در توسعه یافتگی کشورهای پیشرفته ، عواملی متعدد نقش دارند. یکی از مولفه های سرنوشت ساز و مهم در پیشرفت جوامع توسعه یافته ، موضوع کلیدی آموزش است.
روان شناسان و رسانه های تبلیغی ، برای دگرگون کردن عادتها، آداب و رسوم و افکار مردم از حربه های گوناگونی سود می جویند. از جمله این دستاویزها، حربه کارگر و سودمند آموزش است. از راه آموزش های مستقیم و غیرمستقیم در افکار مردم نفوذ می کنند و احساسات ، عواطف ، نگرشها و حتی اندیشه مردم را دستخوش تحول می سازند و آنچه را که می خواهند، در مسیر دلخواه خود و همگام با هدفهای از پیش تعیین شده با برنامه ریزی دقیق و منسجم ، تغییر می دهند و از این راه بر اندیشه و سرمایه مردم حکومت می کنند و مقاصد خود را به پیش می برند. با توجه به آنچه گفته شد، جامعه های پیشرفته و مبلغان رسانه ای با آگاهی از اهمیت کلیدی آموزش سرمایه های هنگفتی در این حوزه هزینه می کنند تا بتوانند مردم را به سوی زندگی مسالمت آمیز همراه با نشاط، مهر، آرامش و آسایش در کنار هم راهبری کنند و به اهداف خود دست یابند و نتیجه زحمت های خود را نیز بدست آورند. از سوی دیگر شاهد روی آوری محافل علمی ، فرهنگی و مطبوعات کشور و توسعه هستیم.
بی تردید، گام نخست در توسعه و اصلاحات ، آموزش است و تا ساختار آموزش در کشور دگرگون نشود، توسعه و اصلاحات راه به جایی نخواهد برد.از جمع بندی نکات بالا به این نتیجه می رسیم که آموزش و بویژه آموزش همگانی نقش حیاتی در روند بازسازی فرهنگ و کشور ایفا می کنند و اینجاست که مساله ، آموزش اهمیت دوچندانی پیدا می کنند.
بنابراین یک شهروند قبل از هر چیز باید نحوه زندگی سالم در این مکانها را بیاموزد تا شهروند فعال خوانده شود. در این راه می باید از آموزش هایی کمک گرفت که هم کل نگر و هم جزئ نگر باشند و ما را به تمام اهدافمان برسانند، شاید بهترین نوع و نام برای آن ، آموزش های تابعی باشد.آموزش های تابعی دارای دو بعد اساسی است: 1بعد نظری ، 2بعد عملی.
در بعد نظری مسائل و مشکلات شهروندان ، به شکل سوالات مشخصی مطرح می شود و توجه آموزندگان به تجزیه و تحلیل و درک آنها جلب می شود. در این مرحله ، تجزیه و تحلیل نظرات مورد تاکید ماست که از دانش و معلومات شرکت کنندگان برای آشنا کردن آنها با مفاهیم جدید و کسب اطلاعات تازه استفاده می شود.
در بعد عملی ، تصمیمات اتخاذ شده در شهر، به مرحله اجرا درمی آید و شهروندان برای پذیرش رفتارهای جدید آماده می شوند. این نوع آموزش توان انجام سه عمل را به طور همزمان داراست: اولا می توان با آن ، گروهها و اقشار بی سواد شهری را باسواد نمود. ثانیا به آنها آموزش های حرفه ای داد تا بتوانند در جامعه شهری درآمدی داشته باشند و امرار معاش کنند. در صورت نبودن این آموزش ها، مشاغل کاذب در شهر افزایش خواهد یافت و در مرحله سوم ، آموزش در زمینه های اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی ارائه می شود که در حقیقت بالا بردن دانش ، بینش و توان شهروندان ، فلسفه چنین آموزشی است.
آموزش ها چگونه اثربخش می شوند؛
البته قبل از پرداختن به مباحث برنامه ها و شرایط، باید اصولی را که به اثربخشی آموزش ها کمک می کند و در آن اثرگذار است به روشنی مطرح کرد: اولا آموزش هایی که به شهروندان داده می شود، باید تابع اهدافی از قبیل رشد اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی و حرفه ای شهروندان باشد تا بتوانند به این وسیله امکان بهره برداری و استفاده عملی از مهارت های آموخته شده را در زندگی روزمره دارا باشند. ثانیا در این آموزش ها اصول و مباحث نظری و عملی آموزشی با یکدیگر ادغام می شوند و آموزش شهروندان با آگاهی بخشیدن آموزش حرفه ای آنها ترکیب می شود.
این آموزش با توجه به ماهیت و ویژگی های خود نمی تواند نتیجه فعالیت موسسه ای خاص باشد ؛ بلکه به همکاری نزدیک و مستقیم سازمان ها و مسوولان بخش های مختلف اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی نیاز دارد. زیرا اجرای این برنامه ، عملکردی است همه جانبه و دربرگیرنده کلیه ابعاد آموزش شهروندان است که براساس ویژگی های فردی ، اجتماعی ، اقتصادی و حرفه ای شهروندان صورت خواهد گرفت و باید جزو برنامه های عمرانی قلمداد شود. محتوای چنین برنامه هایی نمی تواند یکنواخت و بدون تغییر باقی بماند. این امر با توجه به تنوع مشکلات و مسائل جامعه شهری و همچنین شرایط موجود در آن ضروری به نظر می رسد. نکته دیگر در مورد این آموزش ها این که در مدت کوتاه زمانی و به صورت فشرده برای شهروندان ارائه می شود، ولی تعطیل نمی شود بلکه این شهروندان هستند که در صورت نیاز به این سمت هدایت می شوند.
| دلایل ضرورت آموزش شهروندی عدم آگاهی شهروندان نسبت به حقوق ومسوولیت های شهروندی خود ، بی توجهی آنان به قوانین شهری و رفتارهای خودسرانه افراد در بافت شهری (مثل سد معبر کردن فروشندگان) ،از جمله مشکلات فردی هستند که سبب ضرورت آموزش شهروندی می شوند همچنین مشکلات اجتماعی و فرهنگی که این ضرورت را ایجاد می کند عبارتند از: وجود ناهنجارهای رفتاری در شهروندان ،عدم دسترسی همگان به امکانات فرهنگی آموزشی و تفریحی ،عدم تعادل و توازن در عمران شهری و نبود یک سیستم دقیق نظارتی در مدیریت شهری . اگرچه از مشکلات فردی و اجتماعی ، فرهنگی مختلفی به عنوان دلایل ضرورت آموزش شهروندی نام می برند ولی مهمترین این مشکلات بر می گردد به عدم شناخت صحیح مردم از حقوق و وظایف شهروندی خود ؛ چرا که این هر دو مکمل یکدیگر هستند. اگر هر شهروندی از مسوولیت های خود مطلع باشد و برای انجام صحیح این مسوولیت ها بکوشد در واقع حقوق دیگران را تامین کرده است.
به عنوان مثال رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی و احساس مسوولیت در باب این قوانین ، کمک می کند که دیگران از حق خود بهره مند شوند. از سوی دیگر، وقتی شهروندان نسبت به حقوق و مسوولیت های خویش آگاه باشند هزینه های مترتب بر شهرداری نیز به میزان قابل توجهی کاهش پیدا می کند. هر ساله شهرداری ها بالاخص در کلانشهرها هزینه های هنگفتی را خرج تعمیر، بازسازی و تعویض یکسری خدمات عمومی نظیر باجه های پست ، کیوسک های تلفن همگانی ، وسایل موجود در پارکها، صندلی اتوبوس ها و... می کنند.اما رفع این معضل ، یعنی آگاه کردن مردم نسبت به حقوق و مسوولیت های شهروندی خود تنها راه چاره نیست. مدیریت شهری باید به گونه ای باشد که شهروندان احساس تبعیض در عمران شهری نکنند چرا که این موضوع یک احساس حقارت در ساکنان مناطق پایین شهر ایجاد می کند که آن احساس حقارت به صورت وندالیسم یا تخریب اموال عمومی جلوه گر می شود. |