در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خواهری که 15 سال از حاج شعبان کوچکتر است و همیشه در سایه مهر برادر بوده، معتقد است: هر وقت از جبهه باز میگشت به همه اعضای خانواده سرکشی میکرد، برای حل مشکلات پا پیش میگذاشت و با وجود مسئولیتهای متعددی که به عهدهاش بود، دست یاری کسی را رد نمیکرد بخصوص اگر پدر و مادرمان مشکلی پیدا میکردند یا نیاز به رسیدگی بیشتر داشتند.
زهرا نصیری تاکید میکند خانواده برای شهید نصیری سهم بزرگی در مجموعه مسئولیتهای او داشته و حالا که دیگر او را ندارند، بیشتر از همیشه متوجه رنگ و تاثیر حضور این شهید بزرگوار میشوند. خواهر شهید توضیح میدهد بعد از شهادتش فهمیدند رسیدگی و توجه حاج شعبان فقط به اعضای اصلی خانواده محدود نمیشد و بستگان و آشنایان هم از نظرها، مشاوره و کمکهای او بهرهمند میشدند. این خواهر شهید، شانس آن را داشت که یک برادر نمونه و متفاوت داشته باشد. زهرا نصیری درباره حاج شعبان به عنوان یک برادر میگوید: دلم به حضورش قرص بود؛ حتی وقتی کنارمان حضور نداشت، تماسها و احــوالپــرسـیهای دلسوزانهاش را داشتیم. دو برادر دیگر هم دارم که هر سه در قلبم یک جایگاه دارند و به لحاظ عاطفی برابر هستند اما رسیدگیهای حاج شعبان او را خاص میکرد. مثلا هر بار که به ماموریت میرفت و هر بار که بازمیگشت با تک تک اعضای خانواده تماس میگرفت و از همه میخواست در خانه پدر و مادرمان جمع شویم.
زندگینامهها و خاطرات بزرگان، تصویری از آدمهای متفاوت در ذهن زهرا نصیری میساخت و حالا او بعد از شهادت برادرش متوجه میشود یکی از این آدمهای متفاوت همیشه کنارش بوده و خبر نداشته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: