در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تا الان فرهاد مجیدی، مهدی رحمتی و فرشید اسماعیلی با من تماس گرفتهاند و جویای حالم شدهاند. به مجیدی گفتم از بچگی طرفدار استقلال بودم و چون شرایط کاری اجازه نمیداد، نمیتوانستم برای تماشای بازیهای تیم به تهران بیایم، اما وقتی استقلال به شهرهای جنوبی میآمد، به ورزشگاه میرفتم. 9-8 سال سابقه کار دارم و جوشکار درجه یک کشت و صنعت هستم، اما با این اتفاق کارم را از دست دادم. با یک چشم نمیتوانم کار جوشکاری انجام دهم. به مجیدی گفتم هوادار شما بودم، برای بازیهایتان به ورزشگاه میرفتم تا تشویقتان کنم، الان میخواهم بینایی چشمم را برگردانید. من هیچ چیز نمیخواهم، فقط چشمم را میخواهم. زندگی کردن با یک چشم خیلی سخت است. مجیدی گفت که برای من دکتر خوب پیدا میکند. او گفت با افتخاری و رحمتی صحبت کرده تا تنهایم نگذارند.»
او درباره لحظه آسیبدیدگی چشمش میگوید: «وقتی استقلال گل زد و خوشحالی کردیم، امان ندادند و صندلی پرتاب کردند. یگان ویژه اصلا کاری نکرد. چرا سعید فتاحی مسئول برگزاری بازی فاصلهای میان ما و هواداران آنها نگذاشته بود؟ فاصله آنقدر نزدیک بود که صندلیها به ما میخورد. در قسمت VIP بودیم، جایی که داریوش شجاعیان و مهدی قائدی به همراه پسر شفر هم بودند. آنها صحنه را دیدند، اما نمیدانم چرا پس از آن صحبتی نکردند.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: