مدرسه ای به بزرگی یک شهر

وقتی صحبت از یک جامعه شهری می شود، مجموعه ای از روابط پیچیده اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی همراه با تغییرات و تحولات نسبتا سریع و شتابان در ذهن ایجاد می شود.
کد خبر: ۱۱۴۴۳۶
چرا که شهر متشکل از افرادی است که به لحاظ یکسری سنت و آداب ، رفتارها و شیوه های خاص زندگی به یکدیگر وابسته اند و به این وجوه اشتراک تعلق خاطر دارند. برای تعمق و درک هر چه بهتر از این همگرایی و اشتراک ، شهروندان نیاز به یک دستگاه حاکمه قوی دارند که بتواند متناسب با موقعیت و بافت اجتماعی ، تاریخی ، جغرافیایی و فرهنگی و مذهبی ، فضای زندگی شهری را بخوبی طراحی نماید به گونه ای که همگان از هر طبقه و قشر یا گروه سنی بتوانند نسبت به زیستگاه خود یعنی شهر، احساس تعلق و وابستگی داشته باشند و شهر را خانه خویش بدانند.
رسیدن به هدف ، بدون شک نیاز به یک عزم جدی دارد که نخستین مرحله آن آموزش شهروندان است. این آموزش اگر بخواهد مفید و اثربخش باشد، نیاز به یک طرح جامع و دقیق ، یک گروه حرفه ای و متخصص جهت آموزش ، ابزارآلات و وسایل و امکانات آموزشی مناسب مکفی و نهایتا یک سیستم کنترل و ارزشیابی و همچنین یک نظام تشویق و تنبیه کارآمد دارد که تمامی این مراحل به عنوان یک فرایند آموزش شهروندی تعریف و تبیین می شود.
بدون آموزش ، شهرنشینی به یک معضل و بلای ترسناک تبدیل خواهد شد و شهروندان ، ساکنان بی تفاوت و منفعل خواهند بود که برای بسیاری از امور شهری خود احساس مسوولیتی نشان نمی دهند و نظام حاکمه با سیستم های مربوطه نظیر شهرداری ها و سازمان های تابعه آنها باید جور این انفعال و بی تعهدی شهروندان را بکشند که قطعا این روند هزینه های فوق العاده ای را به نظام اداره شهر تحمیل خواهد کرد و قطعا آن نتیجه دلخواه نیز حاصل نخواهد شد.تغییر و تحول سریع در شهرها، گسترش شتابان محدوده شهرها، هجوم مهاجران از حومه شهر، تنوع خدمات مورد نیاز شهروندان را به دنبال خواهد داشت. در این نوشتار سعی شده ضمن پرداختن به ضرورت آموزش شهروندان ، شیوه های آموزش اثربخش و نتایج و پیامدهای آموزش شهروندی را مورد بحث قرار دهیم.

اهمیت آموزش شهروندی


مفهوم شهروندی و جامعه مدنی که همراه آن و وابسته به آن است که طرح شده و بحث و نظرهایی را به دنبال داشته است. یکی از اصول اولیه شهروندی ، پذیرش قانون است و این که همه افراد در برابر قانون برابر هستند و هیچ برتری در این میان وجود ندارد. یکی دیگر از مقدمات شهروندی ، وجود فضای عمومی آزاد برای کنش آزادانه افراد است. فضای عمومی ، هم می تواند محیط و مکانی خاص باشد (مانند پارک ، میدان ، خیابان) و هم سازمان و نهادهایی که گفتگو، اساس آنها را تشکیل می دهد (مثلا روزنامه ، مجلس و...) فضای گفتگو، یعنی پذیرش حضور دیگری و قائل شدن به حقوق دیگران و احترام به آن حقوق.
با نگاهی به رفتارها و اعمال روزانه خود و اطرافیان متوجه می شویم که قانون (رسمی) در بسیاری از موارد نادیده گرفته می شود و این ناشی از بی اعتمادی افراد جامعه به دولت و حکومت است. یافته های جامعه شناسان نیز این گفته را تایید می کند. این بدبینی که یک آموزه شده است ، موجب می شود که بسیاری از قوانین در شرایط مناسب زیر پا گذاشته شوند و فرد و گروه های مختلف خود را از شمول آن مستثنی بدانند.
هابرماس فیلسوف و جامعه شناس آلمانی ، جامعه مدنی و عرصه عمومی را جایگاه بحث و مجادله و گفتگو می داند و معتقد است که اگر مناسبات موجود در آن ، مبتنی بر تفاهم ، کنش ارتباطی و رابطه درونی باشد، این حوزه می تواند رهایی بخش بوده ، موجب رهایی انسان شود.
هانا آرنت که نظرهای او نقشی موثر در بحث جامعه مدنی به معنای جدید آن دارد، با تقسیم کردن فعالیت های انسان به: 1 تلاش معاش ، 2 کار، 3 عمل ، عالی ترین فعالیت بشری به مثابه شهروند را عمل دانسته است.
منظور او حضور افراد در عرصه عمومی و شرکت فعالانه در سرنوشت سیاسی خود است. جامعه مدنی دارای ویژگی هایی است که بدون آن تحقق نمی یابد. یکی از خصوصیات جامعه مدنی ، وجود قوانین مدون رسمی است. اجتماعی شدن افراد جامعه به دوگونه ، پیروی از هنجارهای غیررسمی و هنجارهای رسمی (قانون) صورت می پذیرد. در جامعه مدنی هنجارهای رسمی یعنی قوانین ، تسلط نسبی دارند، اگرچه هنجارهای غیررسمی در مراحل مختلف اجتماعی شدن همچنان دارای نقش و اهمیت هستند. یکی دیگر از خصوصیات جامعه مدنی وجود سازمان های غیردولتی است. این سازمان ها رابطه میان افراد جامعه و حکومت مرکزی تلقی می شوند و کارکرد آنها تعدیل خواست های دوطرف است. همچنان که اشاره شد، وجود جامعه مدنی مستلزم وجود عرصه عمومی برای حضور شهروندان و کنش آزاد آنهاست.
عرصه عمومی در زندگی اجتماعی شهرهای مدرن ، قلمرو اصلی زندگی به شمار می آید و امکاناتی را شامل می شود که بسیاری از فعالیت های روزمره در آنها صورت می گیرد از جمله خرید، عبادت ، کسب و کار، دیدن دوستان و پرسه زدن. اگر شهروندی بتواند شکل بگیرد، تنها در این مکان هاست.

تغییر عادت ها


در توسعه یافتگی کشورهای پیشرفته ، عواملی متعدد نقش دارند. یکی از مولفه های سرنوشت ساز و مهم در پیشرفت جوامع توسعه یافته ، موضوع کلیدی آموزش است.
روان شناسان و رسانه های تبلیغی ، برای دگرگون کردن عادتها، آداب و رسوم و افکار مردم از حربه های گوناگونی سود می جویند. از جمله این دستاویزها، حربه کارگر و سودمند آموزش است. از راه آموزش های مستقیم و غیرمستقیم در افکار مردم نفوذ می کنند و احساسات ، عواطف ، نگرشها و حتی اندیشه مردم را دستخوش تحول می سازند و آنچه را که می خواهند، در مسیر دلخواه خود و همگام با هدفهای از پیش تعیین شده با برنامه ریزی دقیق و منسجم ، تغییر می دهند و از این راه بر اندیشه و سرمایه مردم حکومت می کنند و مقاصد خود را به پیش می برند. با توجه به آنچه گفته شد، جامعه های پیشرفته و مبلغان رسانه ای با آگاهی از اهمیت کلیدی آموزش سرمایه های هنگفتی در این حوزه هزینه می کنند تا بتوانند مردم را به سوی زندگی مسالمت آمیز همراه با نشاط، مهر، آرامش و آسایش در کنار هم راهبری کنند و به اهداف خود دست یابند و نتیجه زحمت های خود را نیز بدست آورند. از سوی دیگر شاهد روی آوری محافل علمی ، فرهنگی و مطبوعات کشور و توسعه هستیم.
بی تردید، گام نخست در توسعه و اصلاحات ، آموزش است و تا ساختار آموزش در کشور دگرگون نشود، توسعه و اصلاحات راه به جایی نخواهد برد.از جمع بندی نکات بالا به این نتیجه می رسیم که آموزش و بویژه آموزش همگانی نقش حیاتی در روند بازسازی فرهنگ و کشور ایفا می کنند و اینجاست که مساله ، آموزش اهمیت دوچندانی پیدا می کنند.
بنابراین یک شهروند قبل از هر چیز باید نحوه زندگی سالم در این مکانها را بیاموزد تا شهروند فعال خوانده شود. در این راه می باید از آموزش هایی کمک گرفت که هم کل نگر و هم جزئ نگر باشند و ما را به تمام اهدافمان برسانند، شاید بهترین نوع و نام برای آن ، آموزش های تابعی باشد.آموزش های تابعی دارای دو بعد اساسی است: 1بعد نظری ، 2بعد عملی.
در بعد نظری مسائل و مشکلات شهروندان ، به شکل سوالات مشخصی مطرح می شود و توجه آموزندگان به تجزیه و تحلیل و درک آنها جلب می شود. در این مرحله ، تجزیه و تحلیل نظرات مورد تاکید ماست که از دانش و معلومات شرکت کنندگان برای آشنا کردن آنها با مفاهیم جدید و کسب اطلاعات تازه استفاده می شود.
در بعد عملی ، تصمیمات اتخاذ شده در شهر، به مرحله اجرا درمی آید و شهروندان برای پذیرش رفتارهای جدید آماده می شوند. این نوع آموزش توان انجام سه عمل را به طور همزمان داراست: اولا می توان با آن ، گروهها و اقشار بی سواد شهری را باسواد نمود. ثانیا به آنها آموزش های حرفه ای داد تا بتوانند در جامعه شهری درآمدی داشته باشند و امرار معاش کنند. در صورت نبودن این آموزش ها، مشاغل کاذب در شهر افزایش خواهد یافت و در مرحله سوم ، آموزش در زمینه های اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی ارائه می شود که در حقیقت بالا بردن دانش ، بینش و توان شهروندان ، فلسفه چنین آموزشی است.

آموزش ها چگونه اثربخش می شوند؛


البته قبل از پرداختن به مباحث برنامه ها و شرایط، باید اصولی را که به اثربخشی آموزش ها کمک می کند و در آن اثرگذار است به روشنی مطرح کرد: اولا آموزش هایی که به شهروندان داده می شود، باید تابع اهدافی از قبیل رشد اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی و حرفه ای شهروندان باشد تا بتوانند به این وسیله امکان بهره برداری و استفاده عملی از مهارت های آموخته شده را در زندگی روزمره دارا باشند. ثانیا در این آموزش ها اصول و مباحث نظری و عملی آموزشی با یکدیگر ادغام می شوند و آموزش شهروندان با آگاهی بخشیدن آموزش حرفه ای آنها ترکیب می شود.
این آموزش با توجه به ماهیت و ویژگی های خود نمی تواند نتیجه فعالیت موسسه ای خاص باشد ؛ بلکه به همکاری نزدیک و مستقیم سازمان ها و مسوولان بخش های مختلف اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی نیاز دارد. زیرا اجرای این برنامه ، عملکردی است همه جانبه و دربرگیرنده کلیه ابعاد آموزش شهروندان است که براساس ویژگی های فردی ، اجتماعی ، اقتصادی و حرفه ای شهروندان صورت خواهد گرفت و باید جزو برنامه های عمرانی قلمداد شود. محتوای چنین برنامه هایی نمی تواند یکنواخت و بدون تغییر باقی بماند. این امر با توجه به تنوع مشکلات و مسائل جامعه شهری و همچنین شرایط موجود در آن ضروری به نظر می رسد. نکته دیگر در مورد این آموزش ها این که در مدت کوتاه زمانی و به صورت فشرده برای شهروندان ارائه می شود، ولی تعطیل نمی شود بلکه این شهروندان هستند که در صورت نیاز به این سمت هدایت می شوند.

دلایل ضرورت آموزش شهروندی


عدم آگاهی شهروندان نسبت به حقوق ومسوولیت های شهروندی خود ، بی توجهی آنان به قوانین شهری و رفتارهای خودسرانه افراد در بافت شهری (مثل سد معبر کردن فروشندگان) ،از جمله مشکلات فردی هستند که سبب ضرورت آموزش شهروندی می شوند همچنین مشکلات اجتماعی و فرهنگی که این ضرورت را ایجاد می کند عبارتند از: وجود ناهنجارهای رفتاری در شهروندان ،عدم دسترسی همگان به امکانات فرهنگی آموزشی و تفریحی ،عدم تعادل و توازن در عمران شهری و نبود یک سیستم دقیق نظارتی در مدیریت شهری . اگرچه از مشکلات فردی و اجتماعی ، فرهنگی مختلفی به عنوان دلایل ضرورت آموزش شهروندی نام می برند ولی مهمترین این مشکلات بر می گردد به عدم شناخت صحیح مردم از حقوق و وظایف شهروندی خود ؛ چرا که این هر دو مکمل یکدیگر هستند. اگر هر شهروندی از مسوولیت های خود مطلع باشد و برای انجام صحیح این مسوولیت ها بکوشد در واقع حقوق دیگران را تامین کرده است.
به عنوان مثال رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی و احساس مسوولیت در باب این قوانین ، کمک می کند که دیگران از حق خود بهره مند شوند. از سوی دیگر، وقتی شهروندان نسبت به حقوق و مسوولیت های خویش آگاه باشند هزینه های مترتب بر شهرداری نیز به میزان قابل توجهی کاهش پیدا می کند. هر ساله شهرداری ها بالاخص در کلانشهرها هزینه های هنگفتی را خرج تعمیر، بازسازی و تعویض یکسری خدمات عمومی نظیر باجه های پست ، کیوسک های تلفن همگانی ، وسایل موجود در پارکها، صندلی اتوبوس ها و... می کنند.اما رفع این معضل ، یعنی آگاه کردن مردم نسبت به حقوق و مسوولیت های شهروندی خود تنها راه چاره نیست. مدیریت شهری باید به گونه ای باشد که شهروندان احساس تبعیض در عمران شهری نکنند چرا که این موضوع یک احساس حقارت در ساکنان مناطق پایین شهر ایجاد می کند که آن احساس حقارت به صورت وندالیسم یا تخریب اموال عمومی جلوه گر می شود.




احسان کاظمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها