکت را در اندرون خود دارد. چون که صد آمد نود هم پیش ماست.
عرض کرد: چشم. بعد هم فرمودیم حالا برو نان تازه ابتیاعکن تا معطلنشوی. دم افطار شلوغ میشود. رخصت طلبید، مرخص شد. ما هم فرمایش نداریم. برویم قدری بخوابیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: